منو

صفحه اصلی

اخبار

خوزستان؛ تولیدکننده اما نه برندی شناخته‌شده

خوزستان با وجود تولید فراوان محصولات کشاورزی، در برندسازی و ارزش افزوده ضعیف عمل کرده و محصولات آن اغلب بدون نام این استان به فروش می‌رسند.

*محسن مرادی نوروزی

خوزستان را بارها «سرزمین طلای سیاه» نامیده‌اند، اما کمتر کسی به این نکته توجه می‌کند که این استان، پیش از آنکه نفت‌خیز باشد، آب‌خیز و حاصل‌خیز است. دشت‌های وسیع، رودخانه‌های پرآب مثل کارون، کرخه و دز، خاک رسوبی غنی و آفتاب، خوزستان را به یکی از مهم‌ترین قطب‌های کشاورزی ایران تبدیل کرده است. نیشکر، گندم، جو، کلزا، ذرت، برنج، خرما، مرکبات، سبزی و صیفی، گوجه‌فرنگی، هندوانه، خیار و همچنین محصولات دامی، عسل و آبزیان، همه در این استان تولید می‌شوند.

با این همه، وقتی مصرف‌کننده‌ای در تهران، اصفهان یا مشهد بسته‌ای زیبا از خرما، رب، شیرینی، مرکبات یا خشکبار را از قفسه یک فروشگاه برمی‌دارد، کمتر پیش می‌آید که روی آن نام خوزستان را ببیند. این همان شکاف بزرگی است که باید درباره‌اش حرف زد: خوزستان تولیدکننده است، اما کمتر برند است.

در اقتصاد کشاورزی مدرن، ارزش اصلی فقط در مزرعه ساخته نمی‌شود. مزرعه مواد اولیه را فراهم می‌کند، اما ارزش افزوده واقعی در مراحل بعدی ایجاد می‌شود: دسته‌بندی، فرآوری، بسته‌بندی، برندسازی، حمل‌ونقل و بازاریابی.

کشاورزی که محصولش را به صورت فله و خام می‌فروشد، در واقع بخش کوچکی از ارزش نهایی آن را دریافت می‌کند. بخش بزرگ‌تر به کسی می‌رسد که محصول را تمیز می‌کند، در بسته‌ای جذاب می‌گذارد، روی آن نام و داستان می‌نویسد و به دست مصرف‌کننده می‌رساند.

در خوزستان، زنجیره ارزش معمولاً همان‌جا که محصول از زمین کنده می‌شود، تقریباً متوقف می‌شود. بخش قابل‌توجهی از خرما، مرکبات، سبزیجات و حبوبات استان به شکل فله، در کامیون‌ها یا جعبه‌های ساده، به بازارهای دیگر استان‌ها فرستاده می‌شود. این محصولات در مقصد مرتب‌سازی و بسته‌بندی می‌شوند و با برچسب و برند دیگری به بازار عرضه می‌شوند. صنایع بسته‌بندی در خود استان یا ضعیف‌اند، یا مقیاس و تنوع کافی ندارند، یا طراحی و استانداردهایشان با نیاز بازارهای امروز هم‌خوانی ندارد.

بسته‌بندی در نگاه سنتی «ظرفی برای نگهداری و حمل» است، اما در بازار امروز چند کار هم‌زمان انجام می‌دهد. اول، محصول را حفظ می‌کند و ماندگاری آن را بالا می‌برد، که برای محصولی مثل خرما، مرکبات یا سبزی تازه در هوای گرم جنوب حیاتی است.

دوم، اطلاعات می‌دهد: منشأ، تاریخ تولید، ارزش غذایی، شرایط نگهداری.سوم، اعتماد می‌سازد، چون مصرف‌کننده بسته‌ای را که استاندارد، شفاف و مرتب باشد، قابل‌اعتمادتر می‌داند.چهارم، قیمت را بالا می‌برد، زیرا همان خرمایی که فله‌ای با قیمت پایین فروخته می‌شود،در جعبه‌ای شیک،با طراحی خوب و برچسب معتبر، چندین برابر ارزش پیدا می‌کند.پنجم، هویت می‌سازد، یعنی به مصرف‌کننده می‌گوید این محصول از کجا آمده و چه ویژگی‌ای دارد.

