منو

صفحه اصلی

اخبار

فرصت‌های تئاتر برای جوانان؛ بررسی چالش‌ها و راهکارها

یادداشت سیدمحمدصادق سیادت به بررسی وضعیت جوانان تئاتر در کنار هنرمندان شناخته‌شده پرداخته و بر ضرورت ایجاد فرصت برای دیده شدن و تجربه آن‌ها تاکید می‌کند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، سیدمحمدصادق سیادت کارشناس تئاتر در یادداشتی با بررسی نسبت میان حضور چهره‌های شناخته‌شده و فرصت‌های حرفه‌ای نسل جوان در تئاتر، بر ضرورت فراهم شدن امکان تجربه، دیده‌شدن و انتقال تجربه برای جوان‌های این حوزه تأکید کرده و معتقد است حضور ستاره‌ها و حمایت از جوان‌ها می‌توانند به جای قرار گرفتن در برابر یکدیگر، در مسیری مشترک به آینده تئاتر کمک کنند.

متن کامل یادداشت:

این روزها اگر نگاهی به سالن‌های تئاتر بیندازیم، نام‌های آشنای بسیاری را روی پوسترها می‌بینیم؛ بازیگرانی که سال‌ها روی صحنه بوده‌اند، تجربه اندوخته‌اند و برای مخاطب نام‌هایی شناخته‌شده به شمار می‌روند. حضور این هنرمندان در تئاتر نه تنها اتفاق بدی نیست، بلکه در شرایط اقتصادی امروز می‌تواند به فروش یک نمایش و ادامه حیات یک گروه کمک کند. مخاطب برای دیدن نامی که می‌شناسد، با اطمینان بیشتری بلیت می‌خرد و تهیه‌کننده نیز با استفاده از چهره‌ای شناخته‌شده، بخشی از ریسک اقتصادی تولید را کاهش می‌دهد.

بنابراین مسئله این یادداشت، پرسشی است که شاید کمتر به آن پرداخته‌ایم؛ در کنار این ستاره‌ها، سهم جوان‌های تئاتر از صحنه امروز چقدر است؟

وقتی از جوان‌های تئاتر صحبت می‌کنیم، تنها از بازیگران جوان حرف نمی‌زنیم. جوانی که تازه وارد این حرفه شده، ممکن است نویسنده، کارگردان، طراح یا یکی از عوامل تولید یک نمایش باشد. آنچه برای این نسل اهمیت دارد، فقط دیده شدن نامش روی پوستر نیست؛ او پیش از هر چیز به فرصت کار کردن در یک فضای حرفه‌ای نیاز دارد تا تجربه کند، بیاموزد، اشتباه کند و آرام‌آرام خودش را پیدا کند.

در تولیدهای بزرگ و پرستاره، اما معمولاً چنین فرصتی کمتر فراهم می‌شود. وقتی هزینه تولید بالا است، سالن بزرگ انتخاب شده و فروش بلیت برای ادامه اجرای نمایش اهمیت پیدا می‌کند، طبیعی است که تهیه‌کننده و کارگردان بیشتر به سراغ کسانی بروند که سابقه و تجربه بیشتری دارند. این تصمیم را نمی‌توان صرفاً از زاویه بی‌اعتمادی به جوان‌ها نگاه کرد؛ واقعیت این است که تولید تئاتر در شرایط امروز، با ریسک‌های اقتصادی فراوانی همراه است و کمتر کسی حاضر است سرمایه خود را بدون حساب و کتاب وارد یک پروژه کند.

با این حال، مسئله همچنان پابرجاست. اگر هر تولید بزرگ فقط به سراغ افراد باتجربه برود، جوان تئاتری چه زمانی قرار است تجربه حرفه‌ای به دست بیاورد؟ هیچ هنرمندی صرفاً با گذراندن کلاس و اجرای چند کار کوچک، صاحب تجربه نمی‌شود. بخشی از آنچه یک هنرمند را می‌سازد، در همان ساعت‌های طولانی تمرین، در مواجهه با صحنه، در کنار آمدن با دشواری‌های تولید و در همکاری با آدم‌هایی شکل می‌گیرد که سال‌ها بیشتر از او در این مسیر قدم برداشته‌اند.

