از میان تمام ابرقهرمانانی که میتوانستند با رویکرد واقعگرایی تلخ (Gritty Realism) بازسازی شوند، «گرین لنترن» انتخاب عجیبی به نظر میرسد. این شخصیت که وظیفه برقراری نظم بینکهکشانی را با استفاده از یک حلقه جادویی اعطا شده توسط گروهی از موجودات آبیرنگ (نگهبانان) بر عهده دارد، در نقطه مقابل طیف لحنی شخصیتهایی مانند بروس وین قرار میگیرد که در سایهها پرسه میزنند.
در سریال جدید «لنترنز» (Lanterns) محصول شبکه HBO، کایل چندلر و آرون پیر در نقشهای اصلی ظاهر شدهاند و عملکردی خیرهکننده از خود به نمایش گذاشتهاند. شیمی میان این دو بازیگر، نقطه قوت اصلی سریال محسوب میشود که توانسته است به این درام ابرقهرمانی اعتبار ببخشد. با این وجود، منتقدان بر این باورند که سریال در تلاش برای تقلید از سبکهای موفق پیشین، تا حد زیادی تحتالشعاع تأثیرات و الگوهای قبلی خود قرار گرفته است.
این درام جدید دنیای DC، سعی دارد با فاصله گرفتن از فانتزیهای صرف، فضایی جدیتر و زمینیتر را به تصویر بکشد. اما سوال اصلی اینجاست که آیا مخاطبان برای دیدن یک کارآگاه فضایی با حلقه جادویی در فضایی که یادآور سریالهای جنایی واقعگرایانه است، آماده هستند؟
اگرچه بازیگران اصلی تمام تلاش خود را برای عمق بخشیدن به شخصیتها به کار بستهاند، اما ساختار روایی سریال گاهی در دام کلیشههای ژانر میافتد. «لنترنز» در لحظاتی که بر تعاملات انسانی و تنشهای درونی شخصیتها تمرکز میکند، موفق است؛ اما زمانی که سعی میکند به استانداردهای بصری و داستانی آثار مشابه نزدیک شود، هویت منحصر به فرد خود را از دست میدهد.
در نهایت، «لنترنز» اثری است که تماشای آن برای طرفداران دنیای DC جذابیتهای خاص خود را دارد، اما برای تبدیل شدن به یک اثر ماندگار، باید بتواند از زیر سایه سنگین الگوهای الهامبخش خود خارج شده و مسیر روایی مستقل و جسورانهتری را در فصلهای آینده دنبال کند.