منو

صفحه اصلی

اخبار

غزلی از حافظ: راز درون پرده از رندان مست پرس

در این غزل از حافظ، به اهمیت بهره‌مندی از زندگی و طلب حقیقت از زاهدان اشاره شده است. شاعر با اشاره به فناپذیری دنیا، خواننده را به قدردانی از لحظات حال دعوت می‌کند.

صوفی بیا که آیِنِه، صافی‌ست جام راتا بِنگَری صَفایِ مِیِ لَعل‌فام را

رازِ درونِ پَردِه زِ رِندانِ مَست پُرسکاین حال نیست زاهِدِ عالی‌مَقام را

عَنقا، شِکارِ کَس نَشَوَد، دام بازچینکآنجا، همیشه، باد به دست است، دام را

دَر بَزمِ دُور، یک‌دو قدح دَرکَش و برویَعنی طَمَع مَدار وِصالِ مُدام را

ای دل! شَباب رَفت و نَچیدی گُلی زِ عِیشپیرانه‌‌سر مَکُن هُنَری نَنگ و نام را

در عِیشِ نَقد کوش که چون آبخَور نَمانْدآدَم بِهِشت، روضِهٔ دارُالسَّلام را

ما را بَر آستانِ تو، بس حَقِّ خِدمَت استای خواجه! بازبین به تَرَحُّم غلام را

«حافظ» مُریدِ جامِ مِی است، ای صبا! برو!وز بنده بندگی بِرَسان شِیخِ جام را!

#صوفی #غزل #حافظ #ادبیات #شعر
منبع: عصر ایران