به گزارش ایلنا، در این رویداد، هشت اثر از میان ۳۰ مقاله و اثر علمی رسیده به دبیرخانه انتخاب شد و پژوهشگرانی از استانهای خراسان رضوی، گیلان، تهران و فارس، یافتههای خود را درباره بازتاب شعر حافظ در عرصههای مختلف ادبی و هنری ارائه کردند.
دبیر علمی یادروز حافظ و رئیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز، در این نشست گزارشی از روند برگزاری یادروز و فعالیتهای مرکز حافظشناسی ارائه کرد.
دکتر سعید حسامپور با تأکید بر جایگاه شعر حافظ در فرهنگ و هنر ایران و جهان اظهار کرد: شعر حافظ تنها مجموعهای از واژهها نیست، بلکه معماری باشکوهی از اندیشه، معنا و زیباییشناسی است که مرزهای زبان را درنوردیده و به سرچشمهای زاینده برای خلق آثار بدیع هنری و ادبی تبدیل شده است.
دبیر علمی یادروز حافظ افزود: سخن حافظ در گذر سدهها، جانمایه بسیاری از آفرینشهای هنری بوده است؛ از خوشنویسی، نگارگری و تذهیب گرفته تا موسیقی اصیل ایرانی و ادبیات معاصر ایران و جهان، حضور و تأثیر شعر او بهروشنی دیده میشود.
حسامپور با اشاره به اینکه سیامین یادروز بینالمللی حافظ بر پیوند شعر این شاعر با عرصههای گوناگون هنر و ادبیات تمرکز دارد، گفت: این رویداد فرصتی برای ارائه خوانشی تازه از حضور آشکار و پنهان حافظ در سپهر هنر و ادبیات و بررسی این موضوع است که چگونه اندیشه و کلام او پس از گذشت بیش از هفت قرن، همچنان الهامبخش آفرینش، تأویل و نوآوری باقی مانده است.
وی همچنین با اشاره به سه دهه فعالیت مرکز حافظشناسی، بر ضرورت حمایت از پژوهشهای علمی و فرهنگی در این حوزه و بهرهگیری از شیوههای نوین برای معرفی حافظ به نسل جوان تأکید کرد.
به گفته دبیر نشست علمی یادروز حافظ، انتشار مجله «حافظشناسی» یکی از فعالیتهای مستمر این مرکز است و برای افزایش شمار و ارتقای کیفیت مقالات علمی و پژوهشی، باید جایگاه علمی این نشریه تقویت شود و حمایت بیشتری از آن صورت گیرد.
حسامپور با اشاره به برگزاری ۱۲ نشست تخصصی در سه سال گذشته، اظهار کرد: نیمی از این نشستها داخلی و نیمی دیگر بینالمللی بودهاند و با هدف گسترش ارتباطات علمی میان پژوهشگران ایرانی و محققان و علاقهمندان زبان و ادبیات فارسی در دیگر کشورها برگزار شدهاند.
وی همچنین دورههای حافظخوانی را از برنامههای شاخص مرکز حافظشناسی برشمرد و گفت: این دورهها بهصورت فصلی برگزار میشوند و در هر دوره حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر در آنها شرکت میکنند؛ آماری که نشاندهنده ظرفیت شعر حافظ برای برقراری ارتباط با طیف گستردهای از مخاطبان است.
به گفته وی، مرکز حافظشناسی حتی در دورههایی که برگزاری کلاسهای حافظخوانی با دشواری مواجه شد، با همکاری دانشگاه شیراز برای تداوم این برنامهها تلاش کرد تا ارتباط علاقهمندان با جلسات حافظخوانی قطع نشود.
دبیر نشست علمی یادروز حافظ همچنین به فعالیتهای این مرکز در زمینه پویانمایی و بازنمایی اندیشه و شعر حافظ اشاره کرد و پژوهش درباره بازتاب شخصیت این شاعر در ادبیات عربی را از دیگر زمینههای قابل توجه فعالیتهای علمی دانست.
وی توضیح داد: بررسی رمانهای عربی درباره حافظ، زمینهای برای گسترش مطالعات تطبیقی فراهم کرده است. در همین راستا، با هدایت پژوهشی دانشجویان رشته زبان و ادبیات عربی دانشگاه شیراز، پایاننامههایی در این زمینه شکل گرفته و نتایج برخی از این پژوهشها در برنامهها و همایشهای بینالمللی، از جمله برنامهای در تونس، ارائه شده است.
