به گزارش خبرنگار ایلنا، علیاکبر صالحی، رئیس بنیاد ایرانشناسی، در مراسم «پرچم؛ اقتدار ملی و انسجام اجتماعی» گفت: بنیاد ایرانشناسی که بنیانگذار و مؤسس آن مرحوم دکتر حبیبی بزرگوار و مراد ما بود، با عشق اینجا را تأسیس کرد و هدفشان این بود که این بنیاد «خانه ایرانیان» باشد.
وی ادامه داد: اگر اینجا متعلق به شماست، ما میزبان و خادم این خانه هستیم. اگر ایران را همچون ظرفی تلقی کنیم، ایرانیان مظروف این ظرف هستند و باید تمام تلاش خود را به کار بگیرند که مبادا خدای نکرده این ظرف ترک بخورد و با تمام وجود از این ظرف نگهبانی و نگهداری کنند.
صالحی با اشاره به مناسبت روز پرچم اظهار کرد: امروز که روز پرچم است، با دوستان نشستیم و مرور کردیم که سخن را از کجا آغاز کنیم و با چه موضوعی به نتیجه برسانیم. فکر کردم سخن را با این پرسش آغاز کنیم که پرچم چیست؟
وی افزود: اینکه بگوییم پرچم چیست و چند رنگ و نشانه در آن نقش بسته، پاسخ دقیقی است، اما همه حقیقت نیست. آری، پرچم از پارچه ساخته میشود، اما در تار و پود همین پارچه، حافظه و هویت یک ملت بافته شده است.
رئیس بنیاد ایرانشناسی بااشاره به پیشینه تاریخی پرچم گفت: درفش در آغاز، همانطور که عزیزمان جناب آقای دکتر انصاری فرمودند، نشانی برای بازشناختن سپاه در میدان نبرد بود و با گرد آمدن مردم به دور آن، از یک نماد ساده شناسایی به رمز تعلق و همبستگی بدل شد.
وی ادامه داد: ما ایرانیان در این سیر تاریخی، سهمی بسیار کهن داریم و به آن اشاره خواهم کرد. در شهداد کرمان، درفشی مفرغی از هزاره سوم پیش از میلاد به دست آمده است که آن را کهنترین درفش فلزی شناختهشده جهان میدانند.
صالحی افزود: در روزگار هخامنشی نیز، به گزارش گزنفون، مورخ یونانی، درفش کوروش بزرگ عقابی زرین با بالهای گشوده بود که بر نیزهای بلند برافراشته میشد.
وی با اشاره به جایگاه درفش کاویانی در حافظه تاریخی ایرانیان اظهار کرد: با این حال، هیچ درفشی در حافظه تاریخی ما جایگاه درفش کاویانی را ندارد. باید به شاهنامه فردوسی رجوع کرد. به روایت شاهنامه، کاوه آهنگر در قیام علیه ستم ضحاک، پیشبند چرمی خود را بر سر نیزه کرد و مردم را به دادخواهی فراخواند و فریدون آن را با دیبا و گوهر آراست.
وزیر خارجه پیشین کشورمان گفت: نکته ژرف این روایت آن است که درفش حماسی ما نه از تاج و تخت، بلکه از پیشبند یک آهنگر برخاسته است.
رئیس بنیاد ایرانشناسی با اشاره به پیشینه تاریخی پرچم ایران گفت: در سدههای میانه دوران اسلامی، نقش شیر و خورشید رفتهرفته به نشان ایران بدل شد. این نقش ریشه در نجوم کهن داشت که برج اسد را خانه خورشید میدانست و در روزگار صفوی معنای تازهای یافت. شیر، یادآور اسدالله، امیرالمؤمنین(ع)، دانسته شد و شمشیری که بعدها در دست شیر قرار گرفت، یادآور ذوالفقار بود.
وی افزود: سه رنگ سبز، سفید و سرخ نیز در روزگار قاجار به پرچم ایران راه یافت و همانطور که جناب آقای دکتر انصاری فرمودند، اصل پنجم متمم قانون اساسی مشروطه در سال ۱۲۸۶ خورشیدی مقرر کرد: «الوان رسمی بیرق ایران سبز و سفید و سرخ و علامت شیر و خورشید است.»
صالحی اظهار کرد: نقشها در هر دوره دگرگون شدهاند، اما تاریخ پرچم ما در معنای ژرفتر خود، تاریخ انتقال مفهوم ایران از نسلی به نسل دیگر است.