تئاتر شاید بیش از هر هنر دیگری امکان چنین انتقال تجربه‌ای را فراهم کند. یک گروه نمایشی ممکن است ماه‌ها کنار یکدیگر تمرین کند و بعد شب‌های متوالی روی صحنه برود. آدم‌هایی که در این مدت کنار هم زندگی حرفه‌ای می‌کنند، کم‌کم به یک خانواده تبدیل می‌شوند و تجربه‌هایشان، حتی در ساده‌ترین گفت‌وگوها و اتفاقات روزمره، به یکدیگر منتقل می‌شود.

تصور کنید یک کارگردان جوان در کنار یک کارگردان باسابقه به عنوان دستیار فعالیت کند یا یک بازیگر جوان در کنار بازیگری شناخته‌شده، نقشی مکمل را بر عهده بگیرد. شاید نام این جوان درشت و پررنگ روی پوستر نباشد، اما دو ماه حضور در چنین گروهی می‌تواند برای او به اندازه سال‌ها تجربه ارزش داشته باشد. او نه تنها شیوه کار حرفه‌ای را یاد می‌گیرد، بلکه با بخشی از مناسباتی آشنا می‌شود که در هیچ کلاس و کارگاهی نمی‌توان به طور کامل آموخت.

از طرف دیگر، مسئله جوان‌ها فقط تجربه کردن نیست؛ آنها باید دیده هم بشوند. امروز بسیاری از جوان‌های تئاتری مشغول کارند، گروه تشکیل می‌دهند، تمرین می‌کنند و نمایش روی صحنه می‌برند اما بخش مهمی از این تولیدها با مخاطب محدودی مواجه می‌شوند. مخاطبی که میان یک نمایش بزرگ با سالن وسیع، طراحی چشمگیر، تبلیغات گسترده و چند چهره شناخته‌شده و یک گروه جوان با امکانات محدود قرار می‌گیرد، معمولاً انتخابی را انجام می‌دهد که برایش مطمئن‌تر به نظر می‌رسد.

در اینجا نباید کیفیت یک اثر را نادیده گرفت، اما باید پذیرفت که کار خوب به تنهایی همیشه مخاطب نمی‌آورد. مخاطب باید بداند چنین نمایشی وجود دارد، باید درباره آن بشنود، تصویر و تیزر آن را ببیند و احساس کند که برای خرید بلیت، انتخاب قابل اعتمادی پیش روی اوست. همه اینها به تبلیغات و روابط عمومی نیاز دارد و تبلیغات نیز بدون هزینه امکان‌پذیر نیست.

گروه‌های جوان معمولاً در همان مرحله نخست تولید، بخش زیادی از توان مالی خود را هزینه می‌کنند. آنها باید سالن بگیرند، دکور و لباس آماده کنند، دستمزد عوامل را تأمین کنند و هزینه‌های متعدد دیگری را بپردازند. در چنین شرایطی، طبیعی است که بودجه زیادی برای معرفی نمایش باقی نماند. نتیجه این می‌شود که گروه جوان نمایشی تولید می‌کند، اما برای رساندن آن به مخاطب، امکاناتی در اختیار ندارد که یک تولید بزرگ و پرستاره دارد.

به همین دلیل، اگر بخواهیم درباره حضور جوان‌ها در تئاتر صحبت کنیم، نمی‌توانیم مسئله را فقط به این محدود کنیم که چرا نقش بیشتری به آنها داده نمی‌شود. گاهی مسئله، یک حلقه کامل از فرصت، تجربه، تولید، تبلیغات و مخاطب است که برای جوان‌ها سخت‌تر از دیگران شکل می‌گیرد.

