منو

صفحه اصلی

اخبار

یاد احمد شاملو و پاییز با توفان رنگ

متنی از احمد شاملو با حال و هوای پاییزی و یادآوری زیبایی‌های فصل خزان و توصیفاتی از طبیعت و احساسات درونی.

بی‌آنکه دیده بیند،در باغاحساس می‌توان کرددر طرحِ پیچ‌پیچِ مخالف‌سرای بادیأسِ موقرانه‌ی برگی کهبی‌شتاببر خاک می‌نشیند.

---

بر شیشه‌های پنجرهآشوبِ شبنم است.ره بر نگاه نیستتا با درون درآیی و در خویش بنگری.

با آفتاب و آتشدیگرگرمی و نور نیست،تا هیمه‌خاکِ سرد بکاویدررؤیای اخگری.

---

اینفصلِ دیگری‌ستکه سرمایشاز دروندرکِ صریحِ زیبایی راپیچیده می‌کند.

یادش به خیر پاییزبا آنتوفانِ رنگ و رنگکه برپادر دیده می‌کند!

---

هم برقرارِ منقلِ اَرزیزِ آفتاب،خاموش نیست کورهچو دی‌سال:

خاموشخودمنم!

مطلب از این قرار است:چیزی فسرده است و نمی‌سوزدامسالدر سینهدر تنم!

احمد شاملو 1349

اَرزیزِ: فلز نقره ای رنگ که برای سفید کردن ظزوف مسی استفاده می شود/قلع

منقل ارزیز آفتاب: آسمان نقره ای رنگ (منتقل) آفتاب را در برگرفته است/و آفتاب چون کوره روشن در حال سوختن است

#پاییز #احمد شاملو #فرهنگ #ادبیات #شعر
منبع: عصر ایران