مریم جلیلوندفرد.
رونمایی از بارگاه جدید شمس الشموس مولانا در خوی میتواند نقطه آغازگر پروژهای بزرگتر برای تبدیل این شهر به یکی از مهمترین مقاصد گردشگری عرفانی و ادبی ایران باشد. ساخت بارگاه بزرگ و فاخر شمس اما به تنهایی گردشگر تولید نمیکند. گردشگر زمانی به مقصد می رود که با یک «برند» مواجه شود. برندی که روایت، تبلیغات، خدمات، رویداد و تجربه را یکجا داشته باشد. کافی است به قونیه نگاه کنیم؛ شهری که مولانا در آن آرمیده و سالهاست از نام، اندیشه و میراث او برای ساخت یکی از مهمترین برندهای گردشگری فرهنگی ترکیه استفاده شده است.
مولانا، برند شهر قونیه بر اساس آمار رسمی دولت ترکیه، موزه و آرامگاه مولانا در سال ۲۰۲۴ بیش از ۳ میلیون و ۴۸ هزار بازدیدکننده داشت. این رقم در سال ۲۰۲۵ به ۳ میلیون و ۶۲ هزار و ۸۰۰ نفر رسید. ۳۰ ۷ هزار بازدید کننده سال قبل خارجی بودند و در دوره برگزاری مراسم «شب عروس» نیز طی ۱۰ روز ۱۷۸ هزار نفر از موزه مولانا در قونیه بازدید کردند. این اعداد فقط حاصل شهرت تاریخی مولانا نیست. بلکه نشانه وجود یک مدل گردشگری قدرتمند است. مدلی که در آن «مولانا» به یکی از ستونهای اصلی برند شهری قونیه تبدیل شده است. امروز، قونیه بیش از ۱۴۰ هتل ۱۴ هزار تخت و صدها دفتر و آژانس گردشگری دارد و گردشگری عرفانی، در کنار سایر ظرفیتها مهمترین پایه اقتصاد گردشگری این شهر را شکل داده است. ترکیه آرامگاه مولانا را به مقصد ایستا تبدیل نکرد. رویدادهای فرهنگی، برنامههای بینالمللی، جشنوارههای موسیقی عرفانی، آیینهای بزرگداشت مولانا و برنامههای مرتبط با تصوف در طول سال، روایت مولانا را در آن شهر و کشور زنده نگاه داشتهاند. رایگان بودن بازدید از آرامگاه مولانا مانع درآمدزایی این مقصد نشد. ارزش اقتصادی این جاذبه گردشگری به فروش بلیت گره نخورد. گردشگر از زمانی که به قونیه میرسد برای اقامت، غذا، حملونقل، خرید، بازدید از سایر جاذبهها، استفاده از تورهای شهری و خرید محصولات فرهنگی هزینه میکند. قونیه مولانا را بهانه سفر کرد و گردشگر را در شهر ماندگار کرد. حالا نوبت خوی است.
مولانا بدون شمس ناقص است خوی شهری است که مزار شمس تبریزی، یکی از مهمترین شخصیتهای عرفانی تاریخ ایران در آن قرار دارد. روایت مولانا بدون شمس ناقص است و همین پیوند، میتواند مهمترین برگ برنده خوی برای ایجاد رابطه پایدار گردشگری با قونیه باشد. میلیونها گردشگر با نام مولانا به قونیه سفر میکنند. چرا آن ها نباید بدانند برای شناخت کاملتر مولانا باید شمس را نیز بشناسند؟ اگر شمس نقطه آغاز مهمترین تحولات فکری و عرفانی مولانا بود، پس چرا خوی نباید به مقصد مکمل قونیه تبدیل شود؟ اینجاست که باید از تفکر صرف «بارگاه سازی» عبور و وارد مرحله «مقصد سازی» شد. خوی به مرکز روایت شمس نیاز دارد. مرکزی که گردشگر در آن فقط مزار و بارگاه نبیند، بلکه داستان شمس و مولانا، سفرها، اندیشهها و تأثیر این دو شخصیت بر ادبیات و عرفان جهان را تجربه کند. این مرکز میتواند موزه، فضای چندرسانهای، کتابخانه تخصصی، مرکز پژوهش، فروشگاه محصولات فرهنگی و محل برگزاری رویدادهای فرهنگی نیز داشته باشد.باید «مسیر گردشگری شمس» در خوی نیز طراحی شود تا گردشگر پس از یک ساعت بازدید از بارگاه، سوار خودرو شود و شهر را ترک کند. «تجربه شمس» باید برای او طراحی شود و گردشگر را به بافت تاریخی شهر، خانهها و بناهای تاریخی، موزهها، صنایعدستی، غذاهای محلی، اقامتگاهها، کتابفروشیها و رویدادهای فرهنگی هدایت کند. چرا تا امروز بارگاه و مقام شمس در ایران چنین مهجور ماند و چرا با وجود شهرت جهانی شمس و پیوند انکارناپذیر او با مولانا، برنامه مستمر برای تبدیل خوی به مقصد گردشگری عرفانی شکل نگرفت؟ پاسخ را شاید بتوان در نگاه پروژهای به میراث فرهنگی جستوجو کرد. نگاهی که در تمام سالیان گذشته گمان میکرد، ساخت یک بنا، مرمت یک اثر یا برگزاری یک مراسم برای جذب گردشگر کافی است. تجربه قونیه اما خلاف این را نشان میدهد. مقصد گردشگری آن هم در گردشگری عرفانی به مدیریت برند، تبلیغات، رویداد، زیرساخت، شبکه اقامتی، خدمات گردشگری و مهمتر از همه روایت قابل فهم برای گردشگر نیاز دارد. بارگاه شمس حالا گشوده می شود و مسئولان خوی باید به این سوال بزرگ بپردازند که برای «مسیر گردشگری شمس» چه برنامهای دارند؟ خوی باید راهی را که قونیه برای تبدیل مولانا به برند جهانی گردشگری عرفانی طی کرد، برای شمس هم آغاز کند. البته که این اقدام باید با مدل ایرانی و تکیه بر ظرفیتهای فرهنگی کشور انجام شود.
خوی، برند شمس تبریزی میتوان مسیر گردشگری «شمس و مولانا» میان خوی و قونیه تعریف کرد. مسیری که گردشگر در آن ابتدا با شمس در خوی و سپس با مولانا در قونیه مواجه شود. در چنین مدلی است که خوی نه حاشیه قونیه که مکمل برند بینالمللی شمس و مولانا خواهد شد.بنابراین، افتتاح بارگاه شمس باید آغازگر پروژه ملی ساخت و توزیع «برند شمس تبریزی» در بازار ترکیه و بازارهای جهانی گردشگری باشد. وزارت میراث فرهنگی، استانداری آذربایجان شرقی، شهرداری خوی، بخش خصوصی گردشگری و نهادهای فرهنگی ایران و ترکیه میتوانند در این مسیر نقش داشته باشند. اگر قونیه توانست مولانا را بهانه سفر سالیانه میلیونها گردشگر کند، خوی نیز میتواند شمس را بهانه سفری تازه قرار دهد و اگر برند شمس در ایران با قدرت ساخته شود شاید فتح قونیه برای خوی نیز چندان دشوار نباشد.