منو

صفحه اصلی

اخبار

بازارها در نیمه دوم 1405: صعود یا سقوط؟ / تاکید نیکبخت بر نقدشوندگی

تحلیلگران معتقدند بورس، دلار و طلا در نیمه دوم سال با محرک‌های مختلفی مواجه خواهند شد. در این میان، نیکبخت بر اهمیت نقدشوندگی در شرایط جنگی تاکید دارد.

به گزارش اقتصادنیوز، بازارهای مالی ایران در نیمه دوم سال در شرایطی متفاوت از ماه‌های گذشته قرار دارند؛ از یک‌سو انتظارات تورمی، رشد نقدینگی و افزایش نرخ ارز همچنان از مهم‌ترین محرک‌های بازارها هستند و از سوی دیگر، ریسک‌های سیاسی، احتمال تغییر مسیر سیاست‌گذاری اقتصادی و تحولات مربوط به مذاکرات می‌تواند معادلات سرمایه‌گذاران را تغییر دهد. در این میان، بورس پس از یک دوره رشد قابل‌توجه دوباره در مسیر اصلاح قرار گرفته و همزمان طلا و دلار همچنان به‌عنوان دارایی‌های مورد توجه برای حفظ ارزش پول مطرح هستند.

اما پرسش مهم این است که آیا روند صعودی بازار سهام می‌تواند در نیمه دوم سال ادامه پیدا کند؟ طلا تا کجا ظرفیت رشد دارد؟ دلار در صورت تداوم روند فعلی نقدینگی چه مسیری را طی خواهد کرد و در صورت شکل‌گیری توافق سیاسی، کدام متغیرها تغییر خواهند کرد؟

در همین رابطه، علی نیکبخت، کارشناس بازارهای مالی در گفتگو با اقتصادنیوز،با بررسی وضعیت بورس وبازار طلا، سکه و دلار، تصویری از مسیر احتمالی بازارها ارائه کرد. اومعتقد است روند صعودی بازار سهام که از آبان و دی‌ماه سال گذشته آغاز شده، همچنان تحت تأثیر انتظارات تورمی و تغییرات نرخ ارز ادامه دارد.

بورس؛ موتور رشد بازار از کجا روشن شد؟

نیکبخت در تشریح وضعیت بازار سهام گفت: تقریباً از آبان و دی‌ماه سال گذشته و به‌طور مشخص از هفتم شهریور ۱۴۰۴، روند صعودی بازار شکل گرفت. در آن مقطع، چشم‌انداز بازار نسبت به تغییرات دلار نیما و احتمال کاهش قیمت‌گذاری دستوری و دخالت‌هایی که در صنایع مختلف اتفاق می‌افتاد، تغییر کرد و همین موضوع به موتور محرکه رشد بازار تبدیل شد و این روند همچنان یکی از دلایل اصلی ادامه حرکت صعودی بورس است.

او با اشاره به ترکیب صنایع مورد توجه بازار سهام افزود: صنایعی که در تولید کالاهای اساسی نقش دارند یا مستقیماً تولیدکننده کالاهای اساسی هستند، از جمله دارویی و صنایع غذایی، در کانون توجه فعالان بازار قرار گرفته‌اند و این موضوع با شرایط اقتصادی کشور نیز همخوانی دارد. سطح ریسک در دو سال گذشته افزایش پیدا کرده و شرایط اقتصادی تا حدی به رکود اقتصادی منجر شده است؛ ضمن آنکه پیش‌بینی می‌شود رشد اقتصادی کشور در سال جاری نیز احتمالاً منفی باشد.

نیکبخت ادامه داد: از سوی دیگر، به نظر می‌رسد اقتصاد کلان با کاهش سطح مصرف مواجه شده است. مجموع این شرایط باعث می‌شود جذابیت کالاهای اساسی برای سرمایه‌گذاران دوچندان شود، چراکه کاهش مصرف و کوچک شدن اندازه اقتصاد، احتمالاً اثر کمتری بر شرکت‌های تولیدکننده این دسته از کالاها خواهد داشت. از طرف دیگر، بازار و فعالان اقتصادی امیدوارند فارغ از اینکه در آینده چه اتفاقی رخ می‌دهد، دخالت در سیستم نرخ‌گذاری این دسته از تولیدکنندگان اتفاق نیفتد.

