منو

صفحه اصلی

اخبار

نشست ملی نگارخانه‌داران: از تصمیم‌سازی مشارکتی تا ابزارهای مالی جدید

در نشست ملی نگارخانه‌داران سراسر کشور، موضوعاتی چون هم‌افزایی، تصمیم‌سازی مشارکتی و توسعه پایدار در حوزه اقتصاد هنر مورد بحث قرار گرفت. معرفی ابزارهای مالی جدید و بررسی سازوکارهای مشارکت نگارخانه‌داران در سیاست‌گذاری هنرهای تجسمی از جمله محورهای این نشست بود.

به گزارش خبرنگار ایلنا، بخش قابل توجهی از مباحث مطرح‌شده در نشست ملی نگارخانه‌داران سراسر کشور با شعار «هم‌افزایی راهبردی، تصمیم‌سازی مشارکتی و توسعه پایدار در حوزه اقتصاد هنر» به معرفی پلتفرم‌های خرید آثار، ابزارهای تأمین مالی، خرید اعتباری، شناسنامه و اصالت‌سنجی و امکان وثیقه‌گذاری آثار هنری اختصاص یافت.

این ابزارها می‌توانند بخشی از زیرساخت رسمی‌شدن اقتصاد هنر باشند؛ اما پرسش اساسی اینجاست که آیا توسعه اقتصاد هنر را می‌توان صرفاً از مسیر تحریک تقاضا و ایجاد ابزارهای مالی برای خرید اثر دنبال کرد؟ و مهم‌تر از آن، جایگاه خود نگارخانه‌دار در طراحی این سیاست‌ها کجاست؟

نگارخانه؛ از دریافت‌کننده مجوز تا شریک سیاست‌گذاری

آیدین مهدی‌زاده، مدیرکل مرکز هنرهای تجسمی، در این نشست بر نقش محوری نگارخانه‌ها در آینده هنرهای تجسمی تأکید کرد و گفت مسیر توسعه این حوزه در شرایط کنونی از مسیر توسعه نگارخانه‌ها می‌گذرد. او همچنین با اشاره به حضور بیش از ۲۰۰ نگارخانه‌دار در نشست، بر پایان دوره‌ای تأکید کرد که مدیران دولتی سخن بگویند و فعالان حوزه صرفاً شنونده باشند و اعلام کرد آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های حوزه نگارخانه‌ها باید با نظر آنان تدوین شود.

این تغییر نگاه، اگر به یک سازوکار نهادی و پایدار تبدیل شود، می‌تواند نقطه مهمی در حکمرانی هنرهای تجسمی باشد. اما درست در همین نقطه، یک پرسش اساسی شکل می‌گیرد.

اگر نگارخانه‌داران قرار است در تدوین مقررات و سیاست‌گذاری مشارکت داشته باشند، سازوکار این مشارکت دقیقاً چیست؟ آیا قرار است نگارخانه‌ها صرفاً به جلسات دعوت شوند و نظرات خود را مطرح کنند، یا برای این مشارکت، مسیری مشخص از نظرخواهی تا تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و اجرا تعریف شده است؟

شورای مشورتی؛ مسئله فقط تشکیل شورا نیست

یکی از موضوعات مطرح‌شده، تشکیل «شورای مشورتی نگارخانه‌های کشور» بود؛ شورایی که قرار است بستری برای مشارکت نگارخانه‌داران در تصمیم‌سازی باشد. اما درباره چنین شورایی، پیش از هر چیز باید چند مسئله شفاف شود.

اما اعضای شورا چگونه انتخاب می‌شوند؟ چه نسبتی میان اعضای تشکل‌های صنفی، نگارخانه‌های مستقل و نگارخانه‌های خارج از تهران وجود خواهد داشت؟ مرجع انتخاب و نظارت بر شورا کدام است؟ حدود اختیارات شورا چیست؟ و مهم‌تر از همه، اگر شورا به یک جمع‌بندی یا پیشنهاد مشخص برسد، این پیشنهاد از چه مسیری وارد فرآیند تصمیم‌گیری و اجرای وزارت فرهنگ خواهد شد؟

کارشناسان معتقدند، اگر پاسخ این پرسش‌ها روشن نباشد، «تصمیم‌سازی مشارکتی» در معرض آن قرار می‌گیرد که در سطح یک عنوان و سازوکار مشورتی باقی بماند.