رئیس بنیاد ایرانشناسی با اشاره به پرچم جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی گفت: پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، این میراث در قالبی تازه ادامه یافت. بنابر اصل هجدهم قانون اساسی، پرچم رسمی ایران به رنگهای سبز، سفید و سرخ، با علامت مخصوص جمهوری اسلامی و شعار «اللهاکبر» است.
وی ادامه داد: سبز، رنگ رویش، زندگی و ایمان است؛ سفید، رنگ صلح و پیام ملتی اهل گفتوگو و صلح و سرخ، رنگ دلاوری و ایثار و یادآور خون کسانی است که برای پاسداری از این خاک از جان گذشتند.
صالحی افزود: در قلب پرچم نیز نشانی قرار گرفته که از چهار هلال و یک شمشیر شکل گرفته و نام «الله» را نقش میزند و کلیت آن یادآور لاله است که در ادبیات ما نماد شهادت است. این «الله» نیز شکلی شبیه لاله دارد.
وی با اشاره به درج شعار «اللهاکبر» در مرز میان رنگهای پرچم اظهار کرد: در مرز میان رنگها، شعار «اللهاکبر» ۲۲ بار به خط کوفی تکرار شده است و چه زیباست که در جهان، یادآور بیستودوم بهمن، روزی باشد که این ملت سرنوشت خویش را به دست گرفت.
رئیس بنیاد ایرانشناسی گفت: حال اجازه بدهید با صداقت از خود بپرسیم؛ اگر ما چنین احساسی به پرچم خود داریم، آیا گمان میکنیم دیگر ملتها احساسی جز این دارند یا آنها نیز برای پرچم خود تقدس قائل هستند؟
وی افزود: کودکی که در آن سوی جهان پرچم کشورش را بر دیوار کلاس میبیند، ورزشکاری که بر سکوی قهرمانی پرچم وطنش را در برابر خود میبیند و مهاجری که در شهری دور با دیدن پرچم کشورش بغض میکند، همه همان تپشی را در سینه احساس میکنند که ما احساس میکنیم. عشق به وطن، زبان مشترک همه انسانهاست.
صالحی با اشاره به حدیث «حبالوطن منالایمان» و شعری از مولانا گفت: به تعبیر مولانای بزرگ، «پس زبان محرمی خود دیگر است / همدلی از همزبانی بهتر است.»
وی ادامه داد: این حقیقت را در برابر مقر سازمان ملل متحد نیز میتوان دید؛ پرچم کشورهای عضو در کنار یکدیگر برافراشته است و هیچ پرچمی بالاتر از پرچم دیگری نیست. این چینش، اصل برابری حاکمیت دولتها را که در بند یک ماده دوم منشور ملل متحد آمده است، به زبان نماد بیان میکند.
وزیر خارجه پیشین کشورمان افزود: کنوانسیون وین درباره روابط دیپلماتیک نیز در ماده ۲۰، حق هر کشور را برای برافراشتن پرچم خود بر سفارت و اقامتگاه سفیرش به رسمیت شناخته است. پرچم به زبان حقوق، نشانه حاکمیت و به زبان دل، نماینده هویت یک ملت است.
وی با بیان اینکه «ما پرچم خود را دوست داریم»، اظهار کرد: ما پرچم خود را دوست داریم، زیرا نمایانگر ملتی است با تاریخ و هویت راستین که بر مبنای صلح، عدالت و نوعدوستی بنا شده است.
صالحیدر ادامه با اشاره به اختلافات میان دولتها گفت: در عین حال، ما با برخی دولتها اختلافهای جدی داریم و زخمهایی که بر پیکر این ملت نشسته، واقعی است. وقتی از دولتها سخن میگویم، منظور دولتهایی است که آنها را به رسمیت شناختهایم. خشم در برابر بیعدالتی، احساسی طبیعی است و از کسی نمیخواهیم که از مواضع اصولی خود کوتاه بیاید.
وی افزود: اما پرسش این است که آیا بیحرمتی به پرچم کشوری دیگر، آن هم پرچم کشوری که آن را به رسمیت میشناسیم، کاری خردمندانه است؟ پاسخ من با همه احترام، منفی است.
رئیس بنیاد ایرانشناسی تأکید کرد: این پاسخ را نه از سر ضعف، بلکه از موضع عقلانیت، اخلاق و قدرت بیان میکنم.