خوزستان در همه این پنج کارکرد عقب مانده است. جایی که باید «خرمای خوزستان»، «پرتقال دزفول» یا «عسل جنوب» به یک برند معتبر تبدیل شود، تنها یک نام کلی و بی‌شناسنامه باقی می‌ماند که در بهترین حالت در گفت‌وگوهای محلی شنیده می‌شود.شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا این باشد که بسیاری از محصولات خوزستان، با نام استان‌های دیگر به دست مصرف‌کننده می‌رسند. محصولی که در مزارع این استان کاشته، برداشت و بار زده می‌شود، در جایی دیگر بسته‌بندی می‌شود و با نام شهر یا استان بسته‌بندی‌کننده، یا با یک برند تجاری تهرانی و اصفهانی، روی قفسه می‌نشیند. مصرف‌کننده نهایی هرگز نمی‌فهمد که مواد اولیه این محصول از دشت‌های خوزستان آمده است. اعتبار، سود و شهرت به حساب کسی گذاشته می‌شود که فقط حلقه آخر زنجیره را در دست داشته است.

این اتفاق از سر بدخواهی دیگران نیست و نباید آن را صرفاً یک «ناعدالتی» دانست. این نتیجه طبیعی منطق بازار است. هر جا که زیرساخت بسته‌بندی، سرمایه، طراحی، شبکه توزیع و دانش بازاریابی قوی‌تر باشد، ارزش افزوده هم همان‌جا جمع می‌شود. استان‌هایی که زودتر به اهمیت بسته‌بندی پی بردند، توانستند حتی با محصولات خریداری‌شده از استان‌های دیگر، برند و بازار بسازند. خوزستان با همه ظرفیتش، این فرصت را به دیگران واگذار کرده است.چند دلیل را می‌توان برشمرد. نخست، کمبود صنایع تبدیلی و بسته‌بندی در نزدیکی مزارع است. وقتی کارخانه‌ای در منطقه وجود نداشته باشد، کشاورز ناچار است محصولش را به نزدیک‌ترین خریدار بفروشد، و خریدار معمولاً دلال یا تاجری است که آن را به جای دیگری می‌برد.

دوم، ضعف سرمایه‌گذاری است. ماشین‌آلات بسته‌بندی، سردخانه، خط دسته‌بندی و طراحی حرفه‌ای هزینه دارند و بخش خصوصی بدون تضمین بازار و حمایت، رغبت چندانی به ورود نشان نمی‌دهد.سوم، غلبه نگاه سنتی است که کشاورزی را صرفاً «تولید» می‌بیند و نه «کسب‌وکار». چهارم، نبود برند منطقه‌ای قوی است؛ استان‌های دیگر برای محصولات شاخص خود نشان جغرافیایی و برند مشترک ساخته‌اند، اما خوزستان کمتر به این سمت رفته است.پنجم، مشکلات حمل‌ونقل و زنجیره سرد است که کیفیت محصول را قبل از رسیدن به بسته‌بندی پایین می‌آورد.پیامدهای این وضعیت فقط اقتصادی نیست، هرچند بُعد اقتصادی آن آشکارتر است. کشاورز خوزستانی سهم کمی از قیمت نهایی را می‌گیرد و در برابر نوسان قیمت‌ها بی‌دفاع است. فرصت‌های شغلی که می‌توانست در حوزه بسته‌بندی، طراحی، برچسب‌زنی، حمل و بازاریابی در خود استان ایجاد شود، به استان‌های دیگر می‌رود. جوانان تحصیل‌کرده‌ای که می‌توانستند در این زنجیره کار کنند، یا بیکار می‌مانند یا مهاجرت می‌کنند. و از همه مهم‌تر، هویت محصولی که می‌توانست به نماد خوزستان بدل شود، محو می‌شود.برای عبور از این وضعیت، باید از «تولید محصول» به «ساخت زنجیره ارزش» فکر کرد.خوزستان نیازی ندارد که چیز تازه‌ای تولید کند؛ آنچه دارد را باید به شکلی دیگر عرضه کند. استانی که می‌تواند بخش مهمی از سبد غذایی کشور را تأمین کند، نباید در مرحله آخر، یعنی همان مرحله‌ای که بیشترین ارزش ساخته می‌شود، تماشاگر باشد. بسته‌بندی در این معنا فقط یک صنعت جانبی نیست، بلکه پل میان مزرعه و بازار، و میان تولید و هویت است. تا وقتی این پل ساخته نشود، محصولات خوزستان همچنان با نام دیگران به سفره‌ها خواهند رسید و ارزش واقعی آن‌ها در جیب دیگران خواهد ماند.

#برندسازی #بسته بندی #محصولات کشاورزی #کشاورزی #خوزستان
منبع: عصر ایران