منو

صفحه اصلی

اخبار

روایت یک مستند واقعی با زبان تئاتر عروسکی

مستند «سخت بازی کن» با تکیه بر پرونده‌های پزشکی، تجربه‌ها و دشواری‌های حوزه درمان را روایت می‌کند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، مبینا کاظمی، کارگردان نمایش «سخت بازی کن»، در بیست و یکمین جشنواره بین المللی تئاتر عروسکی تهران- مبارک با اثری مستند در بخش بزرگسال حضور داشت؛ نمایشی که با تکیه بر یک پرونده واقعی پزشکی، به تجربه‌ها و دشواری‌های حوزه درمان می‌پردازد. کاظمی که پیشتر با نمایش‌های «دختر کفش عروسکی» و «شبگرد» نیز در دوره‌های نوزدهم و بیستم این جشنواره حضور داشته، در گفتگو با ایلنا از شکل گیری ایده «سخت بازی کن»، دشواریهای پژوهش و تبدیل یک موضوع واقعی به زبان عروسک و ضرورت حمایت از آثار نمایشی پس از پایان جشنواره توضیحاتی ارائه کرد.

ایده شکل‌گیری نمایش «سخت بازی کن» از کجا آغاز شد و در روند تبدیل آن به یک اثر نمایشی با چه چالش هایی روبرو بودید؟

ایده این اجرا در کلاس کارگردانی استاد سلمان محسنی شکل گرفت. در این کلاس باید روی یک پروژه مستند کار می‌کردیم و در نهایت، اجرایی با رویکرد مستند و با استفاده از تکنیکهای مختلف تئاتر عروسکی ارائه می‌دادیم. قرار بود تکنیک‌های متفاوت را در کلاس امتحان کنیم و از میان آن‌ها به شیوه‌ای برسیم که برای اجرای خودمان مناسب باشد. این مسیر از ابتدا ساده نبود؛ هم انتخاب موضوع دشواری‌های خودش را داشت و هم باید مشخص می‌کردیم چه چیزی را روایت می‌کنیم و قرار است آن را با چه تکنیکی به مخاطب انتقال دهیم. در آغاز، پیدا کردن پاسخ این پرسش‌ها واقعا سخت بود. با این حال، اتودهایی که در کلاس انجام دادیم و راهنمایی‌هایی که از استاد گرفتیم، به تدریج کمک کرد به نتایجی برسیم و مسیر اجرایمان روشن‌تر شود. در واقع، شکل‌گیری اثر نتیجه همین آزمون و خطاها و رسیدن تدریجی به زبان مناسب برای روایت موضوع بود.

موضوع نمایش با حوزه پزشکی و کادر درمان ارتباط دارد. برای شناخت این فضا و نزدیک شدن به واقعیت، چه مسیری را در پژوهش طی کردید؟

پرداختن به حوزه کادر درمان برای من دشوار بود، چون شناخت زیادی از این فضا نداشتم. تبدیل چنین موضوعی به یک متن نمایشی نیز چالش بزرگی بود؛ هر حرفه‌ای اصطلاحات و زبان خاص خودش را دارد و این مسئله در حوزه پزشکی بسیار پررنگ است. به همین دلیل تلاش کردم تا جایی که می‌توانم مستندات مربوط به موضوع را بخوانم و از منابع مختلف اطلاعات به دست بیاورم. برایم اهمیت داشت که روایت تا حد امکان به واقعیت نزدیک باشد و صرفاً بر پایه تصور یا برداشت شخصی شکل نگیرد. به همین دلیل، اخبار و مطالب منتشر شده را بررسی کردم، به سراغ مصاحبه‌ها و منابع مختلف رفتم و با افرادی که در این حوزه شغلی فعالیت می‌کنند نیز صحبت کردم. می‌خواستم با شناختی دقیق‌تر از زبان، شرایط و تجربه‌های این فضا به متن برسم. این فرایند به من کمک کرد تا بتوانم موضوعی را که در ابتدا برایم ناآشنا بود، بهتر بشناسم و برای انتقال آن به صحنه، راه مناسبتری پیدا کنم.