این کارشناس بازار تأکید کرد: نگاه بازار در این بخش تا حدی بازاری‌تر و آزادتر شده و با توجه به تجربه‌هایی که در زمینه دخالت و قیمت‌گذاری داشته‌ایم، انتظار فعالان بازار این است که چنین مداخلاتی تکرار نشود. مجموعه این عوامل باعث شده اثر انتظارات تورمی همچنان روی بازار سهام باقی بماند و به اعتقاد او، درایور اصلی رشد بورس، یک رشد اسمی و ناشی از انتظارات تورمی باشد.

نیکبخت در ادامه با اشاره به ریسک‌های پیش روی برخی صنایع بورسی تصریح کرد: در صنایعی مانند سیمان و به‌طور کلی صنایع انرژی‌بر، نگرانی اصلی از بخش ناترازی انرژی ناشی می‌شود. شاید در شش‌ماهه دوم سال، مهم‌ترین ریسک بازار همین ناترازی انرژی، عدم تولید برخی شرکت‌ها و کاهش تولید بخشی از شرکت‌های فعال در بازار سهام باشد.

طلای جهانی زیر فشار سیاست پولی آمریکا

او درباره بازار طلا نیز گفت: متغیر اصلی طلا در ایران، دلار است، اما در کنار آن، انس جهانی نیز نقش مهمی دارد.

به گفته نیکبخت، یکی از درایورهای اصلی رشد طلا در یکی دو سال گذشته، خرید بانک‌های مرکزی کشورهای در حال توسعه بوده است؛ کشورهایی مانند هند و چین و بخشی از کشورهای شرقی که به‌عنوان خریداران اصلی طلا مطرح بوده‌اند.

این کارشناس بازار افزود: در چند سال گذشته فعالیت ETFهای شرق آسیا نیز در بازار طلا افزایش پیدا کرده و انحصاری که پیش‌تر در اختیار ETFهای غربی بود، تا حدی کاهش یافته است. از سوی دیگر، تقاضای فیزیکی کشورهای شرق آسیا برای طلا نیز مزید بر علت شده و به رشد این فلز گرانبها کمک کرده است.

نیکبخت در عین حال با اشاره به عوامل کاهنده قیمت طلا توضیح داد: از یک طرف، رشد نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت و بلندمدت در آمریکا را داریم و از طرف دیگر، سیاست‌های انقباضی بانک مرکزی اروپا آغاز شده و احتمالاً سایر بانک‌های مرکزی نیز به‌تدریج به این سیاست‌ها خواهند پیوست. درباره فدرال رزرو نیز انتظارات مربوط به تصمیم نرخ بهره می‌تواند از منظر شرایط مالی و سیاست‌گذاری پولی، طلا را تحت فشار قرار دهد.

او تصریح کرد: در مقابل، از منظر عرضه و تقاضا همچنان تقاضاهایی وجود دارد که می‌تواند به رشد طلا کمک کند. این دو نیروی غیرهم‌جهت، به اعتقاد من، باعث می‌شود حداقل تا پایان سال ۲۰۲۶ نوسان عجیب‌وغریبی در بازار طلا شاهد نباشیم و قیمت در محدوده ۴۲۰۰ تا ۴۳۰۰ دلار و حداکثر ۴۶۰۰ تا ۴۷۰۰ دلار نوسان داشته باشد.

