علیاصغر سیدآبادی معتقد است: نباید در دام سناریوها بیفتیم و تورج دریایی و محمود دولتآبادی و اصغر فرهادی و هرکس دیگری را که نظری مخالف نظرمان دارد، به باد ناسزا بگیریم.
به گزارش ایسنا، در پی انتشار صحبتهای اخیر تورج دریایی در نقد اظهارات مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، درباره حمله خشایارشا به آتن و هجمههایی که بعد از آن علیه این مورخ به راه افتاد و واکنش او را در پی داشت و مجددا بر دامنه هجمهها افزود، علیاصغر سیدآبادی - نویسنده و فعال فرهنگی - در یادداشتی با عنوان «در دفاع از آزادی بیان؛ تأملی در واکنشها به تورج دریایی» نوشته است:
«من اگر جای تورج دریایی بودم، از کنار ناسزاها و توهینها بیاعتنا عبور میکردم، حتی با دل شکسته. میفهمم که چنین ماجراهایی برای کسی که اهل تحقیق و نوشتن است، چقدر تأثیرگذار است، چه وقتی میگیرد و چقدر اعصاب خرد میکند، اما پشت پردهٔ این حملههای گروهی پیچیده است.
درست است که بسیاری از حملهکنندگان آدمهای معمولیاند، اما کسانی که حمله به تورج دریایی را به دغدغهٔ جمعی بخشی از مردم تبدیل میکنند، آدمهای معمولی نیستند. اینکه ناگهان، پس از نقد علمی سخنان روبیو، تمام اسمورسمدارهای یک جریان میریزند سر او، اتفاقی نیست. حالا، مثل هر حملهٔ گروهی، ممکن است رهگذرانی هم همراه شوند و مشتی نثار کنند.
من از اینها تعجب نمیکنم، اما از کسانی تعجب میکنم که خود را طرفدار حقیقت میدانند و با پیداکردن ایرادی که تا دیروز برایشان مهم نبود، به این موجها میپیوندند. درست است که پیوستن به این موجها شبیه اعلام وفاداری عمل میکند و لایکهای گروهی را به صفحه هدایت میکند، اما آیا اخلاقی است؟ آیا به نفع آیندهٔ ایران است؟
چرا باید در برابر سخن مخالف چنان برآشوبید که گویندهاش را به جایی برسانید که بهانهای هم به دستتان بدهد و بعد برای اخراجش کارزار راه بیندازید؟ مدارا و آزادی بیان و حق مخالف چه میشود؟
ما در این یک قرن، استبداد جوّ را بارها آزمودهایم و پیامدهایش را دیدهایم. ارزش آزادی بیان وابسته به حمایت از کسی یا وفاداری به کسی دیگر نیست. به گمانم، امروز ایستادن در برابر حملههای گروهی، یا دستکم همراهنشدن با آنها، دفاع از آزادی بیان است.
البته در دل این حملهها نوعی وسوسهٔ درهمکوبیدن هر کسی هست که نامی و آبرویی و اعتباری دارد؛ وسوسهٔ سرکوب هر کسی که قدش بلندتر است و استقلالی دارد.
ممکن است کسی مصداقهایی از زندگی و سخنان تورج دریایی ردیف کند تا حمله به او را توجیه کند، اما واقعیت این است که نخستین حملهها هیچ دلیلی جز نقد روبیو نداشتند. اول سرکوبش شروع شد و بعد دلایلش را پیدا کردند، دلایلی که چنان حملهای را توجیه نمیکنند یا در واکنش به حمله گروهی شکل گرفتهاند.
زندگی هر آدمی را در هر موقعیتی زیر ذرهبین بگذارید، بالاخره در چهلپنجاه سال زندگی چندتایی اشتباه پیدا میکنید! نیازی نیست راه دور برویم؛ کافی است خاطرات خودمان را مرور کنیم.
این اشتباهات معمولاً آنقدرها مهم نیستند که دیگران علیهشان بنویسند، اما کافی است آدم خشونتی را محکوم کند، با تجاوز به کشورش مخالفت کند یا به دیدار کسی نرود که هواداران انتظار دارند، برود تا غلطهای دیکتهای و ترجمهای و گافهایش در جواب دادن و مواضع سالها پیش را برای نابودیاش بیرون بکشند.
چند سال است این بازی راه افتاده که هر ایرانی با اندکی اعتبار و استقلال و آبرو، هدف حملههای گروهی قرار میگیرد. یک سر این بازی در اسرائیل است و روزنامهنگاران تحقیقی دربارهاش نوشتهاند و سر دیگرش در ایران است.
ما نباید در دام این سناریوها بیفتیم و تورج دریایی و محمود دولتآبادی و اصغر فرهادی و هر کس دیگری را که نظری مخالف نظرمان دارد، به باد ناسزا بگیریم. تورج دریایی یکی از مهمترین و پرکارترین پژوهشگران ایران باستان است. آثار او و آثاری که به همت او و مشارکت دیگران دربارهی ایران به زبان انگلیسی منتشر شدهاند، در شناخت ایرانیان تاثیرگذار است.
چنین افرادی سرمایههای ملی ما هستند، با همهٔ ضعفهایشان. بیاعتبارکردن آنان هیچ دردی را درمان نمیکند و به هیچ تغییری کمک نمیکند. تنها ما را از پیوند با فرهنگ و هنر این سرزمین محروم میکند و به پراکندگی و تکهپارهشدنمان میانجامد.»