حسامپور در پایان، حمایت از مجله حافظشناسی، تقویت نشستهای تخصصی و بینالمللی، استمرار دورههای حافظخوانی و پشتیبانی از تولیدات فرهنگی متناسب با نیازهای نسل جدید را از ضرورتهای پیشروی حافظپژوهی دانست.
حافظ؛ شاعر خردورزی، مهرآفرینی و آزاداندیشی
عضو هیئتعلمی دانشگاه فرهنگیان مشهد، در سخنرانی خود با عنوان «حافظ سرحلقه آزاداندیشان؛ جهانبینی مهرورزانه حافظ»، به بررسی ابعاد فکری و انسانی شعر حافظ پرداخت و او را از خردورزترین شاعران جهان دانست.
دکتر علیرضا قیامتی،اظهار کرد: حافظ پیش از آنکه شاعر عشق و عرفان باشد، شاعر خردورزی، مهرآفرینی و آزاداندیشی است.
به گفته قیامتی، آنچه به حافظ در نگاه جهانیان جایگاهی ماندگار بخشیده، آزادگی، وارستگی از تعصبات و خرافات و توجه به فضایل انسانی است؛ ویژگیهایی که با دوری از غرور و خودپسندی و پرهیز از آزار دیگران پیوند دارند.
این پژوهشگر با اشاره به استقلال فکری حافظ افزود: حافظ در باورهای خود تعصب ندارد و خود را حق مطلق نمیپندارد. او از مطلقگرایی فاصله میگیرد و آنچه را جامعه و اطرافیان به او القا میکنند، بدون اندیشه و بررسی نمیپذیرد؛ بلکه درباره بنیاد هستی، آفریدگار و وجود خویش میاندیشد و از مسیر تفکر به یقین میرسد.
وی با تأکید بر چندصدایی در شعر حافظ گفت: شعر او بازتابدهنده یک صدا، یک اندیشه یا یک باور خاص نیست، بلکه اندیشهها و باورهای گوناگون را در خود جای میدهد.
قیامتی با اشاره به جایگاه حقیقت در جهانبینی حافظ، بیت «جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه / چو ندیدند حقیقت ره افسانه زدند» را نمونهای از نگاه او به حقیقت و تفاوت برداشتهای انسانی دانست.
وی همچنین عشق را در اندیشه حافظ، رمز جاودانه هستی و فراتر از مرزبندیهای اعتقادی و اجتماعی توصیف کرد و افزود: حافظ مدافع آزادی باور و اندیشه است و در برابر ریاکاری و جزماندیشی میایستد.
به گفته این پژوهشگر، در اندیشه حافظ، خرد و تفکر جایگزین باورهای کهنه و پندارهای قطعی میشوند و انسان برای رهایی از تعصب و سختگیری باید دیدهها و شنیدههای خود را از صافی خرد بگذراند.
«حافظخوانی خصوصی»؛ بازتاب چندلایه معنا در داستاننویسی معاصر
نویسنده و پژوهشگر، در سخنرانی خود با عنوان «حافظخوانی خصوصی؛ بازتاب حافظ در داستاننویسی معاصر فارسی»، به ویژگی آینهوار شعر حافظ و ظرفیت آن برای شکلگیری خوانشهای گوناگون پرداخت.
علیرضا محمودی حامدی با بیان اینکه حافظ توانسته است متنی بیافریند که مخاطبان در آن تصویری از خویشتن ببینند، اظهار کرد: شعر حافظ هم معنا را در خود جای داده و هم از معنای نهایی و ثابت فراتر میرود؛ بهگونهای که در هر دوره، متناسب با نیازها و ضرورتهای زمانه، معنایی تازه از آن برداشت میشود.
محمودی حامدی با اشاره به طرح ویژگی آینهوار ادبیات در اندیشه متفکرانی همچون عینالقضات همدانی، استاندال و ارنست همینگوی، گفت: هرچند درباره این ویژگی ادبیات سخن گفته شده است، کمتر کسی مانند حافظ توانسته آن را در عمل محقق کند و این ظرفیت را طی قرنها زنده نگه دارد.
وی افزود: دلبستگی عمیق فارسیزبانان به حافظ و قرائتهای گوناگون از شعر او، زمینهای گسترده برای بازتولید معنا و شکلگیری رابطهای چندوجهی میان فرهنگ ایرانی و غزلهای حافظ فراهم کرده است.