شورای ملی باید واقعاً ملی باشد

اگر قرار است عنوان شورا، «شورای مشورتی نگارخانه‌های کشور» باشد، ترکیب آن نیز باید بازتاب‌دهنده تنوع واقعی جامعه نگارخانه‌داری در ایران باشد.

حضور تشکل‌های صنفی در چنین ساختاری ضروری است؛ اما تشکل صنفی نمی‌تواند به‌تنهایی معادل تمام جامعه نگارخانه‌داران کشور تلقی شود. نگارخانه‌های مستقل، نگارخانه‌های باسابقه، نسل جدید نگارخانه‌داران و نگارخانه‌های فعال در استان‌ها، هر یک تجربه، دغدغه و مسائل متفاوتی دارند.

نگارخانه‌های مستقل نیز بخش مهمی از زیست‌بوم هنرهای تجسمی‌اند و بسیاری از تجربه‌های تازه در توسعه هنرمندان، مخاطبان و بازار هنر از همین بخش شکل می‌گیرد؛ بنابراین صدای آنان باید در ساختارهای تصمیم‌ساز به‌صورت واقعی دیده شود.

بنابراین یک شورای ملی زمانی می‌تواند نماینده طیف متنوع جامعه نگارخانه‌داران باشد که سازوکار انتخاب اعضای آن شفاف، قابل توضیح و فراگیر باشد. همچنین این شورا نباید به ساختاری پشت درهای بسته تبدیل شود که اعضا، دستور جلسات و خروجی‌های آن برای جامعه حرفه‌ای مبهم باشد. شورایی که قرار است برای آینده نگارخانه‌ها تصمیم‌سازی کند، باید خود نیز در برابر این جامعه پاسخگو باشد.

توسعه پایدار فقط تحریک تقاضا نیست

در بخش دیگری از نشست، ابزارهای مالی و اعتباری برای خرید آثار معرفی شد. بر اساس توضیحات ارائه‌شده، سقف تسهیلات BNPL تا ۴۰۰ میلیون تومان، نرخ بهره برخی تسهیلات ۲۳ درصد و کارمزد اولیه طرح GSM Pay برای تسهیلات ۱۲ماهه، ۱۲ درصد عنوان شد.

اصل ایجاد ابزارهای مالی برای بازار هنر قابل بررسی و می‌تواند در مسیر رسمی‌تر شدن اقتصاد هنر اهمیت داشته باشد؛ اما وقتی شعار نشست «توسعه پایدار اقتصاد هنر» است، باید تعریف جامع‌تری از پایداری ارائه داد.

توسعه پایدار اقتصادی فقط افزایش مقطعی حجم معامله یا تحریک خرید نیست. پایداری زمانی شکل می‌گیرد که هم‌زمان ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یک اکوسیستم دیده شود. نگارخانه‌ای که سرمایه‌گذاری می‌کند، نیروی انسانی به کار می‌گیرد، برای هنرمند بازار می‌سازد، مخاطب تربیت می‌کند، نمایشگاه برگزار می‌کند و ریسک اقتصادی فعالیت فرهنگی را می‌پذیرد، خود یکی از اصلی‌ترین زیرساخت‌های اقتصاد هنر است.

بنابراین اگر برای خریدار ابزار اعتباری طراحی می‌شود، لازم این پرسش مطرح شود برای پایداری سمت عرضه، یعنی نگارخانه‌ها و هنرمندان، چه برنامه‌ای وجود دارد؟ درخصوص کاهش هزینه‌های عملیاتی نگارخانه‌ها چه سیاستی اتخاذ شده است؟

برای بیمه، مالیات، تأمین اجتماعی، اجاره، حمل‌ونقل، انبارداری، توسعه بازار و حضور بین‌المللی نگارخانه‌ها چه سازوکار حمایتی یا تسهیل‌کننده‌ای طراحی شده است؟

و از همه مهم‌تر، خود نگارخانه‌داران در طراحی این سیاست‌های مالی چه نقشی داشته‌اند؟

ابزار مالی، جایگزین سیاست توسعه بازار نیست

پلتفرم‌ها و ابزارهای اعتباری می‌توانند کاتالیزور بازار باشند؛ اما نباید آنها را با «استراتژی توسعه اقتصاد هنر» یکسان دانست.