در این میان، شاید لازم نباشد کسی را مقصر بدانیم. تهیه‌کننده‌ای که برای حفظ سرمایه و ادامه اجرای یک نمایش به سراغ بازیگر شناخته‌شده می‌رود، الزاماً علیه جوان‌ها تصمیم نگرفته است. همان‌طور که جوانی که با گروه کوچک خودش نمایش تولید می‌کند، نباید به خاطر مخاطب کم یا امکانات محدود، صرفاً به عنوان یک گروه ضعیف دیده شود. مسئله، شرایطی است که در آن هر دو طرف با محدودیت‌های خودشان روبه‌رو هستند.

اینجاست که نقش مجموعه تئاتر اهمیت پیدا می‌کند. انجمن‌های خانه تئاتر، مرکز هنرهای نمایشی، سالن‌های دولتی و خصوصی و حتی پلاتوهای تمرین، هر کدام می‌توانند بخشی از این فاصله را کمتر کنند. حمایت لزوماً همیشه به معنای پرداخت یک بودجه سنگین نیست؛ گاهی یک سالن با شرایط مناسب‌تر، یک فضای تمرین، کمک در تبلیغات یا فراهم کردن امکان اجرای بهتر، می‌تواند برای یک گروه جوان تفاوت بزرگی ایجاد کند.

در کنار حمایت مادی، حمایت معنوی نیز اهمیت خودش را دارد. یک هنرمند باسابقه می‌تواند دستیار جوانی را کنار خود قرار دهد، یک بازیگر شناخته‌شده می‌تواند در کنار یک بازیگر جوان بازی کند و یک کارگردان باتجربه می‌تواند بخشی از مسیر حرفه‌ای خود را با نسل بعدی شریک شود. این همکاری‌ها نه تنها چیزی از جایگاه هنرمندان باسابقه کم نمی‌کند، بلکه می‌تواند تجربه سال‌های گذشته را به آینده تئاتر منتقل کند.

شاید بهتر باشد حضور ستاره‌ها را پایان راه جوان‌ها نبینیم، اتفاقاً می‌توان این حضور را به نقطه‌ای برای شروع یک مسیر تازه تبدیل کرد. ستاره‌ها مخاطب می‌آورند، تجربه دارند و بخشی از سرمایه تئاتر امروز هستند؛ جوان‌ها نیز انرژی، نگاه تازه و آینده این هنر را با خود به همراه دارند. قرار نیست یکی جای دیگری را بگیرد؛ مسئله این است که این دو نسل بتوانند در کنار هم کار کنند.

هر ستاره‌ای که امروز روی صحنه ایستاده، روزی جوانی بوده که باید فرصت پیدا می‌کرد تا تجربه کند، اگر امروز این فرصت را برای جوان‌های تئاتر فراهم نکنیم، چند سال بعد دوباره باید بپرسیم نسل تازه‌ای که قرار است روی همین صحنه بایستد، از کجا آمده است.

شاید سهم جوان‌ها از تئاتر امروز، فقط یک نقش یا یک نام در میان عوامل یک نمایش نباشد. سهم آنها، فرصتی است برای اینکه در کنار تجربه‌های بزرگ، تجربه‌های خودشان را بسازند؛ دیده شوند، اشتباه کنند، یاد بگیرند و به تدریج جایگاهی را پیدا کنند که سال‌ها بعد، نسل دیگری از جوان‌ها برای رسیدن به آن تلاش خواهد کرد و شاید این همان نقطه‌ای باشد که حضور ستاره‌ها و حمایت از جوان‌ها دیگر دو موضوع جدا از هم نباشند؛ بلکه هر دو، بخشی از یک مسیر باشند؛ تئاتری که امروز برای مخاطبش روی صحنه می‌رود، اما هم‌زمان به فکر ساختن آدم‌هایی است که قرار است فردای این صحنه را بسازند.

سیدمحمدصادق سیادت

#سیادت #فرصت های شغلی #جوانان #هنرمندان #تئاتر
منبع: ایلنا هنری