ایلنا؛ جنگ برای بورس ایران تنها یک خبر سیاسی نیست؛ جنگ مستقیماً به درآمد شرکتها، صادرات، نرخ ارز، هزینه تولید، نقدینگی و اعتماد سرمایهگذاران ضربه میزند. به همین دلیل، هر تغییر در میدان جنگ میتواند با فاصلهای کوتاه خود را در صفهای خرید و فروش بورس نشان دهد. تجربه جنگ اخیر نیز این ارتباط را بهروشنی نشان داد؛ بازار سرمایه ایران در جریان جنگ برای مدتی طولانی تعطیل شد و پس از بازگشایی نیز بخشی از شرکتهای آسیبدیده از حملات امکان معامله نداشتند.
اما پرسش اصلی اکنون این است: اگر جنگ ادامه پیدا کند، بورس ایران به کدام سمت میرود؟ پاسخ را باید در رابطه مستقیم میان «شدت جنگ» و «اقتصاد شرکتها» جستوجو کرد. بیشک هرچه جنگ طولانیتر و محاصره شدیدتر شود، ریسک عملیاتی شرکتها بیشتر میشود؛ اما همزمان افزایش نرخ ارز و تورم میتواند ارزش اسمی برخی شرکتها و داراییهای آنها را بالا ببرد.
از این منظر، جنگ میتواند دو اثر متضاد بر بورس داشته باشد: در کوتاهمدت فشار و ترس، و در میانمدت تورم و افزایش ارزش اسمی داراییها. اینکه کدام اثر غالب شود، به ادامه یا توقف جنگ، وضعیت صادرات و مسیر نرخ ارز بستگی دارد.
جنگ؛ اولین شوک به بورس
در نخستین مرحله جنگ، واکنش بازار معمولاً روانی است. سرمایهگذار در شرایط حمله نظامی ابتدا به سود سال آینده شرکت فکر نمیکند؛ بلکه به امنیت سرمایه و امکان نقد کردن دارایی خود توجه دارد.
به همین دلیل، افزایش ریسک جنگ میتواند به خروج نقدینگی، افزایش عرضه و کاهش ارزش معاملات منجر شود. اما اگر جنگ طولانی شود، نرخ ارز، تورم، صادرات و سودآوری شرکتها به عوامل اصلی تعیینکننده مسیر بازار تبدیل خواهند شد.
جنگ برای همه سهمها یکسان نیست
اثر جنگ بر صنایع مختلف متفاوت است. شرکتهای پتروشیمی، معدنی و فلزیِ صادراتمحور ممکن است از افزایش نرخ ارز درآمد ریالی بیشتری کسب کنند؛ اما اختلال در صادرات و حملونقل میتواند این مزیت را محدود کند. در مقابل، شرکتهای وابسته به واردات مواد اولیه، قطعات و تجهیزات ممکن است با افزایش هزینه تولید مواجه شوند.
بنابراین پرسش اصلی در زمان جنگ این نیست که «بورس بالا میرود یا پایین؟» بلکه این است که کدام شرکتها میتوانند در شرایط جنگی همچنان تولید، فروش و وصول درآمد داشته باشند.
محاصره و صادرات؛ حلقه اتصال جنگ به بورس
محاصره و اختلال در تجارت میتواند با کاهش صادرات، افزایش هزینه حملونقل و فشار بر درآمدهای ارزی، مستقیماً بر سودآوری شرکتهای بورسی اثر بگذارد. در مقابل، افزایش نرخ ارز میتواند برای برخی صادرکنندگان درآمد ریالی بیشتری ایجاد کند؛ اما اگر محدودیتهای جنگی مانع صادرات یا دریافت درآمد شود، رشد دلار بهتنهایی تضمینکننده رشد سود شرکت نخواهد بود.
از همین رو، جنگ برای بورس بیش از آنکه مسئله قیمت نفت یا دلار باشد، مسئله توان واقعی شرکتها برای ادامه تولید، صادرات و دریافت درآمد است.
