عصر ایران؛ فرزانه متین- شمایل شرورترین زن تاریخ ادبیات معاصر این روزها در قالب مینی سریال «شرق بهشت» به تصویر کشیده شده و نمایش آن از شبکۀ نتفلیکس در سه هفته گذشته سر و صدای فراوان در پی داشته است.
رمان "شرق بهشت" نوشتۀ "جان اشتاین بک" با عنوان شرق بهشت(1952) از آثار مشهور در ادبیات جهان است و بسیاری آن را یکی از عمیقترین روایتهای ادبی درباره حسادت، رابطه پدر و پسر و اختیار انسان در برابر سرنوشت میدانند.
داستان در درۀ سالیناس کالیفرنیا در اواخر قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم میگذرد.
اشتاین بک در این رمان زندگی دو نسل از خانوادههای تراسک و همیلتون را روایت میکند به ویژه رابطه پدران و پسران و رقابت میان برادران را.
درمرکز رمان، خانواده تراسک قرار دارد با دو پسر به نامهای آرون و کالب که هر کدام به شیوهای متفاوت با پدر، عشق، جایگاه خود در خانواده ارتباط برقرار میکنند.
آرون پسری معصوم و آرمان گراست در حالی که کالب دچار حس طرد شدگی، حسادت و نیاز شدید به تایید دارد.
چرا عنوان کتاب، شرق بهشت است؟
نام رمان به داستان هبوط آدم و حوا و سرگذشت هابیل و قابیل در کتاب مقدس اشاره دارد. پس از قتل هابیل به دست قابیل، او از حضور خداوند دور میشود و در سرزمینی در شرق عدن سکونت میکند.
سه سال بعد از انتشار رمان، فیلمی به همین نام به کارگردانی الیا کازان با باری جیمز دین ساخته شد که روایت آن بر بخش پایانی رمان در رابطه دو برادر با پدرشان تمرکز داشت اما تمام گسترۀ داستان کتاب را پوشش نمیدهد.این فیلم بیش از هر چیز به دلیل بازی جیمز دین در نقش کالب شناخته شد.
تمرکز بر زن فریبکار در مینی سریال شرق بهشت
71 سال بعد، نوه الیا کازان، زویی کازان با نگاهی تازه به این رمان، تمرکز خود را بر کل داستان و نقش کتی ایمز، مادر آرون و کالب گذاشته است؛ زنی آسیب دیده که در حال مرگ وارد زندگی دو برادر میشود در صورتی که هیولایی در درونش خفته است.
اگر نسخه کلاسیک به کارگردانی الیا کازان فقط بخشی از داستان رمان را روایت میکرد این بار زویی سعی کرده در این مینی سریال هفت اپیزودی، کتی ایمز را در مرکز ثقل داستان قرار دهد.
حالا کتی با بازی بینظیر فلورنس پیر است که مینی سریال را در کانون توجه قرار داده است.
این اقتباس جاه طلبانه 1/19 میلیون بازدید در هفته اول در نتفلیکس را به خود اختصاص داد و در هفته دوم، جهشی 49 درصدی را در تعداد بینندگان تجربه کرد و رکورد خیره کننده،16/1 میلیارد دقیقه تماشا را به نام خود ثبت کرد.
آنچه که در سریال حائز اهمیت است و یک پرسشی عمیق را در ذهن مخاطب به وجود میآورد در مورد ذات انسان است: این که ذات یک انسان از همان بد تولد میتواند، شر مطلق باشد یا این که فرد دارای حق انتخاب است و شرایط زندگی، روابط خانوادگی و تجربهها عاطقی او را به سمت شرارت سوق میدهد.
پاسخ آن است که شر و نیت بد در همان ابتدا در ذات کتی وجود داشت وی بر خلاف شخصیتهایی که در اثر تجربه تلخ زندگی دارند به تدریج به سمت خشونت و شر نرفت. از همان دوران کودکی، بارقههایی از شر در وی وجود داشت او از کودکی دروغ میگفت، دیگران را فریب میداد و از آسیب زدن ابایی نداشت تا جایی که خانهاش را به همرا پدر و مادرش سوزاند در این مرحله بود که قدم در راه خطرناکی گذاشت.
این اقتباس جدید زوی زاکان تلاش میکند گذشته و انگیزههای او را بیشتر به نمایش بگذارد و نه برای تبرئه کردنش بلکه برای پیچیده کردن قضاوت مخاطبان دربارۀ او.
به نظر مهمترین کلید فهم رمان وبه تبع کسانی که آن را مطالعه نکردهاند و در سریال با این داستان آشنا شدهاند مفهوم «تیمشل» است. از این رو قسمت آخر سریال، به اسم «تیمشل» نامگذاری شده بود؛ واژه عبری به معنای « تو میتوانی» یا « تو میتوانی بر گناه پیروز شوی».
