سید رضا منتظریمنتقد سینما و کارشناس فرهنگی در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره اهمیت سینمای کودک و نوجوان گفت: اگر بخواهیم درباره آینده سینمای ایران صحبت کنیم، نمیتوانیم سینمای کودک و نوجوان را نادیده بگیریم. کودک امروز، مخاطب و سرمایه فرهنگی فرداست. اگر نتوانیم در سالهای کودکی و نوجوانی با او ارتباط درست برقرار کنیم، نباید انتظار داشته باشیم که چند سال بعد، مخاطب جدی و وفادار سینمای ایران باشد.
این منتقد سینما افزود: متأسفانه سالهاست درباره سینمای کودک صحبت میکنیم، جشنواره برگزار میکنیم، جلسه میگذاریم و شعار میدهیم، اما مسئله اصلی همچنان پابرجاست: آیا واقعاً کودک امروز را میشناسیم؟ آیا میدانیم چه چیزی برایش جذاب است؟ چه دغدغههایی دارد؟ چه جهانی را تجربه میکند و چگونه با تصویر و قصه ارتباط میگیرد؟
وی ادامه داد: کودکی که امروز در ایران زندگی میکند، با کودکی که سی یا چهل سال قبل مخاطب سینما بود، تفاوت بسیار زیادی دارد. او در جهان اینترنت، بازیهای ویدئویی، شبکههای اجتماعی، پلتفرمها و دسترسی گسترده به محتوای جهانی رشد کرده است. بنابراین نمیتوانیم با همان نگاه، همان زبان، همان شوخیها، همان شخصیتپردازیها و همان الگوهای روایی چند دهه قبل، انتظار داشته باشیم او را به سالن سینما بکشانیم.
منتظری با اشاره به دوران طلایی سینمای کودک و نوجوان ایران یادآور شد: من منکر ارزش آن دوران نیستم. اتفاقاً معتقدم سینمای کودک ایران در مقاطعی آثار بسیار ارزشمند و ماندگاری تولید کرده و آن آثار بخشی از تاریخ سینمای ایران هستند. اما قرار نیست موفقیت یک دوره تاریخی را به یک نسخه ابدی تبدیل کنیم. ما باید از آن دوران درس بگیریم، نه اینکه در آن دوران متوقف بمانیم.
او تصریح کرد: مشکل از جایی آغاز میشود که نگاههای متعلق به چهار یا پنج دهه قبل، همچنان بخواهند برای کودک امروز تصمیم بگیرند. این موضوع را در شوراهای سیاستگذاری، هیأتهای انتخاب و داوری جشنوارهها و حتی در فرآیند تولید آثار باید جدی بگیریم. حضور افراد باسابقه ارزشمند است، اما سابقه به تنهایی برای شناخت مخاطب امروز کافی نیست. کسی که میخواهد درباره کودک امروز تصمیم بگیرد، باید با جهان امروز کودک ارتباط داشته باشد.
این کارشناس فرهنگی افزود: من معتقدم ترکیب شوراهای سیاستگذاری و هیأتهای انتخاب و داوری باید متنوعتر شود. ما به فیلمساز، منتقد و مدیر فرهنگی نیاز داریم، اما در کنار آنها باید صدای کسانی را هم بشنویم که هر روز با کودک و نوجوان زندگی میکنند؛ مربی مهدکودک، معلم مدرسه، روانشناس کودک، جامعهشناس، پژوهشگر حوزه کودک و حتی متخصصان رسانه و بازیهای دیجیتال. اینها میتوانند به سینماگر بگویند کودک امروز چگونه فکر میکند و با چه مسائلی مواجه است.
منتظری تأکید کرد: سینمای کودک یک کار تکنفره نیست. اگر قرار باشد یک مدیر فرهنگی پشت یک میز بنشیند، بودجهای تعیین کند، یک تهیهکننده را انتخاب کند و بعد انتظار داشته باشیم محصول نهایی حتماً با کودک ارتباط برقرار کند، نتیجه الزاماً موفق نخواهد بود. تولید اثر کودک باید یک فرآیند پژوهشمحور باشد.
وی گفت: پیش از تولید باید کودک را شناخت. باید پژوهش کرد، با کودکان و نوجوانان حرف زد، علایق آنها را شناخت، دغدغههایشان را فهمید و حتی واکنش آنها را نسبت به فیلمنامه و شخصیتها سنجید. ما در بسیاری از حوزهها برای تصمیمگیریهای مهم پژوهش میکنیم، اما گاهی در سینمای کودک تصور میکنیم صرفاً با چند خاطره شخصی از دوران کودکی خودمان میتوانیم فیلم کودک بسازیم.
