نفت خبر نوشت: وقتی در اخبار میشنویم قیمت نفت به ۱۱۰ دلار رسید، معمولاً عددی که میبینیم قیمت یکی از شاخصهای مرجع نفت مثل برنت یا WTI است. اما این عدد الزاماً همان قیمتی نیست که یک پالایشگاه برای خرید یک محموله واقعی نفت پرداخت میکند.
بازار نفت را برای سادهشدن میتوان به دو بخش تقسیم کرد: بازار کاغذی و بازار فیزیکی.
در بازار کاغذی، قراردادهای نفت خریدوفروش میشوند. معاملهگر میتواند قرارداد هزار بشکه نفت را بخرد و چند ساعت یا چند روز بعد آن را بفروشد، بدون اینکه هرگز یک بشکه نفت را ببیند یا تحویل بگیرد. بازار آتی برنت و WTI بخش مهمی از همین نظام قیمتگذاری است.
اما در بازار فیزیکی، پای نفت واقعی وسط است؛ محمولهای که وجود دارد و قرار است از یک تولیدکننده یا ترمینال به یک پالایشگاه تحویل داده شود. این نفت ممکن است هنوز در مخزن تولیدکننده باشد، در ترمینال منتظر بارگیری باشد، یا حتی بارگیری شده و روی یک نفتکش در حال حرکت باشد.
بنابراین «نفت فیزیکی» را نباید دقیقاً معادل «نفت روی آب» دانست. نفت روی آب فقط یکی از انواع محمولههای بازار فیزیکی است.
پس برنت و WTI چه هستند؟
بازار جهانی برای اینکه بتواند هزاران نوع نفت خام را قیمتگذاری کند، به چند شاخص مرجع نیاز دارد.
برنت (Brent) مهمترین مرجع قیمتگذاری نفت در بازار بینالمللی است و بخش بزرگی از نفتهای اروپا، آفریقا و حتی بسیاری از معاملات خاورمیانه مستقیم یا غیرمستقیم با آن مقایسه میشوند.
WTI یا وست تگزاس اینترمدیت شاخص اصلی بازار آمریکاست و قیمت آن به بازار و زیرساخت نفت ایالات متحده، بهویژه هاب کوشینگ، ارتباط نزدیکی دارد.
در بازار آسیا و نفت خاورمیانه نیز دبی و عمان از مراجع مهم قیمتگذاری هستند. بسیاری از نفتهای صادراتی خلیج فارس با توجه به قیمت این شاخصها قیمتگذاری میشوند.
بنابراین برنت، WTI و دبی/عمان را میتوان شبیه «خطکش» بازار نفت در مناطق مختلف جهان دانست.
اما بشکه واقعی ممکن است قیمت دیگری داشته باشد
فرض کنیم امروز قیمت برنت ۱۱۰ دلار است.
یک پالایشگاه اروپایی برای ماه آینده به یک محموله واقعی نفت نیاز دارد. اگر نفت مناسب به اندازه کافی در بازار باشد، ممکن است فروشنده بگوید:
برنت + ۲ دلار
یعنی پالایشگاه برای هر بشکه حدود ۱۱۲ دلار میپردازد.
اما حالا تصور کنید جنگ، تحریم، مشکل کشتیرانی یا توقف چند میدان باعث شده نفت قابل تحویل کم شود. پالایشگاه همچنان نفت میخواهد، اما فروشندگان کمتری محموله دارند.
فروشنده ممکن است بگوید:
برنت + ۲۰ دلار
در حالی که روی صفحه معاملات قیمت برنت هنوز ۱۱۰ دلار است، پالایشگاه برای محموله واقعی باید حدود ۱۳۰ دلار در هر بشکه بپردازد.
همینجاست که در اخبار میخوانیم:
«قیمت نفت در بازار فیزیکی به ۱۳۰ دلار رسید.»
معنایش این نیست که شاخص برنت هم الزاماً ۱۳۰ دلار شده است. معنایش این است که بعضی محمولههای واقعی نفت، به دلیل کمبود عرضه فوری یا ویژگیهای خاص آن نفت، با پریمیوم بسیار بالایی نسبت به شاخص مرجع معامله میشوند.
چرا همه نفتهای فیزیکی یک قیمت ندارند؟
چون نفت یک کالای کاملاً یکسان نیست.
نفت سبک با نفت سنگین فرق دارد. نفت کمگوگرد برای بسیاری از پالایشگاهها ارزش بیشتری از نفت پرگوگرد دارد. محل قرارگرفتن محموله مهم است. هزینه نفتکش مهم است. زمان تحویل مهم است. حتی اینکه یک پالایشگاه برای تولید دیزل به چه نوع نفتی احتیاج دارد میتواند قیمت یک گرید مشخص را بالا ببرد.
به همین دلیل ممکن است در یک روز چنین تصویری داشته باشیم:
برنت: ۱۱۰ دلار
WTI: ۱۰۵ دلار
دبی/عمان: ۱۱۲ دلار
اما یک محموله خاص نفت فیزیکی مناسب یک پالایشگاه اروپایی:
برنت + ۱۸ دلار = حدود ۱۲۸ دلار
و یک نفت دیگر ممکن است به دلیل کیفیت پایینتر یا عرضه فراوانتر:
برنت - ۵ دلار = حدود ۱۰۵ دلار
بنابراین چیزی به نام یک «قیمت واحد نفت فیزیکی جهان» وجود ندارد.
پس چرا قیمت بازار فیزیکی مهم است؟
چون بازار فیزیکی نشان میدهد در دنیای واقعی چه اتفاقی برای بشکه نفت افتاده است.
اگر برنت ۱۱۰ دلار باشد و محمولههای واقعی هم اطراف ۱۱۰ تا ۱۱۳ دلار معامله شوند، بازار فیزیکی نسبتاً متعادل است.
اما اگر برنت ۱۱۰ دلار باشد و پالایشگاهها برای گرفتن نفت فوری مجبور شوند ۱۲۵ یا ۱۳۰ دلار بپردازند، یک پیام مهم پشت این فاصله وجود دارد:
نفت روی صفحه معاملات هست، اما بشکه قابل تحویل فوری کمیاب شده است.
به همین دلیل معاملهگران حرفهای فقط به عدد برنت نگاه نمیکنند. آنها اختلاف قیمت نفت واقعی با شاخص مرجع، هزینه حمل، قیمت گریدهای مختلف و فاصله قیمت تحویل امروز با ماههای آینده را هم دنبال میکنند.
اگر نفت تحویل فوری بسیار گرانتر از نفت تحویل چند ماه آینده شود، بازار وارد وضعیتی میشود که به آن Backwardation میگویند.
مثلاً:
تحویل فوری: ۱۲۸ دلار
یک ماه بعد: ۱۲۰ دلار
سه ماه بعد: ۱۱۴ دلار
شش ماه بعد: ۱۰۸ دلار
این منحنی یک پیام ساده دارد:
بازار بیشتر از آنکه نگران نفت شش ماه آینده باشد، همین امروز دنبال بشکه واقعی میگردد.
بنابراین وقتی در یک بحران میشنویم «برنت ۱۱۰ دلار است اما نفت فیزیکی به ۱۳۰ دلار رسیده»، آن ۲۰ دلار فاصله شاید از خود عدد ۱۳۰ مهمتر باشد. این فاصله نشان میدهد کمبود یا نگرانی درباره دسترسی فوری به نفت واقعی، شدیدتر از چیزی است که تنها با نگاهکردن به قیمت شاخص برنت دیده میشود.