نیکبخت ادامه داد: پیش‌بینی‌هایی که در اواخر سال ۲۰۲۵ و اوایل سال ۲۰۲۶ برای طلا داشتم و اعداد ۶۰۰۰ تا ۶۵۰۰ دلار را مطرح می‌کرد، احتمالاً محقق نخواهد شد؛ مگر اینکه اتفاق بسیار عجیب‌وغریبی رخ دهد. در عین حال، انتظار ریزش عجیب طلا را نیز ندارم، مگر اینکه فدرال رزرو بخواهد سیاستی به‌شدت انقباضی، مشابه دوران پل ولکر، در پیش بگیرد.

دلار؛ نقدینگی و سیاست، دو موتور اصلی بازار

این کارشناس بازار درباره بازار ارز نیز گفت: در بازار داخلی دلار، علاوه بر متغیرهای کوتاه‌مدت، بخش مهمی از داستان به متغیرهای اقتصادی از جمله نقدینگی و رشد نقدینگی مربوط می‌شود، اما در کوتاه‌مدت اتفاقات سیاسی نیز می‌تواند بر مسیر دلار اثرگذار باشد.

او با اشاره به عملکرد بانک‌ها و اطلاعات منتشرشده در کدال اظهار کرد: اگر در بلندمدت به صورت‌های مالی و عملکرد ماهانه بانک‌ها که در کدال منتشر می‌شود نگاه کنیم، احتمالاً از منظر رشد نقدینگی شرایط مناسبی را تجربه نخواهیم کرد. نمی‌توانم عدد دقیقی اعلام کنم، اما احتمال دارد رشد نقطه‌به‌نقطه نقدینگی در اسفند ۱۴۰۵ به اعداد بالای ۶۰ تا ۶۵ درصد برسد و طبیعتاً این موضوع می‌تواند بر بازار دلار نیز اثرگذار باشد.

نیکبخت افزود: در یک سناریوی بسیار محتاطانه، رسیدن دلار به محدوده ۲۷۰ تا ۲۸۰ هزار تومان با شرایط فعلی، اگر روندها کنترل نشود، دور از دسترس نیست. البته درباره بازار مسکن و خودرو در حال حاضر تحلیل جدیدی انجام نداده‌ام و آپدیت خاصی درباره این دو بازار ندارم.

در شرایط تنش، نقدشوندگی مهم‌تر از سودآوری می‌شود

نیکبخت در پاسخ به این پرسش که در صورت ادامه تنش‌های سیاسی و نظامی، سرمایه‌های مردم به کدام سمت حرکت خواهد کرد، توضیح داد: معمولاً این موضوع فقط مختص ایران نیست و در تمام دنیا زمانی که هنوز یک اتفاق منفی رخ نداده، اما انتظار می‌رود در آینده بحران اقتصادی، سیاسی یا نظامی ایجاد شود، مردم به دنبال دارایی‌هایی هستند که ارزش پول آنها را حفظ کند، امکان پس‌انداز داشته باشد و در عین حال از نقدشوندگی بالایی برخوردار باشد تا بتوانند در شرایط تنش از آن استفاده کنند.

او تأکید کرد: زمانی که تنش اتفاق می‌افتد، چه رکود اقتصادی باشد، چه جنگ یا هر اتفاق دیگری، همان زمانی است که افراد برای آن آماده شده‌اند و در چنین شرایطی وجه نقد ارزش بسیار بالاتری پیدا می‌کند. اسکناس و مسکوک نیز ارزش بالاتری پیدا می‌کنند. در بازار جهانی نیز اگر نگاه کنیم، معمولاً در زمان وقوع تنش، در کوتاه‌مدت دلار نسبت به سایر ارزها و حتی برخی کامودیتی‌ها تقویت می‌شود، چراکه نیاز به نقدینگی در چنین شرایطی افزایش پیدا می‌کند و اصطلاحاً «کش‌وار» یا نقدشوندگی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

این کارشناس بازار ادامه داد: در چنین شرایطی دیگر بحث سرمایه‌گذاری و کسب سود چندان مطرح نیست و افراد تا حد زیادی کوتاه‌مدت‌تر تصمیم می‌گیرند. به همین دلیل است که صنایع درگیر کالاها و نیازهای اساسی بیشتر مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار می‌گیرند، چراکه از هر لحاظ از حاشیه امنیت بیشتری برخوردارند.