ریشۀ این مفهوم، به همان داستان قابیل در کتاب پیدایش بازمیگردد. در عهد عتیق آمده خدا به قابیل میگوید:« گناه بر در کمین کرده است اما تو باید برآن مسلط شوی».
گناه یک سرنوشت قطعی نیست. چیزی است که میتوان در برابرش انتخاب کنی. همچنین آخرین کلمه رمان نیزبر پایۀ مفهوم تیمشل است: باوری که فریاد میزند انسان محکوم به تاریکی اجدادش نیست و میتواند چرخۀ تکرار و خطاهای گذشته را قطع کند.
زنی که شر را انتخاب کرد
شخصیت کتی در رمان و همچنین در این مینی سریال از آن کاراکترهایی است که نمیتوان به سادگی از کنارشان گذشت. او نه به دلیل ذات بد و رفتارهای فریبکارانهاش بلکه به دلیل سوالی که دربارۀ ماهیت انسان پیش میکشد اهمیت دارد.
این شخصیت رمان در مینی سریال شرق بهشت از یک شخصیت شرور حاشیهای به یکی از محورهای اصلی روایت تبدیل میشود. او فقط زنی نیست که به دیگران آسیب میزند بلکه کسی است که روابط انسانی را به میدان قدرت تبدیل میکند.
در جهان وی، اعتماد کردن خطرناک است و دوست داشتن میتواند به نقطه ضعف تبدیل شود. در خوانش شخصیت کتی نباید از جامعۀ مردسالار در آن دوران غافل شد جامعهای که برای زنان محدویتهای جدی قایل است و استقلال آنها را به سادگی به رسمیت نمیشناسد. کتی میخواهد اختیار زندگی خود را از راهی غیر عرف به دست آورد. او نمیخواهد قربانی باشد اما در تلاش برای قربانی نشدن به کسی تبدیل میشود که دیگران را قربانی میکنند.
تکان دهندهترین بخش شخصیت کتی در مینی سریال مواجهه او با پسرش است.آرون که تصویری آرمانی از مادر نیاز دارد و با حقیقت زندگی وی نمیتواند کنار بیاید سعی میکند از سکونتگاهش فرار کند اما کالب با وجود ترس از شباهت به مادرش که ممکن است راه وی را در پیش گیرد، دست و پنجه نرم میکند. این نقطهای است که مفهوم «تیمشل» معنا پیدا میکند. انسان میتواند تحت تاثیر قرار گیرد اما ناچار نیست آن را سرنوشت نهایی خود بداند.
در رمان، کتی تجسم شرذاتی و یک هیولای تمام عیار است اما در مجموعه تلویزیونی میکوشد او را از جایگاه یک هیولا غیر قابل فهم بیرون بیاورد و به انسانی تبدیل کند که چگونه مسیر هیولا شدن را طی کرده است. کتی شخصیتی است که رابطهاش با قدرت و آزادی برقرار میکند. او برای فرار از سلطه دیگران به زنی سلطهگر تبدیل میشود.
بازی شاهکار کتی ایمز
فلورنس پیو، یک تنه بار این مینی سریال هفت اپیزودی را به دوش میکشاند. او دست به بازآفرینی یک شخصیت پیچیده زده که قراراست نقش خود را همان طور که در رمان ماندگار شد در این مینی سریال هم ماندگار کند.
او که در مرکز ثقل داستان قرار دارد توانسته شخصیتی را بازی کند که همزمان آسیب پذیر باشد و آسیب رسان. با این حال مخاطب در هیچ صحنهای نمیتواند با او همذات پنداری کند. مهمترین ویژگی فلورنس پیو، کنترل میزان آشکار شدن احساساتش است. او در هر اپیزود نسخه متفاوتی از شخصیت خود را نشان میدهد. در یک موقیعت درمانده و نیازمند و در لحظهای دیگر دچار تغییر میشود بدون آن که در چهرهاش این دگرگونی دیده شود.
او این نقش را بازی نکرده بلکه با تمام قوا در این هفت اپیزود آن را زیست کرده است. جنبۀ جسمانی و کنترل شده بازی پیو، تغییرات میمیک صورت، بخشی از ساز و کارپنهان کاری شخصیت او را عامدانه آشکار میکند.
رفتار بدن وی به اندازه ادای دیالوگهایش اهمیت دارد. نگاه او نقش مهمی در فیلم دارد. شیوه بازیاش شخصیت او را از سطح یک زن فریبکار فراتر میبرد. قدرت بازی او در این است که آسیب پذیری را معادل معصومیت ارایه نمیکند. زیرا حتی زمانی که قربانی خشونت میشود بدون آن که ذرهای مهربانی در وی ببینیم تنش را به بیننده منتقل میکند.
مهمترین دستاورد این بازیگر این است که حتی اگر تماشاگری از سریال لذت نبرد نمیتواند وزن بازی این زن را نادیده بگیرد.