این پژوهشگر با اشاره به دیدگاه نظریهپردازانی همچون یوری لوتمان، رولان بارت و پل ریکور، به ظرفیت متن ادبی برای تولید معنا و نقش خواننده در تفسیر آن پرداخت و اظهار کرد: این ویژگیها در شعر حافظ و رابطه فارسیزبانان با آن آشکار است؛ ظرفیتی که میتوان از آن با عنوان «خوانش خصوصی حافظ» یاد کرد.
به گفته وی، ادبیات معاصر فارسی هنوز بهطور گسترده و کاربردی از این امکان بهره نگرفته است. او رمان «حافظخوانی خصوصی» را حاصل پانزده سال تلاش برای استفاده از این ظرفیت در قالب رمان مدرن دانست؛ تلاشی برای بازآفرینی تجربه ایرانیان از حافظخوانی به شیوهای خصوصی.
غزل حافظ و معماری ایران؛ پیوند در سازماندهی معنا
مهندس محمدرضا حائری مازندرانی، معمار و نویسنده نیز در سخنرانی خود با عنوان «روایتی دیگر از مهرازی در غزلهای حافظ شیرازی»، به بررسی شباهتهای مفهومی میان معماری ایرانی و ساختار غزلهای حافظ پرداخت.
وی بحث خود را با طرح دو پرسش آغاز کرد: آیا غزلهای حافظ میتوانند حافظ معماری ایران باشند و آیا معماری ایران میتواند حافظ غزلهای حافظ باشد؟
حائری مازندرانی با اشاره به جایگاه شعر حافظ در زندگی روزمره ایرانیان اظهار کرد: حافظ برای ماندگاری به معماری ایران نیاز ندارد؛ زیرا غزلهای او عمیقاً در زندگی و فرهنگ جامعه ایرانی ریشه دواندهاند. در مقابل، معماری ایران، بهویژه معماری معاصر، به محافظت نیاز دارد؛ محافظتی که میتواند از جنس نگاه حافظانه باشد.
این معمار و پژوهشگر با انتقاد از برخی روایتهای رایج درباره ارتباط معماری و شعر حافظ افزود: این روایتها بیشتر بر واژگان و اصطلاحات معماری در شعر او، مانند شاهنشین، طنبی، عمارت و آب و گل، متمرکز بودهاند و کمتر به اشتراک جهانبینی و شبکههای مفهومی میان معماری ایران و غزلهای حافظ پرداختهاند.
وی با تأکید بر تمایز میان ساختن و معماری توضیح داد: هر آنچه ساخته میشود، لزوماً به معماری ختم نمیشود؛ زیرا هر ساختمانی الزاماً وارد ساحت معماری نمیشود.
حائری مازندرانی با تشریح رویکرد پژوهشی خود گفت: این بررسی از الگوی شکلگیری غزلهای حافظ آغاز میشود و به زمینهها و لایههای پیش از سرایش شعر، از جمله جهانبینی و شبکه مفاهیم، میپردازد؛ عناصری که در پیوند با آگاهی تاریخی و اجتماعی از زبان فارسی و ساختارهای عروضی، به شکلگیری غزل منجر میشوند.
به گفته وی، هدف این رویکرد، توضیح چگونگی گردآمدن و سازمانیافتن معانی در غزلهای حافظ با استفاده از شباهتهای آن با نحوه سازمانیابی فضا و سازه در معماری ایران است.
نقاب در شعر حافظ؛ مرز میان آشکارسازی و پنهانکردن حقیقت
عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس هم در سخنرانی «حافظ در صحنه ایام: از نقاب تا نقاب»، با رویکرد نشانهمعناشناسی گفتمانی، جایگاه نقاب در شعر حافظ و نسبت آن را با هویت، حقیقت و نمایش بررسی کرد.
دکتر حمیدرضا شعیری با بیان اینکه نقاب یکی از عناصر کهن گفتمانی و اجرایی در تاریخ نمایش است، اظهار کرد: نقاب بر دو وجه پنهانسازی و آشکارسازی استوار است و همزمان با پوشاندن و برملاکردن چهره انسان، بخشهایی ناشناخته از وجود او را آشکار میکند؛ بخشهایی که میتوانند زمینهساز شکلگیری روایتهای متعدد باشند.