چرا تئاتر عروسکی را برای روایت چنین موضوع تلخ و مستندی مناسب دانستید؟

تئاتر عروسکی و تکنیک‌های مختلف آن ظرفیت زیادی برای تخیل دارند. با کمک این شیوه می‌توان چیزهایی را روی صحنه آورد که نمایش مستقیم آن‌ها به شکل معمول دشوار است. برای مثال، وقتی قرار است درباره کودکی صحبت کنیم که به دنیا می‌آید و وارد این جهان می‌شود، می‌توان از عروسک نوزاد یا ماکت جنین استفاده کرد. این امکان باعث می‌شود موقعیتی که شاید در قالب‌های دیگر به سادگی قابل نمایش نباشد، در جهان عروسکی شکل بگیرد. به نظرم، تئاتر عروسکی برای روایت داستان‌های مستند و تلخ نیز ظرفیت بسیار مناسبی دارد. ممکن است در نگاه اول تصور شود این گونه نمایشی بیشتر برای کودکان است، اما چنین محدودیتی وجود ندارد. اتفاقا در مورد داستانی مانند «سخت بازی کن»، استفاده از عروسک کمک می‌کند مخاطب با موضوعی جدی و تلخ روبرو شود و آن را از زاویه‌ای متفاوت ببیند. برای من همین قابلیت یکی از دلایل مهم انتخاب این قالب بود.

واکنش تماشاگران در جشنواره نسبت به «سخت بازی کن» چگونه بود؟ آیا نوع مواجهه آن‌ها با نمایش برایتان قابل پیش بینی بود؟

در طول کار، بیشتر از اینکه نگران خود اجرا باشم، کنجکاو بودم بازخورد مخاطبان را ببینم. تا حدی به کار اطمینان داشتم، چون روی بخش‌های مختلف آن کار کرده بودیم و تلاش کرده بودیم اجرا تمیز و دقیق باشد. به همین دلیل، برایم اهمیت داشت بدانم تماشاگر با آنچه روی صحنه می‌بیند چه ارتباطی برقرار می‌کند و چه واکنشی نشان می‌دهد. بازخوردهایی که دریافت کردیم، بسیار جالب بود. احساس می‌کردم مخاطب با نمایش همراه می‌شود، به آن فکر می‌کند و درگیر موضوع می‌شود. برایم جالب بود که چگونه می‌توان موضوع‌هایی را که در نگاه اول چندان به یکدیگر مرتبط به نظر نمی‌رسند، در جهان تئاتر عروسکی کنار هم قرار داد و داستانی تلخ را به شیوه‌ای متفاوت روایت کرد. این تجربه نشان داد که مخاطب می‌تواند از طریق یک زبان اجرایی متفاوت با موضوعی جدی ارتباط برقرار کند و در طول تماشا، فقط دریافت کننده یک داستان نباشد، بلکه به آن فکر کند.

در مقایسه با تجربه‌های قبلی خود، چه تفاوتی در شیوه مواجهه با مخاطب در «سخت بازی کن» ایجاد کردید؟

در کارهای قبلی هم دوست داشتم نگاه تازه‌ای به موضوع داشته باشم، اما این مسئله در «سخت بازی کن» برایم جدی‌تر شد. در این نمایش با داستانی تلخ روبرو هستیم و می‌خواستم مخاطب را مستقیما وارد مواجهه با موضوع کنم. برایم مهم بود که با تماشاگر حرف بزنیم، از او سؤال کنیم و او را به فکر کردن واداریم. نمی‌خواستم مخاطب صرفاً از دیدن یک عروسک جالب یا عروسکی که روی صحنه جان گرفته، لذت ببرد و بعد نمایش تمام شود. می‌خواستم اتفاقی که روی صحنه روایت می‌شود، او را با مسئله‌ای روبرو کند که نیازمند فکر کردن است. شاید در نمایش‌های «گیماور» و «تیکه تیکه» هم چنین دغدغه‌ای وجود داشت، اما در این اجرا تلاش کردم با استفاده از عروسک، این مواجهه را پر رنگ‌تر کنم. برایم مهم بود که عروسک تنها یک عنصر جذاب بصری نباشد و بتواند به ابزاری برای طرح پرسش و درگیر کردن ذهن مخاطب تبدیل شود.