نیکبخت اضافه کرد: سرمایه‌گذاران در بازار سهام احتمالاً اقبال بیشتری به این صنایع نشان می‌دهند و مردم عادی نیز ممکن است به سمت نقد کردن دارایی‌های غیرنقدشونده خود بروند تا بتوانند دوران تنش را مدیریت کنند و ببینند نتیجه تحولات چه خواهد شد.

او با اشاره به تجربه جنگ اخیر و جنگ ۱۲ روزه گفت: این تجربه را هم داشته‌ایم؛ هم در جنگ اخیر و هم در جنگ ۱۲ روزه، تا یک بازه زمانی نوسان خاصی در بازار ارز و طلا نداشتیم. در بازار طلا، هر نوسانی که اتفاق افتاد بیشتر از جنس نوسان جهانی بود، اما بازار دلار تقریباً باثبات بود، چراکه تجارت خارجی کشور تا حد زیادی متوقف می‌شود و همه منتظر می‌مانند ببینند شرایط به کدام سمت می‌رود. از سوی دیگر، همان‌طور که گفته شد، در این شرایط وجه نقد برای مردم ارجحیت بیشتری پیدا می‌کند.

طلا و سکه؛ رشد داخلی بیشتر از کانال دلار

نیکبخت درباره چشم‌انداز طلا و سکه در بازار داخلی نیز اظهار کرد: طلا از دو جهت نیروی محرکه دارد؛ یکی انس جهانی و دیگری دلار. انتظار من این است که اگر قرار باشد طلا در داخل کشور در سال جاری بازدهی ایجاد کند، این بازدهی بیشتر از جنس رشد دلار باشد و از کانال جهانی احتمالاً رشد قابل‌توجهی در طلا نداشته باشیم.

او افزود: این شرایط با اتفاقی که سال گذشته رخ داد متفاوت است؛ سال گذشته هم دلار رشد بالایی داشت و هم انس جهانی افزایش پیدا کرد، اما در شرایط فعلی اگر رشدی در طلا اتفاق بیفتد، انتظار من این است که بازدهی آن تقریباً هم‌اندازه رشد دلار باشد.

قیمت‌گذاری دستوری؛ بزرگ‌ترین ریسک بورس

این کارشناس بازار در ادامه درباره عواملی که می‌تواند موجب عقب‌نشینی بازارها شود، گفت: برای بازار سهام، بزرگ‌ترین ریسک، قیمت‌گذاری دستوری و اجازه ندادن به این موضوع است که دلار نیما همگام با دلار بازار آزاد حرکت کند. اگر دلار آزاد بیش از حد بزرگ شود یا فعالان بازار این انتظار را داشته باشند که روند فعلی کوتاه‌مدت است و قرار است دوباره فاصله دلار نیما و بازار آزاد کاهش پیدا کند، شرایط بازار سهام تغییر خواهد کرد.

نیکبخت تصریح کرد: اگر این اتفاق رخ دهد و روند رشد بازار سهام از جنس رشد اسمی ادامه پیدا کند، روند صعودی می‌تواند ادامه‌دار باشد؛ اما اگر بازار این سیگنال را دریافت کند که قرار است دوباره به دوران دخالت، محدود کردن رشد قیمت‌ها، اجازه ندادن به افزایش نرخ‌ها و محدود کردن دلار نیما برگردیم و شکاف میان دلار نیما و دلار بازار آزاد افزایش پیدا کند، احتمالاً بازار سهام متوقف شود و حتی امکان بازگشت آن نیز وجود دارد.

