عصر ایران - مجموعه مستند ـ داستانی «مردانی که آمریکا را ساختند» تاریخ تبدیل چند کارآفرین و سرمایهگذار به نمادهای یک اقتصاد را روایت میکند. روایتی که هم الهامبخش است و هم یک پرسش مهم پیش روی ما میگذارد، سازندگان اقتصاد ایران چه کسانیاند و چرا جامعه آنان را بهدرستی نمیشناسد؟
آمریکا پس از جنگ داخلی، کشوری زخمی در جستوجوی آیندهای تازه بود و برای تبدیل شدن به یک قدرت اقتصادی، به زیرساختها و شیوههای تازه تولید نیاز داشت. این مجموعه که از شبکه هیستوری پخش شد، زندگی و رقابت پنج چهره اصلی دوران صنعتیشدن آمریکا را دنبال میکند. کسانی که نامشان به راهآهن، نفت، فولاد، سرمایه و صنعت خودرو گره خورد. عنوان مجموعه ادعایی بزرگ دارد، اینها مردانی بودند که آمریکا را ساختند. البته هیچ کشوری فقط به دست چند مرد ثروتمند ساخته نمیشود و میلیونها کارگر، مهندس، سیاستگذار و نهادهای مختلف در این مسیر نقش داشتهاند. با این حال ادعای مرکزی سریال همچنان تأملبرانگیز است. در لحظات بزرگ تحول، برخی کارآفرینان فقط در اقتصاد فعالیت نمیکنند، بلکه تصور یک ملت از آینده را تغییر میدهند.
چهرههای ماندگار یک تحول صنعتی
این مجموعه به ما نشان میدهد که چگونه صنایع بیروح، با بلندپروازیها و تصمیمات انسانها هویت پیدا میکنند.
- کورنلیوس وندربیلت و راهآهن: نماد کارآفرینی است که زودتر از دیگران متوجه میشود زیرساخت آینده کجاست. او صرفاً قطار نفروخت، بلکه مسیر حرکت سرمایه و انسان را تغییر داد.
- جان دی. راکفلر و نفت: نشان داد که آینده صنعت به کنترل زنجیره و استانداردسازی وابسته است. داستان او همزمان داستان نوآوری و انحصارطلبی است و به ما یادآوری میکند بزرگی یک کسبوکار، لزوماً به معنای اعتبار عمومی بنیانگذار آن نیست.
- اندرو کارنگی و فولاد: امکان ساختن شهرهای مدرن را فراهم کرد. او با صرف ثروت خود در امور عمومی، تصویر «مسئولیت ثروت» را ساخت و این پرسش ماندگار را ایجاد کرد که آیا فعالیت خیریه میتواند جایگزین پاسخگویی درباره شیوه کسب ثروت شود؟
- جی.پی. مورگان و معماری سرمایه: یادآور این حقیقت است که وقتی یک بانکدار چنان بزرگ میشود که تصمیمهایش بر سرنوشت کشور اثر میگذارد، دیگر یک فعال خصوصی صرف نیست. قدرت اقتصادی بزرگ، مسئولیت عمومی بزرگ میآورد.
- هنری فورد و صنعت خودرو: نمونه کارآفرینی است که محصولش از شرکت او فراتر رفت و به عاملی برای بازطراحی سبک زندگی و توسعه شهرها تبدیل شد.
برند شخصی، اقتصاد را نمیسازد
باید یک اصلاح مفهومی مهم انجام داد. برند شخصی بهخودیخود کارخانه احداث نمیکند و شغل نمیسازد. اقتصاد را مدیران، متخصصان، کارگران و نهادها میسازند. اما برند شخصی معتبر سه کار مهم انجام میدهد. نخست اینکه عملکرد اقتصادی را برای جامعه قابل فهم میکند، دوم اینکه تجربه فردی و مدیریتی را به دانش عمومی تبدیل میسازد و سوم، امکان پاسخگویی را افزایش میدهد. برندی که اعتبار یک دستاورد را میپذیرد، باید درباره هزینهها و اشتباهاتش نیز توضیح دهد.
اگر این مجموعه درباره ایران ساخته شود
حال تصور کنیم مجموعهای با عنوان «کسانی که ایران را ساختند» تولید شود. چه کسانی در آن جای میگیرند؟ چه کسی صنعت غذای مدرن ایران را توسعه داد؟ چه کسی تجارت دیجیتال را ساخت؟ چه مدیری در لحظه بحران از جان کارکنان و ادامه تولید محافظت کرد؟ و در سوی دیگر، کدام پروژههای بزرگ با انحصار و هزینه عمومی همراه بودهاند؟ کدام صاحبان سرمایه، اعتبار دستاوردها را میپذیرند اما زیر بار مسئولیت پیامدها نمیروند؟
اقتصاد ایران سازندگان فراوانی دارد اما روایت آنان یا نوشته نشده، یا در اسارت روابط عمومیهاست و یا فقط هنگام بروز بحرانها دیده شده است. وقتی جامعه سازندگان واقعی اقتصاد را نشناسد، الگوهای نادرست جای الگوهای مولد را میگیرند و هر ثروت بزرگی با سوءظن دیده میشود.
فلسفه «برند و کاروکسب» عصر ایران
سرویس «برند و کاروکسب» در عصر ایران قرار نیست نسخه ایرانی و قهرمانمحور همان مستند باشد. هدف ما ساختن تندیس رسانهای برای ثروتمندان نیست. ما میخواهیم در جایگاه یک ناظر مستقل و منصف پرسشهای دقیقتری مطرح کنیم. این شخصیت چه چیزی ساخته است؟ سرمایه او چگونه شکل گرفته؟ فعالیتش چه اثری بر توسعه داشته و در لحظه بحران چگونه رفتار کرده است؟
کشورها فقط با پروژهها ساخته نمیشوند، با روایت سازندگانشان نیز ساخته میشوند. ایران امروز بیش از همیشه به مدیران و کارآفرینانی نیاز دارد که از مرز حفظ دارایی شخصی عبور کنند و بخشی از یک پروژه ملی برای توسعه باشند. پرسش ما از این پس فقط این نیست که ثروتمندترین فعالان اقتصادی ایران چه کسانیاند، پرسش مهمتر این است که نام هرکدام با کدام بخش از آینده ایران پیوند خواهد خورد؟