منو

صفحه اصلی

اخبار

چرا تئاتر مستقل هنوز هم ارزشمند است؟

تهیه‌کننده نمایش «خون باید یاگو! خون» در یادداشتی به چالش‌های تئاتر مستقل، ضرورت حمایت از تجربه‌های تازه و اهمیت ریسک‌پذیری در این هنر پرداخته است. او معتقد است تئاتر مستقل فرصتی برای تجربه ایده‌های نوآورانه فراهم می‌کند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، ایمان بازیگران، تهیه‌کننده نمایش «خون باید یاگو! خون»، در یادداشتی با عنوان «چرا تئاتر مستقل هنوز ارزش جنگیدن دارد؟» به تشریح تجربه خود از تهیه‌کنندگی این اثر و چالش‌های تئاتر مستقل پرداخته است.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

«خون باید یاگو! خون» نخستین قدم جدی من در جایگاه تهیه‌کننده تئاتر بود. ورود به دنیایی که تا پیش از آن، بیشتر از بیرون به آن نگاه کرده بودم و حالا باید مسئولیت یک اثر، یک گروه و مسیری را که به صحنه ختم می‌شد، از نزدیک تجربه می‌کردم.

وقتی چراغ‌های خانه نمایش مهرگان بعد از آخرین اجرای «خون باید یاگو! خون» خاموش شد، برای من فرصتی بود برای فکر کردن به یک پرسش قدیمی و البته جدی: «آیا در شرایط امروز، هنوز می‌شود برای تئاتر مستقل جنگید؟»

شاید پاسخ به این پرسش، برای کسی که فقط نتیجه نهایی را می‌بیند، ساده نباشد. پانزده شب اجرا، تماشاگر، نقد و نظر، حضور چهره‌های شناخته‌شده سینما و تئاتر و بازخوردهایی که از مخاطبان دریافت کردیم، همه بخش قابل مشاهده یک پروژه‌اند. اما پشت این تصویر، ماه‌ها تصمیم، نگرانی، هزینه، آزمون‌وخطا و البته امید وجود دارد.

برای من، تهیه‌کنندگی در تئاتر مستقل دقیقاً از همین‌جا معنا پیدا می‌کند.

در یک پروژه مستقل، تهیه‌کننده پیش از آنکه صاحب سرمایه باشد، صاحب ریسک است. کسی است که باید در مقطعی تصمیم بگیرد که آیا یک ایده، یک متن و یک گروه هنری، آن‌قدر ارزشمند هستند که برای به صحنه رسیدنشان هزینه و انرژی صرف شود؛ حتی وقتی هیچ تضمینی برای موفقیت وجود ندارد؟

«خون باید یاگو! خون» برای من از همین جنس بود. نمایشی بر اساس «اتللو»ی شکسپیر، اما نه با نگاه معمول به داستانی که همه آن را می‌شناسیم. این‌بار قرار بود به جای آنکه تمام جهان «اتللو» را روایت کنیم، وارد جهان یاگو شویم؛ مردی که از نادیده گرفته شدن، از دیده نشدن و از زخمی که در درونش شکل گرفته، به سمت انتقام حرکت می‌کند.

در متن، نمایش از ابتدا خود را «تئاتر برای یک بازیگر» معرفی می‌کند و شخصیت محوری آن یاگوست. این انتخاب، خودش یک ریسک بود.

وقتی یک نمایش بخش بزرگی از بار روایت را بر دوش یک بازیگر می‌گذارد، دیگر نمی‌توان پشت تعدد شخصیت‌ها، تغییر صحنه‌ها یا شلوغی میزانسن پنهان شد. همه‌چیز باید از درون بازیگر و جهان ذهنی او عبور کند.

در «خون باید یاگو! خون»، حتی دکور حمام و وان، یاگو را در فضایی قرار می‌دهد که بیشتر از آنکه یک مکان واقعی باشد، شبیه یک فضای روانی است؛ جایی که او از آب بیرون می‌آید و جهان ذهنی و نقشه‌هایش را پیش روی تماشاگر قرار می‌دهد.

و شاید همین‌جا یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این تجربه برای من شکل گرفت: ما تلاش نکردیم یاگو را فقط به عنوان یک «شرور» ببینیم؛ خواستیم ببینیم این هیولا چگونه ساخته می‌شود.

یاگو در نمایش، بارها به انتخاب کاسیو و کنار گذاشته شدن خودش بازمی‌گردد. مسئله فقط یک مقام یا یک موقعیت نیست؛ مسئله زخمی است که از احساس نادیده گرفته شدن شکل می‌گیرد.