منتظری ادامه داد: این تصور که چون یک نفر در گذشته فیلم کودک موفق ساخته، امروز هم حتماً میتواند با همان فرمول فیلم موفق بسازد، تصور دقیقی نیست. جهان تغییر کرده است. مخاطب تغییر کرده است. ابزارهای سرگرمی تغییر کردهاند و حتی تعریف کودک از قهرمان و قصه تغییر کرده است.
او با اشاره به جایگاه سینمای کودک در سیاست فرهنگی کشورها گفت: در بسیاری از کشورها، سینمای کودک و تولید محتوای کودک بخشی جدی از سیاست فرهنگی محسوب میشود. دلیلش هم روشن است؛ کودک فقط یک مخاطب امروز نیست، بلکه مخاطب فرداست. آنها میدانند اگر قرار است نسل آینده با فرهنگ، زبان، ادبیات و هویت فرهنگی خود ارتباط داشته باشد، باید برای او محتوای جذاب و باکیفیت تولید کرد.
این منتقد سینما افزود: ما هم باید این نگاه را جدی بگیریم. سینمای کودک نباید حیات خلوت سینمای ایران باشد.نباید هر وقت بودجهای باقی ماند، به فکر تولید فیلم کودک بیفتیم و نباید جشنواره کودک فقط یک مناسبت تقویمی باشد که هر سال برگزار شود و چند روز بعد همه چیز به فراموشی سپرده شود.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از تولیدات شتابزده در حوزه کودک گفت: اگر قرار باشد به صورت باری به هر جهت فیلم تولید کنیم، فقط برای اینکه بگوییم تولیدی در حوزه کودک داشتهایم، این کار نه تنها فایدهای ندارد بلکه میتواند به اعتماد مخاطب هم آسیب بزند. فیلم کودک باید قصه داشته باشد، شخصیت داشته باشد، جهان خودش را بشناسد و مهمتر از همه، کودک را جدی بگیرد.
منتظری خاطرنشان کرد: کودک را نباید مخاطب دستدوم تصور کنیم. اتفاقاً کودک یکی از سختگیرترین مخاطبان است. اگر فیلم برایش جذاب نباشد، خیلی صریح آن را پس میزند. نمیتوان با شعار، نصیحت، نگاه از بالا به پایین یا قصههای تاریخ مصرفدار او را پای فیلم نشاند.
او گفت: ما باید اجازه بدهیم سینمای کودک از کودک واقعی امروز الهام بگیرد؛ از شادیها، ترسها، تنهاییها، دوستیها، خانواده، مدرسه، فناوری، رؤیاها و پرسشهایش. اگر این اتفاق بیفتد، آن وقت میتوانیم فیلمی بسازیم که هم برای کودک ایرانی جذاب باشد و هم ظرفیت ارتباط با مخاطب جهانی را پیدا کند.
این کارشناس فرهنگی در پایان تأکید کرد: جشنواره فیلم کودک و نوجوان باید فرصتی برای یک بازنگری جدی باشد. فقط نباید بپرسیم امسال چند فیلم تولید کردهایم یا چند فیلم در جشنواره حضور دارند. باید بپرسیم این آثار چقدر کودک امروز را دیدهاند؟ چقدر با جهان او حرف میزنند؟ چقدر ماندگار خواهند شد؟ و آیا کودک بعد از خروج از سالن سینما، هنوز چیزی از این فیلم با خودش خواهد داشت؟ اگر پاسخ این پرسشها روشن نباشد، صرف برگزاری جشنواره و افزایش تعداد تولیدات نمیتواند مسئله سینمای کودک ایران را حل کند.
منتظری در پایان گفت: ما به سینمای کودک نیاز داریم؛ نه سینمایی برای رفع تکلیف. به فیلمی نیاز داریم که کودک امروز را بشناسد، او را جدی بگیرد و برای هوش و جهان ذهنیاش احترام قائل باشد. اگر چنین اتفاقی بیفتد، سینمای کودک میتواند دوباره به یکی از مهمترین و اثرگذارترین جریانهای سینمای ایران تبدیل شود؛ اما با تکرار گذشته و نگاههای کهنه، نمیتوان برای آینده فیلم ساخت.