او درباره بازار دلار نیز تأکید کرد: در بازار ارز، درایور اصلی رشد، نقدینگی است. در مردادماه، وقتی داده‌های کدال مربوط به بانک‌های بورسی را بررسی می‌کنیم، به نظر می‌رسد رشد نقدینگی در یک ماه تا حدی کنترل شده بود. اگر روند کنترل نقدینگی به شکل جدی دنبال شود و دوباره به میانگین رشد ماهانه نقدینگی در محدوده ۳ تا ۳.۵ درصد برگردیم، شرایط اقتصادی نیز به سمت وضعیت عادی‌تر حرکت خواهد کرد.

نیکبخت ادامه داد: اما اگر روند فعلی ادامه‌دار باشد، همان‌طور که اشاره کردم، دلار می‌تواند به اعداد بالاتری برسد. این اعداد صرفاً یک تخمین و برآورد هستند و امکان رسیدن بازار به آنها وجود دارد، اما چیزی که می‌تواند این روند را کنترل کند، سیاست انقباضی و کنترل رشد نقدینگی است و باید دید بانک مرکزی در این زمینه می‌تواند موفق عمل کند یا خیر.

نیمه دوم سال؛ طلا برای حفظ ارزش یا بورس برای بازدهی؟

نیکبخت در پاسخ به این پرسش که در نیمه دوم سال کدام بازار می‌تواند جذابیت بیشتری داشته باشد، گفت: این یک سؤال میلیون‌دلاری است و هر کسی بتواند پاسخ درست‌تری بدهد، طبیعتاً یک قدم جلوتر خواهد بود. با این حال، بسیاری از افرادی که به دنبال سرمایه‌گذاری هستند، احتمالاً فارغ از بحث منفعت، سود و بازدهی، بخشی از پرتفوی خود را به طلا اختصاص خواهند داد.

او افزود: این موضوع دلایل متعددی دارد و ممکن است سرمایه‌گذار بدون اینکه الزاماً به بازدهی نگاه کند، بخشی از دارایی خود را به طلا اختصاص دهد. بنابراین اگر از منظر منفعت و حفظ ارزش دارایی نگاه کنیم، احتمالاً طلا بتواند بیشتر به سرمایه‌گذاری کمک کند.

این کارشناس بازار ادامه داد: اما اگر بخواهیم از منظر سود ریالی به موضوع نگاه کنیم، تصور من این است که اگر شرایط بازار سهام و اقتصاد به همین شکل حرکت کند، برخی صنایع بورسی می‌توانند برنده این رالی شش‌ماهه باشند. طبیعتاً صنایعی که با کالاهای اساسی درگیر هستند، مانند صنایع دارویی، زراعتی و غذایی، می‌توانند در این شرایط مورد توجه قرار بگیرند.

نیکبخت تصریح کرد: به صورت میانگین نیز فکر می‌کنم بازار سهام پتانسیل این را دارد که، با همان شروطی که گفتم، در شش‌ماهه دوم سال عملکرد مناسبی داشته باشد.

توافق سیاسی؛ ترمز بازارها یا فرصت تازه؟

او درباره اثر احتمالی داغ شدن دوباره بحث میانجیگری و احتمال توافق سیاسی بر بازارها نیز گفت: این موضوع باز هم به همان مسئله اصلی برمی‌گردد؛ درایور اصلی رشد بازارها در شرایط فعلی، بانک مرکزی و سیاست‌های مرتبط با نقدینگی است. رشد بازار سهام نیز تا حد زیادی از جنس رشد اسمی است و اگر کنترل رشد نقدینگی و کنترل رشد تورم اتفاق بیفتد، احتمالاً بسیاری از بازارهایی که اکنون شاهد تب‌وتاب آنها هستیم، از جمله دلار و بورس، با مقداری کاهش سرعت مواجه خواهند شد.

نیکبخت افزود: در چنین شرایطی، بازار سهام همچنان می‌تواند بازدهی معقولی برای خود ایجاد کند، اما نباید انتظار بازدهی فضایی داشت. میانجیگری‌ها و توافقات سیاسی که ممکن است اتفاق بیفتد، به شرط آنکه سیاست‌گذاری اقتصادی نیز بهبود پیدا کند، می‌توانند روی تورم، رشد نقدینگی و ناترازی‌های موجود اثر مثبت بگذارند.

