به گزارش ایلنا؛ پنج سال دیگر، بانک توسعه تعاون باید چه شکلی داشته باشد؟ پاسخ به این سؤال را نمیتوان صرفاً در تعداد شعب، حجم منابع یا میزان تسهیلات جستوجو کرد. پرسش اصلی این است که بانک تخصصی بخش تعاون چگونه میتواند منابع مالی را با سرعت، دقت و هزینه کمتر به تولید، بنگاههای کوچک و متوسط و زنجیرههای اقتصادی متصل کند؟ تحولات ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ نشان میدهد که این بانک در حال ایجاد بخشی از زیرساختهای چنین مدلی است؛ از بازارگاه دیجیتال و خدمات غیرحضوری گرفته تا برات الکترونیکی و توسعه ابزارهای تأمین مالی زنجیرهای؛ نشانه های بارزی از این اقدام هستند.
بانکی که همزمان بزرگتر و دیجیتالتر شده است
عملکرد مالی سال ۱۴۰۴، نقطه شروع مناسبی برای بررسی این تحول است. مدیرعامل بانک توسعه تعاون در مرداد ۱۴۰۵ اعلام کرد منابع بانک در پایان سال ۱۴۰۴ با رشد نزدیک به ۴۵ درصد به حدود ۱۵۴ هزار میلیارد تومان رسیده است. در همان سال، بانک از زیان انباشته نیز خارج شد و نسبت مصارف به منابع به حدود ۱۱۰ درصد رسید.
اما تصویر جدیدتر در پایان شهریور ۱۴۰۵، تنها به رشد منابع محدود نیست. در شش ماه نخست ۱۴۰۵، افزایش سرمایه ۲.۷ همتی بانک به ثبت رسید و سرمایه آن به حدود ۸.۹ همت افزایش یافت. مجمع عمومی سالانه نیز راهبرد سال ۱۴۰۵ را بر افزایش سرمایه، توسعه فعالیتها و تقویت نقش بانک در تأمین مالی بنگاههای کوچک و متوسط قرار داده است.
از سوی دیگر، دادههای عملکردی نشان میدهد تغییر کانال ارائه خدمات از همین حالا آغاز شده است. بر اساس گزارش ارائهشده در مجمع، در سال ۱۴۰۴ حدود ۹۷ درصد تراکنشها از طریق ابزارها و کانالهای الکترونیکی انجام شده و سهم ثبتشده توسط کارکنان بانک تنها سه درصد بوده است. همچنین حدود ۹۶ همت تسهیلات و ۶۵ همت خدمات تعهدی در سال گذشته ارائه شده است.
این اعداد یک نکته مهم برای افق ۱۴۱۰ دارند: بحث آینده بانک الزاماً حذف شعب نیست؛ بلکه کاهش وابستگی مشتری به شعب برای دریافت خدمات روزمره است. شعبه میتواند همچنان برای ارتباط با مناطق کمتر برخوردار، مشاوره، توسعه کسب و کار و تعامل با تعاونیها ضروری باشد؛ اما خدمات استاندارد و پرتکرار میتوانند بیش از پیش به فضای دیجیتال منتقل شوند.
بازارآن و برات الکترونیکی؛ اعتبار در حال حرکت از پرونده به زنجیره است
مهمترین نشانه این تغییر در سال ۱۴۰۵، توسعه پلتفرم بازارآن و طرح مرابحه هوشمند است. این طرح در خرداد ۱۴۰۵ در بستر بازارآن رونمایی شد و مدیرعامل بانک، این بازارگاه را ابزاری برای اتصال تولیدکنندگان و مصرفکنندگان و اجرای تأمین مالی زنجیرهای معرفی کرده است. طبق برنامه اعلامشده، بانک هدفگذاری کرده در سال نخست ۲۰ درصد و طی سه سال حداقل ۶۰ درصد تسهیلات خُرد خود را از طریق سازوکارهای هدفمند به سمت تولید و خرید محصولات داخلی هدایت کند.
اهمیت این تحول در تغییر رویکرد بانک از اینکه به چه کسی تسهیلات بدهیم؟ به سمت اینکه اعتبار را در کدام نقطه زنجیره قرار دهیم؟ می توان مشاهده کرد. وقتی اعتبار به یک معامله واقعی، خرید کالا، تولیدکننده و مصرفکننده متصل میشود، بانک میتواند نقش خود را از پرداختکننده اعتبار به هماهنگکننده جریان مالی یک زنجیره اقتصادی نزدیک کند.
صدور نخستین برات الکترونیکی بانک در تیر ۱۴۰۵، گام دیگری در همین مسیر بود. بانک توسعه تعاون در سال ۱۴۰۵ استفاده از ابزارهایی مانند اوراق گام، برات الکترونیکی و فکتورینگ را در کنار تسهیلات نقدی دنبال کرده و همزمان بر توسعه تأمین مالی زنجیرهای و ابزارهای غیرنقدی تأکید داشته است.
