منو

صفحه اصلی

اخبار

پروانه ساخت فیلم جدید برای فرمان‌آرا پس از نیمه‌کاره ماندن «چشم‌هایش»

فیلمساز معروف سینمای ایران، بهمن فرمان‌آرا، پس از نیمه‌کاره ماندن پروژه «چشم‌هایش»، برای فیلم جدیدش پروانه ساخت دریافت کرد.

عصر ایران ؛ نهال موسوی - اردیبهشت ۱۴۰۴ بود که خبر پیش‌تولید پروژه خاصی در سینمای ایران مننتشر شد. بهمن فرمان‌آرا، پیرِ سینمای ایران، رمان «چشم‌هایش» بزرگ علوی را برداشته بود تا به فیلم بدل کند.

دو ماه بعد فیلمبرداری شروع شد، فهرست بازیگران یکی‌یکی از خبرگزاری‌ها اعلام شد، علی مصفا، پانته آ پناهی‌ها، لاله مرزبان، مهدی پاکدل، صابر ابر، شمس لنگرودی و ... آذر همان سال بنیاد سینمایی فارابی هم با صدای بلند اعلام کرد که پشت این پروژه ایستاده است.

فیلمی که در اردیبهشت ۱۴۰۴ با آب‌وتاب پیش‌تولیدش اعلام شد، دو ماه بعد پشت دوربین رفت، بازیگرانش یکی‌یکی معرفی شدند، و بعد، بی‌هیچ توضیحی، خاموش شد. نه خبری از توقف آمد، نه از ادامه. فقط سکوت. و حالا، بیش از یک سال بعد، خبر می‌رسد که همان فیلمساز برای فیلمی دیگر پروانه ساخت گرفته است.

آنچه در این خبر بیش از هر چیز چشم را می‌زند، خود پروانه نیست، حق هر فیلمساز است که به فکر ساختن باشد، و فرمان‌آرا بی‌گمان از معدود کسانی است که عمرش را در سینما گذرانده و حق دارد هنوز بخواهد بسازد. آنچه می‌ماند، پرسشی است که هیچ‌کس پاسخش را نمی‌دهد: «چشم‌هایش» چه شد؟

فیلمی که به گزارش خبرگزاری‌ها فیلمبرداری‌اش آغاز شده بود و بنیاد سینمایی فارابی هم آن را در شمار پروژه‌های تحت حمایت خود اعلام کرده بود، ناگهان از دفتر خبرها بیرون افتاد. حمایتی که با صدای بلند اعلام شد، با سکوت کامل پایان یافت، و کسی نمی‌گوید این حمایت هنوز برقرار است یا نه، پولی خرج شده یا نه، و اگر شده، چقدر و کجا.

این‌جا باید از سینمایی حرف زد که هر روز بیشتر به رسانه‌اش بدهکار می‌شود. وقتی نهادی دولتی یا شبه‌دولتی پروژه‌ای را رسما حمایت می‌کند و رسانه‌ها نام بازیگران را یک‌به‌یک منتشر می‌کنند، مخاطب حق دارد بداند سرنوشت آن پروژه چه شد.

فیلم نیمه‌کاره در سینمای ما تازگی ندارد، اما نیمه‌کاره ماندن بی‌هیچ توضیح، و بعد صدور پروانه‌ای دیگر برای همان کارگردان، تصویری می‌سازد که شکل اداره‌ی سینما را زیر سؤال می‌برد.

آیا پروانه‌ها مثل برگه‌هایی هستند که می‌شود بی‌حساب‌وکتاب روی هم انباشت؟ آیا برای فیلمی که متوقف شده، تکلیفی روشن نمی‌شود پیش از آنکه نوبت فیلم بعدی برسد؟

و البته درباره‌ی خود انتخاب هم حرف هست. «چشم‌هایش» اقتباسی از رمان بزرگ علوی بود، یکی از آن آثاری که هم وزنِ ادبی دارد و هم حساسیت تاریخی و سیاسی.

ساختنش جسارت می‌خواست و حوصله، و شاید هم همین‌جا بود که کار گره خورد. نمی‌دانیم. و ندانستنِ ما، به‌جای آنکه از پیچیدگی‌های کار بیاید، از بی‌اعتنایی به گزارش‌دادن می‌آید.

وقتی دلیل توقف «نامشخص» می‌ماند، هر حدس و گمانی جا باز می‌کند: مشکل بودجه؟ مجوز؟ اختلاف؟ و مخاطبی که حدس می‌زند، مخاطبی است که دیگر اعتماد نمی‌کند.

«آیینه‌ها» چه خواهد بود؟ هنوز نمی‌دانیم، و شاید بهتر باشد پیش از قضاوت صبر کنیم. اما یک چیز را می‌شود همین حالا گفت: اگر قرار است آینه‌ای دیگر جلوی سینما گذاشته شود، بد نیست پیش از آن، تصویرِ آن چشم‌های نیمه‌بسته را کسی توضیح بدهد.

فیلمساز، بنیاد، یا سازمانی که پروانه ساخت می‌دهد، یکی‌شان باید بگوید آن فیلم چه شد. وگرنه این قصه، مثل قصه‌های بی‌پایان، مخاطب را با پرسشی تنها می‌گذارد که هیچ کس حاضر نیست جوابش را بدهد.

#چشم هایش #بهمن فرمان آرا #پروانه ساخت #فیلم #سینما
منبع: عصر ایران