این پژوهشگر افزود: نقاب صرفاً ابزاری برای پوشاندن چهره یا تغییر ظاهر نیست، بلکه واسطهای میان سوژه، بازیگر، شخصیت، تماشاگر و جهان به شمار میرود. این واسطهگری، رابطه انسان با خویشتن را پیچیده میکند و با جابهجایی مرزهای حضور و غیاب، فضایی پدید میآورد که در آن، نسبت حقیقت و دروغ پیوسته تغییر میکند.
شعیری با اشاره به پیوند نقاب با مسئله هویت، دیگری، نقشپذیری و دوگانگی صورت و باطن گفت: نقاب میتواند هم ابزار پنهانسازی و هم سازوکار افشا باشد؛ زیرا با پوشاندن چهره فردی، امکان ظهور هویتی جمعی، نمادین یا ناخودآگاه را فراهم میکند.
وی با پیوند دادن این مباحث به شعر حافظ اظهار کرد: حافظ از نقابها برای برملاساختن رازهای وجودی و نهفته انسانها بهره میگیرد و مخاطب را درون صحنههایی قرار میدهد که بازتابدهنده رابطه انسان و جهاناند.
این عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس با طرح این پرسش که آیا نقاب انسان را به حقیقت خویش نزدیک میکند یا از آن دور میسازد، افزود: در نگاه حافظ، نقاب نه پایان حضور و نه آغاز آن، بلکه چالشی وجودی است که در گذر زمان استمرار مییابد.
به گفته وی، جنبه نمایشی گفتمان حافظ، انسان را در مرز میان بودن و شدن قرار میدهد؛ وضعیتی که در آن، فرد همواره میان حضور و غیاب و میان هویتهای گوناگون در حرکت است.
موسیقی؛ شیوهای برای تفسیر دوباره شعر حافظ
دکتر معین کاظمیفر، عضو هیئتعلمی دانشگاه شیراز، در سخنرانی خود با عنوان «حافظ و موسیقی: اجرا بهمثابه تفسیر»، رابطه شعر و موسیقی را با تمرکز بر غزل «زلف بر باد مده» بررسی کرد.
محور اصلی این پژوهش، بررسی این موضوع بود که اجرای موسیقایی چگونه میتواند بدون تغییر متن شعر، شیوه دریافت و معنای شنیدهشده آن را دگرگون کند.
کاظمیفر با اشاره به روش پژوهش خود توضیح داد: نوآوری این مطالعه در تمرکز بر یک غزل و مقایسه چند اجرای متفاوت از همان متن است؛ رویکردی که امکان بررسی تأثیر عوامل اجرایی را مستقل از تفاوتهای موجود در متن شعر فراهم میکند.
در این پژوهش، اجراهای داریوش رفیعی، سالار عقیلی، محسن نامجو، همایون شجریان و گروه یا پروژه موسیقایی Metava با یکدیگر مقایسه شدهاند.
نتایج این بررسی نشان میدهد که انتخاب یا حذف ابیات، تغییر ترتیب آنها، تکرار، کشش آواها، زمانبندی، جنس صدا، شکلگیری شخصیت اجرایی خواننده، تغییر ژانر و سازبندی میتوانند نحوه توجه شنونده به بخشهای مختلف شعر را تغییر دهند.
این عضو هیئتعلمی دانشگاه شیراز با اشاره به مقایسه اجرای یک بیت از سوی محسن نامجو و همایون شجریان، نقش صدا را در شکلگیری تصویر شنونده از گوینده شعر تشریح کرد. همچنین، بررسی اجرای Metava فرصتی برای مطالعه ورود ابزارهای مولد هوش مصنوعی به فرایند تفسیر موسیقایی فراهم آورد.
وی در جمعبندی تأکید کرد: اجرای موسیقایی، انتقال خنثای متن شعر نیست، بلکه یکی از شیوههای بالفعلکردن ظرفیتهای تفسیری شعر حافظ به شمار میرود. از این منظر، شیوه خواندن و اجرای موسیقایی میتواند لایههای متفاوتی از معنا را در غزلهای او آشکار کند.
نشستهای علمی سیامین یادروز بینالمللی حافظ، با طرح این دیدگاههای تخصصی، بار دیگر ظرفیت شعر خواجه شیراز را برای گفتوگو با حوزههای مختلف هنر و ادبیات به نمایش گذاشت؛ ظرفیتی که تداوم پژوهش درباره آن، در کنار حمایت از فعالیتهای علمی و فرهنگی و بهرهگیری از ابزارهای نوین، میتواند زمینه آشنایی عمیقتر نسلهای آینده با اندیشه و میراث ادبی حافظ را فراهم کند.