در این مدل، تسهیلات نقدی دیگر تنها ابزار بانک نیست. بانک توسعه تعاون در سال ۱۴۰۵ استفاده از ابزارهایی مانند اوراق گام، برات الکترونیکی و فکتورینگ را در کنار تسهیلات نقدی دنبال کرده و همزمان بر توسعه تأمین مالی زنجیرهای و ابزارهای غیرنقدی تأکید داشته است. این تغییر، به ویژه برای بنگاههای کوچک و متوسط، میتواند امکان استفاده از روشهای متنوعتری برای تأمین سرمایه در گردش و تأمین مالی فعالیتهای اقتصادی را فراهم کند.
چشمانداز بانک توسعه تعاون در ۱۴۱۰؛ شعبه در خدمت پلتفرم، داده در خدمت اعتبار
مرحله بعدی این تحول، اعتبارسنجی دادهمحور است؛ البته این موضوع را نباید با ادعای استقرار کامل یک نظام اعتبارسنجی هوش مصنوعی در بانک اشتباه گرفت. آنچه اکنون میتوان با اتکا به عملکرد بانک گفت، حرکت به سمت زیرساختهای دیجیتال و خدمات غیرحضوری است.
در همین زمینه مدیرعامل بانک توسعه تعاون اعلام کرده مشتریان حقیقی میتوانند در بانکواره از افتتاح حساب تا ثبت درخواست و دریافت بسیاری از خدمات و تسهیلات را به صورت غیرحضوری انجام دهند.
گام بعدی میتواند این باشد که دادههای تراکنشی، سابقه بازپرداخت، گردش مالی، نوع فعالیت بنگاه و عملکرد زنجیره تأمین در تصمیم اعتباری وزن بیشتری پیدا کند. چنین مدلی، به ویژه برای بنگاههای کوچک و متوسط، میتواند ارزیابی توان واقعی کسب و کار را از اتکای صرف به وثیقه و فرآیندهای کاغذی فاصله دهد.
در این میان، تأمین مالی جمعی یا کرادفاندینگ نیز اهمیت پیدا میکند. کرادفاندینگ به زبان ساده یعنی یک کسب و کار یا پروژه به جای اتکا به یک تأمینکننده مالی، سرمایه مورد نیاز خود را از تعداد زیادی سرمایهگذار و از طریق یک سکوی مجاز تأمین کند. در چنین ساختاری، بانک لزوماً مجبور نیست تمام منابع مورد نیاز یک طرح را از ترازنامه خود تأمین کند؛ بلکه میتواند بخشی از راهکار تأمین مالی را از طریق بازار سرمایه و سرمایهگذاران به پروژه متصل کند.
اهمیت این نگاه در برنامه تحول بانک نیز دیده میشود. مدیرعامل بانک در شهریور ۱۴۰۵ توسعه زیرساختهای فناوری و ابزارهای نوین تأمین مالی را از پایههای تحول بانک دانست و تأکید کرد که در سال ۱۴۰۵ توسعه تأمین مالی غیرنقدی و ابزارهای نوین باید گسترش پیدا کند.
در نتیجه، تصویر مطلوب بانک توسعه تعاون در سال ۱۴۱۰ لزوماً یک بانک بدون شعبه نیست؛ بلکه بانکی است که بدون وابستگی به شعبه بتواند بخش عمده خدمات را ارائه کند و از شبکه شعب خود برای مأموریتهایی استفاده کند که حضور محلی در آنها ارزش افزوده ایجاد میکند.
در چنین مدلی، شعبه میتواند نقطه ارتباط تخصصی با تعاونیها و کسب و کارها باشد؛ اما پلتفرم دیجیتال نقش ستون فقرات عملیات را بر عهده بگیرد؛ داده به پایه تصمیم اعتباری تبدیل شود و ابزارهایی مانند برات، گام، فکتورینگ، صکوک و کرادفاندینگ در کنار تسهیلات نقدی قرار گیرند.
درنهایت اینکه اگر دادههای درست مبنای اعتبارسنجی قرار بگیرد، اعتبار به معامله و تأمین مالی تولید منجر میشود و در نهایت به رشد تولید و اشتغال کمک میکند.
اگر بانک توسعه تعاون در پنج سال آینده بتواند این زنجیره را به صورت یکپارچه بسازد، مأموریت توسعهای آن نه تنها با دیجیتالی شدن تضعیف نمیشود، بلکه میتواند دقیقتر و گستردهتر اجرا شود. در این صورت، بانک توسعه تعاون ۱۴۱۰ بیش از آنکه صرفاً یک بانک شعبهمحور باشد، یک پلتفرم تخصصی تأمین مالی تعاون و تولید خواهد بود؛ پلتفرمی که شعبه، داده، فناوری، اعتبار بانکی و بازار سرمایه را در خدمت یک هدف مشترک قرار میدهد.