او تأکید کرد: اما اگر شرایط سیاسی بهبود پیدا کند و مسائل سیاسی تا حدی حل شود، ولی این اتفاق تأثیر خاصی بر سیاست‌گذاری اقتصادی نداشته باشد، در آن صورت دوباره شرایط به همان وضعیت همیشگی بازخواهد گشت و صرف توافق سیاسی به‌تنهایی نمی‌تواند مشکلات اقتصادی را برطرف کند.

چرا دوباره پول وارد بورس شده است؟

نیکبخت در ادامه درباره رشد اخیر شاخص کل بورس و ورود دوباره نقدینگی به بازار سهام گفت: پاسخ به این موضوع بسیار ساده است. همان‌طور که در ابتدای صحبت‌ها اشاره کردم، فعالان بازار نگاه می‌کنند و می‌بینند محصولی که شرکت‌ها تولید می‌کنند، در بازار با افزایش نرخ مواجه شده است. شرکت‌ها محصولات خود را با نرخ‌های بالاتری می‌فروشند و از نظر اسمی، سودآوری شرکت‌ها در حال بازگشت به میانگین سال‌های گذشته است؛ بنابراین طبیعی است که نسبت به این دارایی‌ها اقبال نشان دهند.

او توضیح داد: وقتی محصول شرکت گران‌تر معامله می‌شود و درآمد بیشتری ایجاد می‌کند، جذابیت آن برای سرمایه‌گذار افزایش پیدا می‌کند. از منظر نسبت‌های قیمت به سود نیز بازار شش ماه پیش، تقریباً با هر معیار ارزش‌گذاری که نگاه می‌کردیم، به صورت اسمی جذاب بود، اما اکنون بازار تقریباً به سقف‌های تاریخی خود در بسیاری از این نسبت‌ها رسیده است.

این کارشناس بازار تصریح کرد: بسیاری از نسبت‌های مالی که معمولاً برای ارزش‌گذاری بازار استفاده می‌کنیم، اکنون به سقف‌های تاریخی خود نزدیک شده‌اند. البته این به معنای آن نیست که بعد از آن حتماً بازار می‌ریزد، بلکه بازار تقریباً روی نرم عادی خودش قرار گرفته است و بسیاری از روش‌های ارزش‌گذاری اسمی، تا حد زیادی در قیمت شرکت‌ها لحاظ شده‌اند.

نیکبخت با اشاره به احتمال تغییر این وضعیت در صورت افزایش فشارهای تورمی گفت: اگر شرایط نقدینگی بدتر شود و از نظر رشد نقدینگی شرایط ما نامناسب‌تر شود و انتظارات تورمی نیز افزایش بیشتری نسبت به وضعیت فعلی پیدا کند، بازار همچنان پتانسیل مشاهده اعداد بالاتر را خواهد داشت.

او در پایان درباره نسبت قیمت به سود بازار نیز گفت: P/E بازار معمولاً سقف خود را در محدوده ۸ تا ۸.۵ تجربه کرده و اکنون نیز تقریباً در همین محدوده قرار دارد. اما اگر رشد نقدینگی همچنان ادامه پیدا کند، بازار این پتانسیل را دارد که حتی P/E آن به محدوده ۱۲ تا ۱۳ نیز برسد. این نسبت می‌تواند یک شاخص سرانگشتی باشد تا بدانیم اکنون در کجای مسیر قرار گرفته‌ایم؛ بنابراین در نهایت، بخش قابل‌توجهی از مسیر بازارها به این موضوع وابسته است که سیاست‌گذاری اقتصادی و کنترل نقدینگی به چه سمت‌وسویی حرکت کند.

#نیکبخت #نقدشوندگی #طلا #بورس #دلار
منبع: اقتصادنیوز بورس