وی در ادامه با اشاره به پیامدهای بیحرمتی به نمادهای ملی کشورها گفت: وقتی به پرچم کشوری بیحرمتی میشود، آنکه آزرده میشود الزاماً تصمیمگیران آن دولت نیستند، بلکه شهروندان عادی آن جامعهاند.
وزیر خارجه پیشین کشورمان افزود: دلیل دوم آن است که چنین رفتاری هدیهای رایگان به کسانی است که با ما دشمنی دارند. تصویر پرچمی که به آن بیحرمتی شده، در چند ثانیه به سراسر جهان مخابره میشود و همان کسانی که سالها کوشیدهاند چهرهای خشن از ایران بسازند، بار دیگر این تصویرسازیهای نادرست را در قاب میگیرند و به مردم خود میگویند: «میبینی، اینها از شما متنفرند.»
وی ادامه داد: دلیل سوم آن است که رفتار تهاجمی با نماد یک ملت، معمولاً جامعه آن کشور را حول دولت خود متحد میکند و حتی منتقدان داخلی آن سیاستها را به مدافعان ملی بدل میسازد؛ تجربهای که خود ما نیز در دوران دفاع مقدس با تمام وجود آن را لمس کردیم.
صالحی گفت: دلیل چهارم این است که ما از جهان میخواهیم به پرچم، نمادها و مقدسات ما احترام بگذارد و این مطالبهای بهحق است، اما آنگاه بیشترین توجیه اخلاقی را خواهد داشت که خود بیش از دیگران به این اصل پایبند باشیم.
وی با استناد به قرآن کریم اظهار کرد: قرآن کریم همین قاعده را در سوره انعام بیان میکند: «وَلَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ». خداوند میفرماید به آنچه مشرکان جز خدا میخوانند دشنام ندهید، چرا که آنان نیز از سر دشمنی و نادانی به خداوند دشنام خواهند داد.
رئیس بنیاد ایرانشناسی افزود: دلیل پنجم و شاید مهمترین دلیل، به حکمت متنوع بودن ملتها بازمیگردد. قرآن کریم در سوره حجرات همه مردم را خطاب قرار میدهد و میفرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا». یعنی ای انسانها، ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را ملتها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید.
وی ادامه داد: این حکمت بر مبنای اصل شناخت، یا به تعبیر قرآنی «تعارف»، است؛ یعنی شناختن یکدیگر و نزدیک شدن به هم. بیحرمتی به نماد هویت یک ملت، درست در خلاف جهت این حرکت قرار میگیرد.
صالحی با اشاره به سخنی از امیرالمؤمنین(ع) در جنگ صفین گفت: هنگامی که حضرت علی(ع) شنید گروهی از یارانش شامیان را دشنام میدهند، فرمود: خوش ندارم که شما دشنامگو باشید؛ اگر کردارشان را توصیف کنید و حالشان را بازگو کنید، سخنتان درستتر و حجتتان رساتر خواهد بود.
وی افزود: چقدر زیباست؛ اگر دشنام حتی در میدان نبرد و در برابر دشمن نیز روا نیست، چگونه میتواند در میدان گفتوگو با ملتها روا باشد؟ این جمله کوتاه، کاملترین درس دیپلماسی عمومی است؛ به جای دشنام، کردار را توصیف کن و به جای توهین، حقیقت را بگو.
صالحی در ادامه به مفهوم دیپلماسی عمومی پرداخت و گفت: دیپلماسی سنتی، گفتوگوی دولت با دولت است که معمولاً پشت درهای بسته انجام میشود، اما دیپلماسی عمومی، گفتوگوی یک ملت با ملتهای دیگر در فضای باز و با دانشگاهیان، هنرمندان، روزنامهنگاران و مردم کوچه و بازار است.
وی افزود: گوهر دیپلماسی عمومی، به دست آوردن دلها و ذهنهاست. پیامبر اسلام(ص) چگونه اسلام را گسترش داد و آن را ترویج کرد؟ از چه دری وارد شد؟ از در تسخیر قلبها و نه صرفاً از مسیر مناسک.
صالحی گفت: شما ببینید هنگامی که حضرت رسول(ص) دعوت خود به اسلام را آغاز کرد، چگونه با مردم سخن گفتند و چگونه دلها را به سوی این دعوت جذب کردند.
