عصر ایران؛ امیر صدرا صیام - در روزگاری که سایه جنگ، خشونت، ناامنی و بیثباتی بر ایران و جهان سنگینی میکند، اندیشیدن به صلح دیگر صرفاً دغدغهای اخلاقی یا آرمانی فلسفی نیست، ضرورتی حیاتی برای تداوم زندگی، حفظ کرامت انسانی و امکان ساختن آیندهای امیدبخش است. در چنین شرایطی، بازخوانی و معرفی مجموعه دو جلدی «صلح ایرانی» و «صلح زیسته ایرانی»، به کوشش دکتر نعمتالله فاضلی و با مشارکت جمعی از نویسندگان و اندیشمندان ایرانی، فرصتی است برای تأمل در معنای صلح، موانع تحقق آن و امکانهای گوناگون ساختن جامعهای صلحجو. این مجموعه به همت انتشارات همرخ و با همکاری انجمن علمی مطالعات صلح ایران منتشر شده و میکوشد مسئله صلح را از سطح آرزوهای انتزاعی به عرصه زندگی اجتماعی و تجربه تاریخی ایرانیان نزدیک کند.
اهمیت این دو کتاب در آن است که صلح را صرفاً نبود جنگ یا توقف درگیریهای نظامی نمیدانند، بلکه میتوان آنها را تلاشی برای فهم ابعاد متنوع صلح در زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی تلقی کرد. صلح، در این چشمانداز، با عدالت، آزادی، برابری، گفتوگو، پذیرش تفاوتها، مسئولیتپذیری و امکان همزیستی پیوند میخورد. جامعهای که در آن تبعیض، نابرابری، اجتماعی و بیاعتمادی گسترش یافته باشد، حتی در غیاب جنگ نیز ممکن است از صلحی پایدار و انسانی برخوردار نباشد. از این منظر، صلح نه وضعیتی آماده و تضمینشده، بلکه فرایندی مستمر و نیازمند مراقبت، آموزش، نهادسازی و مشارکت همگانی است.
جلد نخست، با عنوان «صلح ایرانی»، مجموعهای از بیست مقاله را در بر میگیرد که وجوه نظری و عملی صلح را از منظرهای گوناگون بررسی میکنند. دیباچه نعمتالله فاضلی با عنوان «صلح به مثابه امید» نقطه عزیمت مناسبی برای فهم روح کلی کتاب است: امید به امکان تغییر، حتی در شرایط دشوار، و باور به اینکه آینده ضرورتاً تکرار خشونتهای گذشته نیست. مقالههایی درباره فضیلت اخلاقی و سیاسی صلح، نسبت دولت و گسترش ناصلح، شرایط امکان صلح، نقش دانشگاهیان، آموزش صلح در مدرسه، دین، هنر و محیطزیست، نشان میدهند که تحقق صلح به مجموعهای از ظرفیتها و مسئولیتهای بههمپیوسته وابسته است.
در این میان، توجه به رابطه صلح با اقتصاد، نابرابری جنسیتی، مسائل قومی و هویتی و مناسبات میان نسلها اهمیت ویژهای دارد. این موضوعات یادآوری میکنند که صلح پایدار تنها با توصیه اخلاقی به مدارا به دست نمیآید؛ بلکه به بررسی ساختارهایی نیاز دارد که نابرابری، محرومیت، طردشدگی و تعارض را بازتولید میکنند. همچنین، تأکید بر آموزش، دانشگاه و هنر نشان میدهد که فرهنگ صلح باید آموخته، تمرین و در مناسبات روزمره نهادینه شود.
جلد دوم، «صلح زیسته ایرانی»، با سیزده مقاله، توجه را بیش از پیش به تجربههای فرهنگی و اجتماعی صلح معطوف میکند. موضوعاتی مانند صلحطلبی جامعه ایران، معرفتشناسی صلح، صلح زیسته زنانه، نقش غذا و آشپزی در همبستگی ملی، نوروز، ادبیات فارسی، دینگرایی و روزنامهنگاری صلح، دامنه بحث را به عرصههای ملموس زندگی گسترش میدهند. در این جلد، صلح را میتوان در آیینهای مشترک، خاطره جمعی، زبان، روایت، روابط انسانی و شیوههای مواجهه با تفاوتها جستوجو کرد. چنین رویکردی اهمیت دارد، زیرا صلح تنها محصول تصمیم سیاستمداران نیست؛ در خانواده، مدرسه، رسانه، محیط کار و فضای عمومی نیز ساخته یا تضعیف میشود.
قرار دادن این دو جلد در کنار یکدیگر، تمایزی روشنگر را پیش چشم میگذارد: «صلح ایرانی» بیشتر افقهای نظری، اخلاقی و نهادی صلح را میگشاید و «صلح زیسته ایرانی» امکانهای فرهنگی و اجتماعی تجربه آن را برجسته میکند. این تمایز البته مطلق نیست، هر دو کتاب میان اندیشه و زندگی رفتوآمد میکنند. ارزش مجموعه نیز در همین تنوع دیدگاههاست زیرا مسئلهای به پیچیدگی صلح را نمیتوان به یک رشته دانشگاهی، یک راهحل سیاسی یا یک توصیه اخلاقی فروکاست.
امروز که جنگ و آشوب بار دیگر شکنندگی زندگی انسانها و آسیبپذیری جوامع را آشکار کردهاند، اهمیت چنین مجموعهای دوچندان است. جنگ فقط جان انسانها را نمیگیرد، اعتماد اجتماعی را فرسوده میکند، خاطرههای جمعی را زخمی میسازد، منابع توسعه را میسوزاند و افق آینده را تیره میکند. در مقابل، صلح به معنای تسلیم در برابر بیعدالتی یا نادیده گرفتن اختلافها نیست؛ بلکه تلاشی آگاهانه برای مهار خشونت، حل منازعه از راه گفتوگو، پاسداشت حقوق انسانها و ایجاد شرایطی است که تفاوتها به دشمنی و حذف یکدیگر نینجامند.
البته تنوع موضوعات و دیدگاههای این مجموعه را نباید به معنای ارائه راهحلی نهایی برای همه بحرانهای ایران و جهان دانست. اهمیت آن بیش از هر چیز در گشودن میدان پرسشگری، پیوند دادن حوزههای مختلف دانش و یادآوری مسئولیت مشترک ما در برابر خشونت و ناصلح است. این کتابها دعوتی هستند به اینکه صلح را نه صرفاً مطالبهای از دولتها و قدرتهای جهانی، بلکه مسئولیتی اجتماعی و فرهنگی بدانیم.
مجموعه «صلح ایرانی» و «صلح زیسته ایرانی» را میتوان تلاشی ارزشمند برای تبدیل صلح از یک آرمان دوردست به مسئلهای برای اندیشیدن، گفتوگو کردن و عمل کردن دانست. در جهانی که صدای جنگ اغلب بلندتر از صدای گفتوگو شنیده میشود، بازگشت به اندیشه صلح نه نشانه سادهاندیشی، بلکه دفاعی آگاهانه از امکان زندگی مشترک است. شاید مهمترین پیام این مجموعه آن باشد که صلح زمانی به افقی دستیافتنی تبدیل میشود که از سطح شعار فراتر رود و در نهادها، روابط اجتماعی، فرهنگ عمومی و شیوه مواجهه ما با دیگری جای گیرد. صلح را باید اندیشید، آموخت، تمرین کرد و زیست؛ زیرا آیندهای انسانیتر، بدون چنین تلاشی ساخته نخواهد شد.