از این منظر، «خون باید یاگو! خون» بیش از آنکه درباره یک آدم شرور باشد، درباره فرآیند تبدیل شدن یک انسان به چیزی است که دیگر نمی‌توان آن را به سادگی بازگرداند. یاگو برای رسیدن به هدفش نقش بازی می‌کند، دیگران را بازی می‌دهد و حتی شخصیت‌های دیگر را در روایت خود بازسازی می‌کند. این همان نقطه‌ای است که تئاتر برای من جذاب می‌شود؛ جایی که یک داستان قدیمی، می‌تواند دوباره ما را با پرسش‌های امروز روبه‌رو کند:

آدم‌ها چرا انتقام می‌گیرند؟چه زمانی احساس بی‌عدالتی تبدیل به نفرت می‌شود؟ آیا هر انسانی که احساس کند دیده نشده، می‌تواند به یک یاگو تبدیل شود؟ و مهم‌تر از همه، مسئولیت ما در برابر انسان‌هایی که در اطرافمان دیده نمی‌شوند چیست؟

شاید تئاتر قرار نیست همیشه جواب بدهد. گاهی ارزش تئاتر دقیقاً در این است که سؤال را آن‌قدر جدی مطرح کند که بعد از خروج از سالن، همچنان همراه تماشاگر بماند.

اما برگردیم به پرسش اول: چرا تئاتر مستقل هنوز ارزش جنگیدن دارد؟

تئاتر مستقل ارزش جنگیدن دارد چون بخشی از امکان تجربه کردن است.

در فضای مستقل، هنوز می‌توان سراغ ایده‌هایی رفت که شاید در نگاه اول، انتخاب‌های کم‌ریسکی نباشند. می‌توان یک متن متفاوت را انتخاب کرد. می‌توان یک بازیگر را در مرکز یک تجربه قرار داد. می‌توان فرم روایت را تغییر داد. می‌توان درباره یک شخصیت کلاسیک از زاویه‌ای تازه حرف زد.

تئاتر، پیش از آنکه یک محصول باشد، یک تجربه است. و تهیه‌کننده مستقل کسی است که بخشی از هزینه این تجربه را می‌پردازد؛ نه فقط با پول، بلکه با اعتبار، زمان، انرژی و گاهی با پذیرفتن این احتمال که نتیجه دقیقاً مطابق انتظار پیش نرود.

تئاتری که هیچ‌کس درباره‌اش حرف نمی‌زند، شاید بیش از آنکه موفق باشد، بی‌اثر است. من ترجیح می‌دهم نمایشی داشته باشم که موافق و مخالف داشته باشد، اما گفت‌وگویی ایجاد کند؛ تا نمایشی که همه درباره‌اش سکوت کنند.

ما حالا می‌دانیم این نمایش چگونه با مخاطب ارتباط برقرار کرده، کجاها موفق بوده، کجاها می‌توانست بهتر باشد و چه پرسش‌هایی را توانسته یا نتوانسته با خود از سالن بیرون ببرد. و این شناخت، برای ادامه مسیر ارزشمندتر از هر گزارش آماری است.

من در این پروژه، تهیه‌کنندگی را تجربه کردم. برای من تهیه‌کننده بودن یعنی پای یک انتخاب ایستادن. یعنی وقتی هنوز چراغ‌های سالن روشن نشده، وقتی هنوز تماشاگر روی صندلی ننشسته و وقتی هیچ‌کس نمی‌داند نتیجه چه خواهد شد، به یک اثر و یک گروه اعتماد کنی.

این اعتماد البته نباید کور باشد. تهیه‌کننده باید حساب کند، برنامه‌ریزی کند، مذاکره کند، هزینه‌ها را کنترل کند و برای آینده تصمیم بگیرد. اما در نهایت، هیچ جدول مالی و هیچ برنامه اجرایی نمی‌تواند تمام ریسک هنر را حذف کند.

اما مهم‌تر از پایان این اجرا، چیزی است که بعد از آن باقی می‌ماند: این باور که هنوز می‌شود مستقل بود، تجربه کرد، ریسک کرد و درباره انسان حرف زد. تجربه‌ای که از این دور اجرا به دست آمد، برای من آغاز نگاه جدی‌تری به مسیر تئاتر مستقل است.

چراغ‌های مهرگان خاموش شده‌اند، اما پرسشی که این نمایش با خود آورد هنوز روشن است:

وقتی انسانی دیده نمی‌شود، چه چیزی در درون او ساخته می‌شود؟

و شاید پاسخ به همین پرسش، یکی از دلایلی باشد که هنوز باید برای تئاتر جنگید.

#ایمان بازیگران #تئاتر مستقل #یاگو #اتللو #تئاتر
منبع: ایلنا هنری