وزیر خارجه پیشین کشورمان در ادامه سخنان خود با اشاره به اهمیت تسخیر دلها و ذهنها گفت: وقتی دلها پذیرفتند و شیرینی دین را چشیدند، آنگاه میتوان بهتدریج به مناسک پرداخت. بنابراین، ما نیز باید به دنبال بهدست آوردن دلها و ذهنها باشیم؛ ذهن را باید با استدلال و سند اقناع کرد و دل را با احترام و همدلی.
وی افزود: نیاکان ما نیز گفتار نیک را سرلوحه زندگی خود میدانستند و امروز همین مفهوم را قدرت نرم مینامیم. کمتر کشوری به اندازه ایران از سرچشمههای این قدرت برخوردار است؛ شعر، هنر، اندیشه و مهماننوازی بیمانند، سرمایههایی هستند که هیچ تحریمی نمیتواند آنها را از ما بگیرد.
رئیس بنیاد ایرانشناسی ادامه داد: بزرگواران، این سخنان امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد. در ماههای اخیر، تحولات گوناگون بار دیگر نگاه جهانیان را به سوی ایران بازگردانده است. در دل این تحولات، جهان ایران را از نو شناخت و میلیونها نفری که تنها تصویری مبهم از ایران داشتند، اکنون تصویر واقعبینانهتری از مردم فرهیخته، مهربان و مقاوم آن در برابر خود دارند.
وی اظهار کرد: امروز افکار عمومی بینالمللی بیش از گذشته آماده شنیدن صدای ایران است و بسیاری از مردم جهان میخواهند بیواسطه قضاوت کنند. اما به فرموده امیرالمؤمنین(ع)، فرصت همچون ابر میگذرد. یک تصویر زننده میتواند درهایی را ببندد که با رنج بسیار گشوده شدهاند.
صالحی در ادامه به راهکارهای تقویت دیپلماسی عمومی اشاره کرد و گفت: نخست، به مردم کشورها و نمادهایشان احترام بگذارید؛ بهویژه هنگامی که با دولتهایشان در ستیز هستیم. باید تلاش کنیم دولتهای ناحق را از مردم جدا کنیم و این امر هوشمندی، هوشیاری و حکمت سیاسی میطلبد. عزت، حکمت و مصلحت در اینجا معنا پیدا میکند.
وی افزود: دوم، حقیقت را بگوییم و از اغراق بپرهیزیم؛ زیرا یک ادعای بیاعتبار میتواند صد سخن درست را از میان ببرد.
رئیس بنیاد ایرانشناسی ادامه داد: سوم، به زبان مخاطب سخن بگوییم و دغدغههای او را جدی بگیریم.چهارم، ایران را در قامت یک تمدن انسانساز و فرهنگآفرین روایت کنیم؛ رسالتی که بنیاد ایرانشناسی دقیقاً برای تحقق آن پدید آمده است.
وی افزود: پنجم، مواضع خود را با عزت و منطق عرضه کنیم و از حق حاکمیت و استقلال خود بر پایه موازین حقوق بینالملل دفاع کنیم؛ چرا که حق روشن، به فریاد نیاز ندارد و باید با بیان روشن از آن دفاع کرد.
صالحی تأکید کرد: ششم، به یاد داشته باشیم که هر یک از ما در هر موقعیتی سفیر فرهنگ ایران هستیم و گفتار و رفتار ما یا بر اعتبار این نام میافزاید یا از آن میکاهد.
رئیس بنیاد ایرانشناسیگفت: سخنم را با این پرسش آغاز کردم که پرچم چیست؟ پرچم ما حلقه پیوند بیش از چهار هزار سال حافظه ایرانی است؛ از درفش شهداد و درفش کاویانی تا سهرنگی که امروز با ایمان، صلح، دوستی و ایثار رنگ گرفته است.
وی افزود: ما وظیفه داریم این پرچم را همواره سربلند نگه داریم. حافظ شیراز، که امروز دلهای بسیاری را در سراسر جهان تسخیر کرده است، این راه را به ما نشان داده و میگوید:
«درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد»
صالحی در پایان گفت: امروز زمین برای کاشتن درخت دوستی آماده است. بیایید دلهایی را که به سوی ایران گشوده شدهاند، با احترام پاس بداریم و با حقیقت و گفتار نیک استوار سازیم. این راه، شایسته ملتی با تمدنی چند هزار ساله و بالاترین شکل پاسداشت پرچمی است که همه ما آن را دوست داریم؛ بهویژه پرچم انقلاب اسلامی که آن را مقدس میداریم، چرا که مزین به نام «الله» و «اللهاکبر» است.