در طراحی فضای عاطفی نمایش، چگونه میان لحظات خنده‌آور و موقعیت‌های تلخ تعادل برقرار کردید؟

فضای عاطفی نمایش برایم باید متنوع و چند لایه می‌بود. می‌خواستم مخاطب بتواند با شخصیت اصلی بخندد، گریه کند و حتی از او یا در کنار او عصبانی شود. از آنجا که با یک پروژه مستند روبرو بودیم، رابطه شخصیت اصلی با عروسک‌های مختلف و صداهایی که در اجرا پخش می‌شدند، اهمیت داشت. بعضی از این شخصیت‌ها در واقع اشیا بودند و قرار نبود لزوماً مانند شخصیت‌های متعارف یک نمایش رفتار کنند. با این حال، همین عناصر می‌توانستند در شکل گیری فضای عاطفی اثر نقش داشته باشند. تلاش کردم موقعیت‌ها به گونه‌ای کنار هم قرار بگیرند که مخاطب در یک صحنه بخندد و در صحنه بعد با اتفاقی مواجه شود که او را تحت تأثیر قرار دهد و حتی به گریه بیندازد. برایم مهم بود که نمایش در یک حس ثابت باقی نماند و تماشاگر در طول اجرا تجربه‌های عاطفی متفاوتی داشته باشد.

همکاری با ملیکا زارع در این اثر چگونه شکل گرفت و تجربه کار مشترک چه تأثیری بر روند تولید داشت؟

همکاری من با ملیکا زارع به این نمایش محدود نمی‌شود و ما در چند کار دیگر نیز با یکدیگر همکاری داشته ایم. در مجموع، روند کار کردنمان در طول زمان شکل گرفته است. چند اثر را به صورت مشترک کارگردانی کرده‌ایم و در بعضی پروژه‌ها نیز هرکدام جداگانه کار خودمان را پیش برده ایم. در کارهای خودم، ملیکا گاهی به عنوان بازیگر حضور داشته و در کارهای او نیز من در موقعیت‌های دیگری قرار گرفته ام. این تجربه‌ها باعث شده شناخت بیشتری از شیوه کار یکدیگر داشته باشیم. وقتی ایده‌ها به هم نزدیک باشند و زبان مشترکی میان افراد وجود داشته باشد، امکان شکل دادن به ایده‌ها و رسیدن به نتیجه مطلوب بیشتر می‌شود. این شناخت کمک می‌کند بتوانیم دقیق‌تر و منظم‌تر کار کنیم. البته هر تجربه، فضای متفاوتی دارد و قرار نیست همه کارها شبیه یکدیگر باشند، اما داشتن این ارتباط و آشنایی با نگاه یکدیگر، در پیشبرد کار بسیار مؤثر است.

به عنوان فردی از نسل جدید تئاتر عروسکی، نگاه خود را به تجربه گرایی و عبور از تعریف‌های رایج این هنر چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به نظرم نسل جدید در بسیاری از موارد جسارت بیشتری برای تجربه کردن دارد و خودش را به تعریف‌های محدودکننده مقید نمی‌کند. بخشی از این مسئله به فضایی برمی گردد که در کلاس‌ها و دوره‌های آموزشی تجربه می‌کنیم. وقتی استادان اجازه می‌دهند در تمرین‌ها و تجربه‌های مختلف، جهان ذهنی خودمان را مطرح کنیم، امکان شکل گیری نگاه‌های تازه بیشتر می‌شود. برای من مهم است که هنرجو بتواند ایده‌ای را که در ذهن دارد، حتی اگر در ابتدا کامل یا درست به نظر نرسد یا با منطق و نگاه استاد هماهنگ نباشد، امتحان کند. لازم است امکان تجربه وجود داشته باشد؛ چون ممکن است ایده‌ای در ابتدا چندان مناسب به نظر نرسد، اما در جریان اجرا به نتیجه‌ای متفاوت برسد. اگر از همان ابتدا همه چیز به چارچوب‌های مشخص محدود شود، فرصت کشف و تجربه از بین می‌رود. فکر می‌کنم این آزادی در آموزش می‌تواند نسل جدید را به انتخاب‌های جسورانه‌تر برساند.