وقتی در همین نشست از کاهش قدرت خرید خانوار و افت ارزش معاملات حراج‌های داخلی سخن گفته می‌شود، مسئله فقط کمبود اعتبار خریدار نیست. مسئله، زنجیره‌ای از عوامل به‌هم‌پیوسته شامل قدرت خرید واقعی، اعتماد به بازار، توسعه مخاطب، گردش سرمایه، تقویت بازار ثانویه و تسهیل حضور بین‌المللی است.

بنابراین باید شفاف شود هزینه واقعی تأمین مالی برای خریدار چقدر است و چه بخشی از این هزینه به زنجیره ارزش هنر تحمیل می‌شود؟

در مدل وثیقه‌گذاری، ارزش اثر را چه مرجعی و با چه معیاری تعیین می‌کند و ریسک کاهش ارزش آن بر عهده کیست؟

سهم و مسئولیت هر یک از ارکان، از هنرمند و نگارخانه تا پلتفرم و نهاد مالی، در این زنجیره چگونه تعریف شده است؟

طرح این پرسش‌ها به معنای مخالفت با ابزارهای مالی جدید نیست؛ برعکس، لازمه نقد حرفه‌ای و آسیب‌شناسانه برای دستیابی به یک اقتصاد هنر بالغ است.

مسئله اصلی هنوز باقی است

نشست ملی نگارخانه‌داران می‌توانست نقطه شروع یک گفت‌وگوی جدی و ساختاری درباره بازتعریف جایگاه نگارخانه در اقتصاد هنر ایران باشد. معرفی پلتفرم، ابزار خرید اعتباری، اصالت‌سنجی و وثیقه‌گذاری آثار، همگی می‌توانند اجزایی از زیرساخت بازار آینده هنر باشند؛ اما هیچ‌کدام به‌تنهایی پاسخگوی مفهوم «توسعه پایدار» نیستند.

اگر وزارت فرهنگ واقعاً به این جمع‌بندی رسیده است که آینده هنرهای تجسمی از مسیر توسعه نگارخانه‌ها می‌گذرد، گام بعدی باید فراتر از به‌کارگیری ظرفیت نگارخانه‌ها برای اجرای ابزارهای جدید بازار باشد. باید نگارخانه‌دار را به‌عنوان یک شریک حرفه‌ای در طراحی سیاست ــ و نه صرفاً مجری یا بهره‌بردار تصمیمات ــ به رسمیت شناخت.

شورای مشورتی واقعی دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا می‌کند: شورایی که محلی برای شنیدن باشد، اما در شنیدن متوقف نشود؛ بتواند مسائل واقعی را صورت‌بندی کند، راهکار بدهد، در تصمیم‌سازی مشارکت ورزد و مسیر مشخصی برای تبدیل پیشنهادهایش به سیاست‌ها و مقررات اجرایی داشته باشد.

در غیر این صورت، این علامت سوال اساسی همچنان باقی خواهد ماند. اگر قرار بود نشست ملی نگارخانه‌داران درباره آینده نگارخانه‌ها و مشارکت آنان در تصمیم‌سازی باشد، چرا مهم‌ترین خروجی ملموس آن به معرفی ابزارهای مالی و پلتفرم‌های فروش محدود شد؟

آینده اقتصاد هنر ایران، بیش از آنکه به پلتفرم‌های جدید نیاز داشته باشد، به یک اکوسیستم متوازن نیاز دارد؛ اکوسیستمی که نگارخانه‌ها، از مراکز باسابقه تا نگارخانه‌های مستقل و فعال در سراسر کشور، در طراحی، هدایت و حکمرانی آن صاحب نقش و صاحب صدا باشند.

#نگارخانه #اقتصاد هنر #تسهیلات #توسعه پایدار #هنرهای تجسمی
منبع: ایلنا هنری