به گزارش اطلاعات آنلاین، محصص زاده ۱۸ شهریور ۱۳۱۷ در رشت، در خانوادهای اهل فرهنگ رشد یافت. مادرش سرور مهکامه محصص، شاعری نزدیک به پروین اعتصامی بود و پدرش عباسقلی محصص، از قضات آن دوران. نخستین جرقههای استعداد او در سهسالگی شکل گرفت؛ زمانی که پس از تماشای یک فیلم سینمایی، بهجای تعریف شفاهی داستان، ماجرا را روی کاغذ ترسیم کرد.
هرچند او تحصیلات خود را در رشته حقوق دانشگاه تهران به پایان رساند - انگیزهای که خودش آن را به علاقه کودکانه به کلاه قضاوت پدر نسبت میداد - اما هرگز پا در دنیای قضاوت نگذاشت. او پس از یک سال کار دولتی و مطالعه تمام کتابهای کتابخانه محل کارش، استعفا کرد تا برای همیشه خود را وقف خطوط و طراحی کند.
شروع همکاری او با احمد شاملو در «کتاب هفته» و سپس «کتاب جمعه» و روزنامه کیهان، نامش را بهعنوان طراحی صاحبسبک تثبیت کرد. احمد شاملو درباره هنر او مینویسد: «اگر قلم عبید زاکانی چاقوی جراحی است، قلم اردشیر نیز چنین است... نشاندهندگان حماقتها، طمعها، خودپسندیها... آدمهای او آدمهای آشنای جامعهاند؛ مائیم و همسایگانمان.»
جواد مجابی، منتقد برجسته، او را «بنیانگذار کاریکاتور نوین ایران» میداند. تا پیش از محصص، کاریکاتور بیشتر جنبه فکاهه داشت، اما اردشیر با شناخت عمیق از هنر جهان و الهام از چاپهای سنگی قاجار و نقاشیهای قهوهخانهای، طنز گرافیکی سیاه و متفاوتی را پایهگذاری کرد. او خود را نه یک طنزپرداز صرف، بلکه یک گزارشگر میدانست و میگفت: «من آنچه را میبینم میکشم؛ کاریکاتورها اسناد یک عصرند.»
در آثار او، خطوط لرزان و انسانهای سرگردان، تعلیق و ناپایداری جامعه را نشان میدادند. داوود شهیدی، کاریکاتوریست پیشکسوت از او بهعنوان «تئوریسین طنز گرافیک» یاد میکند؛ کسی که معنی ترس را نمیفهمید و بیپروا، نقد اجتماعی را جان میبخشید.
محصص پس از انقلاب به نیویورک مهاجرت کرد و آثارش در نشریات معتبری چون نیویورک تایمز منتشر شد. سال ۱۳۶۷، مجله ژاپنی آیدیا او را بزرگترین کارتونیست زنده دنیا نامید. مجموعهای از کارهای او در کتابخانه ملی آمریکا و موزه هنرهای مدرن نیویورک (MoMA) نگهداری میشود.
با وجود ابتلا به بیماری پارکینسون و کاهش شدید توان حرکت و تکلم، قلم او تا آخرین روزها از حرکت نایستاد. خواهرش ایراندخت محصص میگوید او هرگز تقاضای گذرنامه آمریکایی نکرد و تا پایان عمر، دلبسته هویت ایرانی خود باقی ماند.