به گزارش خبرنگار ایلنا، کاهش فعالیتهای حملونقلی و افت نقدینگی در کنار افزایش هزینههای بیمه، عوارض و قیمت قطعات، تنها صاحبان خودروهای سنگین و رانندگان را تحت تأثیر قرار نداده، بلکه مجموعهای از مشاغل وابسته به این ناوگان را نیز درگیر کرده است؛ از تعمیرکاران و تراشکاران گرفته تا صافکاران، نقاشان، باتریسازان و فروشندگان قطعات.
منطقۀ صنعتی امیرکبیر اصفهان (شاهپور جدید) یکی از مراکز تجمع مشاغل مرتبط با خودروها و ماشینآلات سنگین است و فعالیت بسیاری از واحدهای آن به رفتوآمد و تعمیر و نگهداری ناوگان حملونقل وابسته است. در چنین زنجیرهای، کاهش فعالیت حملونقل و تأخیر در پرداختها به کاهش نقدینگی واحدهای خدماتی و در ادامه، فشار بر اشتغال و درآمد کارگران این واحدها منجر شده و معیشت کارگران، رانندگان و فعالان خدمات فنی را با بحرانی جدی مواجه کرده است.
کاهش ۳۰ درصدی کار و فشار مضاعف بر سفرۀ کارگران
یکی از شاغلان این منطقۀ صنعتی در گفتگو با خبرنگار ایلنا، با تشریح وضعیت کسبوکارهای فعال در شهرک صنعتی امیرکبیر، از کاهش حدود ۳۰ درصدی حجم کار در سال ۱۴۰۵ نسبت به سال ۱۴۰۴ خبر داد.
وی تأکید کرد: افزایش هزینهها و قیمت قطعات در کنار رکود کاری، فشار مضاعفی بر کارگران، رانندگان و دیگر مشاغل وابسته وارد کرده است.
وی تشریح کرد: منطقۀ صنعتی امیرکبیر مجموعۀ گستردهای از مشاغل مختلف را دربرمیگیرد؛ از تعمیرات ماشینهای سنگین ترابری و ماشینآلات راهسازی، ساختمانی و معدنی گرفته تا ترانزیت و حملونقل کالا، مکانیکی، تعمیر موتور، گیربکس، چرخ و دیفرانسیل، صافکاری، نقاشی، رنگسازی، تودوزی، باتریسازی، لوازمفروشی، آهنگری، رادیاتورسازی و بسیاری مشاغل دیگر که به وسایل نقلیه وابسته هستند.
این فعال صنفی افزود: با ناپایدار شدن وضعیت حملونقل و کاهش جابهجایی بار، رانندگان با مشکلات جدی روبهرو میشوند. اکثر رانندگان خودروها را بهصورت قسطی خریدهاند و علاوه بر اقساط بانکی، باید هزینههای سنگین زندگی خانوادۀ خود را هم تأمین کنند.
قطعات بیکیفیت و تحمیل هزینههای سنگین به رانندگان و کارگران
این فعال صنفی، به کیفیت پایین خودروها و قطعات موجود اشاره کرد: بخش قابلتوجهی از ماشینهای موجود، چینی هستند و کیفیت مطلوبی ندارند. قطعات موجود در بازار نیز عمدتاً چینی است و کیفیت قطعات اصلی را ندارد. در نتیجه، کارایی ماشینآلات افت میکند و مراجعات آنها به تعمیرگاه افزایش مییابد.
وی افزود: در گذشته با مصرف قطعات اصلی، خودروهایی مانند ولوو یا ماک پس از یک اورهال تا سالها نیاز به تعمیر اساسی نداشتند، اما امروز قطعات بیکیفیت موجب خرابیهای مکرر میشوند. از سوی دیگر، قطعات اصلی در بازار نایاب است یا قیمت بسیار بالایی دارد؛ نرخی سنگین که خرید آن برای رانندگان و مالکان دستگاهها صرفۀ اقتصادی ندارد.
این فعال میدانی با اشاره به مشکل نقدینگی در این زنجیره گفت: گاهی ماشین اورهالشده آمادۀ کار است، اما باری وجود ندارد. حتی هنگام وجود کار نیز صاحبان کالا پول را بهموقع نمیپردازند و نقدینگی در این بخش به شدت پایین است.
خطر تعدیل نیرو در کارگاههای فنی و آسیب به امنیت شغلی
این شاغل شهرک صنعتی امیرکبیر با تأکید بر کارگری بودن اکثر مجموعههای منطقه گفت: کارگران باید دستمزد خود را به موقع دریافت کنند تا از پس هزینههای سنگین زندگی بربیایند. امروز رکودی سنگین بر مشاغل شهرک سایه افکنده است؛ نه به این معنا که نیاز به خدمات وجود ندارد، بلکه به دلیل این که قدرت خرید و نقدینگی به شدت کاهش یافته است.