نمایش «سخت بازی کن» در بخش بزرگسال اجرا شد. به نظر شما تئاتر عروسکی تا چه اندازه می‌تواند از قالب کودک و نوجوان فاصله بگیرد؟

به نظرم تئاتر عروسکی در بسیاری از موارد باید بتواند مخاطب بزرگسال را نیز مستقیما با موضوعات جدی روبرو کند. می‌توان اثری عروسکی ساخت که برای کودک یا نوجوان مناسب نباشد و حتی بهتر باشد آن گروه سنی آن را تماشا نکند. این یکی از ظرفیت‌های مهم تئاتر عروسکی است و نباید آن را فقط به اجراهای کودک و نوجوان محدود کرد. مخاطب بزرگسال هم باید بتواند آثار عروسکی را در فضای تئاتر ببیند و با قابلیت‌های این شیوه آشنا شود. «سخت بازی کن» از ابتدا تا انت‌ها با فضایی تلخ و موقعیت‌هایی روبروست که ممکن است حتی برای یک مخاطب بزرگسال نیز سنگین باشد. همین مسئله نشان می‌دهد که تئاتر عروسکی می‌تواند موضوع‌هایی را روایت کند که صرفا برای سرگرمی یا مخاطب کودک طراحی نشده اند. امیدوارم توجه به این بخش از تئاتر عروسکی بیشتر شود و آثار بزرگسال فرصت بیشتری برای اجرا و دیده شدن پیدا کنند.

حضور در بیست و یکمین جشنواره بین المللی تئاتر عروسکی تهران-مبارک را از نظر فرصت‌های حرفه‌ای و آشنایی با تجربه‌های دیگر چگونه ارزیابی می‌کنید؟

جشنواره بیست و یکم فرصتهای خوبی برای هنرمندان جوان فراهم کرد و تنوع آثار حاضر در آن قابل توجه بود. برای من، یکی از نکات مثبت این بود که آثار در فضایی غیررقابتی کنار یکدیگر قرار گرفتند و قرار نبود همه چیز بر اساس مقایسه و رقابت پیش برود. این شرایط کمک می‌کند هنرمندان بتوانند با جهان‌های متفاوتی آشنا شوند و ببینند عروسک در اجراهای مختلف چه کارکردهایی پیدا می‌کند. وقتی آثار متنوعی را می‌بینیم، متوجه می‌شویم که این هنر تا چه اندازه می‌تواند گسترده باشد و راه‌های متفاوتی برای بیان پیدا کند. نکته‌ای که برایم اهمیت دارد، ادامه پیدا کردن حمایت از این آثار پس از پایان جشنواره است. لازم است آثاری که در جشنواره تولید یا ارائه می‌شوند، بعد از پایان آن نیز امکان اجرا داشته باشند و افراد بیشتری بتوانند آن‌ها را ببینند. صرف حضور یک اثر در جشنواره نباید پایان مسیر آن باشد.

سطح برگزاری جشنواره و جایگاه بین المللی آن را چگونه دیدید؟ چه نکتهای برای دورههای آینده اهمیت بیشتری دارد؟

هر جشنوارهای طبیعتا نقاط مثبت و منفی خودش را دارد، اما آنچه برای من اهمیت داشت این بود که جشنواره در حد توان و با توجه به شرایط موجود، تلاش میکرد در سطح حرفه‌ای برگزار شود. این مسئله را در طول برگزاری جشنواره احساس می‌کردم. به نظرم مهم است که کیفیت یک رویداد فرهنگی به دلایل مختلف پایین نیاید و جشنواره بتواند جایگاه خود را حفظ کند. وقتی نام یک جشنواره بین المللی مطرح می‌شود، انتظار می‌رود سطح برگزاری و کیفیت آن نیز متناسب با همین جایگاه باشد. طبیعتا شرایط مختلف بر برگزاری هر رویدادی تأثیر می‌گذارد، اما نباید اجازه داد این مسائل به کاهش سطح کیفی منجر شوند. امیدوارم جشنواره تئاتر عروسکی تهران-مبارک بتواند این جایگاه را حفظ کند و در دورههای بعد نیز با همان نگاه حرفهای به مسیر خود ادامه دهد.