در ادامه سناریوهای پیش رو که میتواند در حوزه بازار سرمایه تاثیر بسزایی داشته باشد را میتوان اینگونه بررسی کرد.
سناریوی اول؛ ادامه جنگ
اگر جنگ ادامه پیدا کند، انتظار افزایش نوسان بورس منطقی است. بازار بیش از گذشته به اخبار نظامی، نرخ ارز، صادرات و تصمیمات اقتصادی دولت واکنش نشان خواهد داد.
در کوتاهمدت، فشار روانی جنگ میتواند بورس را تحت فشار قرار دهد؛ اما اگر جنگ طولانی شود و تورم و نرخ ارز افزایش پیدا کند، امکان رشد اسمی بخشی از بازار وجود دارد.
در واقع ممکن است بورس از نظر ریالی رشد کند، اما این رشد الزاماً به معنی افزایش ثروت واقعی سهامدار نباشد.
سناریوی دوم؛ جنگ فرسایشی
جنگ فرسایشی میتواند بورس را به بازاری کاملاً انتخابی تبدیل کند. ممکن است یک گروه بورسی رشد کند و گروه دیگری همزمان افت داشته باشد.
در چنین شرایطی، شرکتهای صادراتی، داراییمحور و دارای قدرت افزایش قیمت محصولات، رفتار متفاوتی از شرکتهای وارداتمحور خواهند داشت.
بنابراین در جنگ فرسایشی، شاخص کل بهتنهایی نمیتواند وضعیت بورس را توضیح دهد.
سناریوی سوم؛ آتشبس و کاهش تنش
اگر جنگ به سمت آتشبس پایدار حرکت کند، واکنش بورس میتواند کاملاً متفاوت باشد.
کاهش ریسک سیاسی میتواند فشار روانی بازار را کاهش دهد و چشمانداز تجارت خارجی را تغییر دهد. در عین حال، اگر آتشبس باعث کاهش نرخ ارز شود، بخشی از مزیت سهام صادراتی که از رشد دلار منتفع شدهاند، کاهش خواهد یافت.
در نتیجه، حتی پایان جنگ نیز به معنای رشد یکسان همه سهمها نیست؛ بلکه میتواند جهت حرکت سرمایه در بورس را تغییر دهد.
به زعم نویسنده، جنگ میتواند بورس را دو مرحلهای کند.مرحله اول؛ ترس از جنگ: کاهش ریسکپذیری، افزایش عرضه و حرکت بخشی از نقدینگی به سمت داراییهای امنتر.
مرحله دوم؛ سازگاری با جنگ: توجه بازار به نرخ ارز، تورم، سودآوری، تولید و ارزش دارایی شرکتها.
همین مرحله دوم میتواند مسیر بورس را از سقوط اولیه به سمت حرکت متفاوتی هدایت کند.
جمعبندی
بورس ایران در شرایط جنگی تا حدی به حسگر(سنسور) اقتصادی جنگ تبدیل میشود. هر خبر درباره تشدید درگیری، محاصره، صادرات یا آتشبس میتواند انتظارات سرمایهگذاران را تغییر دهد.
اگر جنگ تشدید شود، ریسک و نوسان افزایش مییابد؛ اگر طولانی شود، تورم و نرخ ارز اهمیت بیشتری پیدا میکنند؛ و اگر آتشبس پایدار شکل بگیرد، بازار ممکن است از فاز «حفظ ارزش پول» به سمت «بازگشت به سودآوری و سرمایهگذاری» حرکت کند.
جنگ ابتدا بورس را میترساند؛ سپس اقتصاد جنگی، قیمتها و سودآوری شرکتها را تغییر میدهد. در نهایت، مسیر بازار به مدت جنگ، شدت محاصره، امکان صادرات، نرخ ارز و توان شرکتها برای ادامه فعالیت اقتصادی وابسته خواهد بود.
سید حسین فاضل؛ کارشناس بازار سرمایه