وی وابستگی تمام این مشاغل به یکدیگر را یادآور شد و افزود: یک تریلی یا کامیون نیازمند تعمیر، مجموعهای از مشاغل را درگیر میکند و تا زمان انجام تعمیرات، امکان بازگشت به مسیر و سرویسدهی ندارد. در این میان، افزایش سالانۀ نرخ بیمۀ حوادث و سرنشین، هزینههای سنگینی به مجموعهها تحمیل کرده است.
وی بیان کرد: در شرایط فعلی، رغبتی برای افزایش ناوگان یا جذب راننده و کارگر جدید وجود ندارد و این امر رکود بازار را تشدید میکند.
این فعال صنفی، با اشاره به افزایش هزینههای تأمین اجتماعی و عوارض شهرداری گفت: نرخ دلار مستقیم بر قیمت قطعات اثر میگذارد. فروشندگان قطعه را با نرخ روز دلار میخرند و حتی با کاهش بعدی نرخ دلار، قیمت قطعه پایین نمیآید. در این میان، مصرفکننده و کارگر بیشترین فشار اقتصادی را تحمل میکنند.
وی افزود: البته فروشنده نیز مشکلات خودش را دارد و نمیتواند قفسه فروشگاه را خالی بگذارد؛ باید قطعهای را که فروخته دوباره خریداری کند و این خرید نیز بر اساس قیمت روز انجام میشود.
این شاغل شهرک صنعتی امیرکبیر تأکید کرد: راهکار این است که کارها روانتر شود و حجم فعالیت افزایش پیدا کند. اگر گرانی وجود دارد، حداقل باید حجم کار بیشتر شود تا نقدینگی کسبه بهبود یابد و بتوانند فعالیت خود را ادامه دهند.
کاهش رغبت به آموزش نیروی ماهر و افول شغلهای فنی
این فعال میدانی دربارۀ وضعیت کارگاههای فنی اظهار داشت: یک کارگاه تراشکاری با ۱۰ تا ۱۲ کارگر ممکن است قطعاتی مانند سیلندر و میللنگ را تعمیر کند. این کارگاه به قطعات باکیفیت نیاز دارد، اما استفاده از قطعات بیکیفیت، هم اعتبار کارگاه تراشکاری و کارگر را زیر سؤال میبرد و هم مکانیک و صاحب ماشین را ناراضی میسازد.
وی اضافه کرد: چنین وضعیتی حتی میتواند باعث شکایت و اختلاف شود، در حالی که منشأ مشکل، کیفیت پایین قطعه است. به همین دلیل، کارگاهی که ۱۰ یا ۱۲ کارگر دارد، ممکن است دیگر رغبتی برای افزایش نیروی کار نداشته باشد و حتی تعداد کارگران خود را کاهش دهد زیرا درآمد مجموعه پاسخگوی هزینههای آن نیست.
وی دربارۀ ساختار اشتغال منطقه صنعتی امیرکبیر توضیح داد: بسیاری از گاراژها به شکل اجارهای اداره میشوند و گروهها یا پیمانکاران مختلفی در آنها فعالیت میکنند. مثلاً گاراژ یک مکانیک میآورد که خودش سه یا چهار کارگر دارد، یک صافکار با چند کارگر، یک نقاش، باتریساز، تودوز، فایبرگلاسکار، زیروبندساز و آهنگر نیز در مجموعه فعالیت میکنند. این افراد بهصورت پیمانکاری، حقالزحمهای یا رابطۀ کارگر و کارفرمایی مشغول کارند.
این فعال صنفی با تاکید بر اهمیت حفظ نیروی ماهر گفت: تربیت یک نیروی فنی متبحر حدود ۱۰ سال طول میکشد و طبیعتاً کارفرما مایل به از دست دادن او نیست. اما خود کارگر نیز هزینههای معیشتی دارد و باید درآمدش تأمین شود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: مقایسۀ بیلان سال ۱۴۰۵ با مدت مشابه در سال ۱۴۰۴ نشاندهندۀ کاهش ۳۰ درصدی حجم کار است. این افت شدید در شرایط تورم ۶۸.۴ درصدی و افزایش نرخ دلار رخ داده و شرایطی بسیار سخت را برای کارگران، رانندگان و تمام حلقههای این زنجیرۀ تولیدی و خدماتی رقم زده است.