تفاوت امکانات و شرایط فعالیت هنرمندان در تهران و شهرستانها را چگونه می‌بینید؟ آیا اجرای «سخت بازی کن» در شهرهای دیگر را در نظر دارید؟

قطعا میان تهران و شهرستان‌ها از نظر امکانات و همچنین آشنایی مخاطبان با تئاتر عروسکی تفاوت‌هایی وجود دارد. به نظرم در شهرستان‌ها نیز نیاز است اجراهای عروسکی بیشتری روی صحنه بروند، به ویژه آثاری که برای مخاطب بزرگسال ساخته می‌شوند. طبیعتاًدر حوزه کودک و نوجوان اجراهایی وجود دارد و این آثار به صحنه می‌روند، اما تئاتر عروسکی بزرگسال هم باید فرصت دیده شدن پیدا کند. من شخصا دوست دارم «سخت بازی کن» را در شهر خودم اجرا کنم تا مخاطبان عمومی، علاقمندان به تئاتر و هنرمندان تئاتر آن منطقه نیز بتوانند این تجربه را ببینند. برایم مهم است که این امکان فقط به مخاطبان حاضر در تهران محدود نماند. دیدن یک اثر متفاوت می‌تواند برای تماشاگران و حتی هنرمندان شهرهای دیگر نیز تجربه‌ای ارزشمند باشد و زمینه آشنایی بیشتر با ظرفیت‌های تئاتر عروسکی را فراهم کند.

پس از پایان جشنواره، چه انتظاری از نهادهای فرهنگی و برگزارکنندگان برای حمایت از آثار دارید؟

آثار نباید پس از پایان جشنواره کنار گذاشته شوند؛ هر اجرا حاصل کار و فکر فراوان است. برایم بسیار مهم است که آثار پس از پایان جشنواره رها نشوند. ساخت یک نمایش حاصل تلاش و فکر زیادی است و جزئیات بسیاری در شکلگیری آن نقش دارند. در مورد «سخت بازی کن» نیز روی جزئیات مختلف فکر کردهایم و هنوز هم برای کاملتر شدن کار، به نکات بیشتری توجه داریم. دوست دارم نمایش را به افراد بیشتری نشان بدهم و حتی امکان اجرای آن در شهرهای دیگر فراهم شود. تجربه اجرا برای مخاطبان عمومی به من نشان داده است که دیده شدن اثر اهمیت زیادی دارد. البته برای اینکه یک نمایش بتواند در موقعیتهای مختلف اجرا شود، تنها تلاش گروه هنری کافی نیست. لازم است گروه یا تیمی حرفه‌ای برای حمایت از اجرا، برنامه‌ریزی و جذب مخاطب وجود داشته باشد. مسئولیت هنری اثر با من است، اما بخش‌هایی مانند حمایت اجرایی و فراهم کردن شرایط برای دیده شدن نمایش می‌تواند به کمک افراد متخصص دیگری پیش برود. با چنین حمایتی، امکان رساندن اثر به مخاطبان بیشتر فراهم می‌شود.

برای ادامه مسیر هنری خود چه برنامه‌هایی دارید و دوست دارید در تجربه‌های بعدی به چه حوزه‌هایی وارد شوید؟

امیدوارم با هر کاری که انجام می‌دهم، بتوانم یک قدم از کار قبلی خود فاصله بگیرم و از جنبه‌های مختلف پیشرفت کنم. دوست دارم ایده‌های جدیدی را تجربه کنم و به سراغ ایده‌ها و متن‌هایی بروم که به جهان ذهنی من نزدیک‌تر هستند. برایم مهم است که هر تجربه فرصتی برای یادگیری و پیدا کردن مسیرهای تازه باشد و در کار بعدی صرفاً همان راهی را که قبلا رفته‌ام تکرار نکنم. یکی از حوزه‌هایی که دوست دارم تجربه‌اش کنم، فیلم عروسکی است. می‌خواهم ببینم این مدیوم چه امکاناتی دارد و چگونه می‌توان با استفاده از آن، ایده‌هایی را که در ذهن دارم به شکل دیگری بیان کنم. همچنین دوست دارم تیمی داشته باشم که بتوانیم در حوزه‌های مختلف، از اجرای صحنه‌ای تا فیلم، به‌صورت حرفه‌ای با یکدیگر همکاری کنیم. برایم مهم است که این مسیر با تجربه کردن، یادگیری و همکاری با افراد توانمند ادامه پیدا کند.

#جشنواره تئاتر عروسکی #مبینا کاظمی #روایت داستان #تئاتر عروسکی #مستند
منبع: ایلنا هنری