روزنامه اطلاعات نوشت: عادیسازی خشونت، از پرتاب سنگ و دادن شعارهای زشت و ناسزا و توهین و تهمت آغاز میشود و در نهایت به رفتارها و کینههای غیرقابل مهار خواهد رسید.
به گزارش عصر ایران، مسعود رضوی در ادامه این یادداشت روزنامه اطلاعات افزود: دستگاههای اطلاعاتی، انتظامی و بالاتر از همه دستگاه قضایی کشور باید به سرعت از این هرج و مرج و آتشافروزی جلوگیری کنند و عاملان و آمران را معرفی و مجازات نمایند.
- برخی از سادهلوحان سیاسی تصوّر میکنند که این خشونتگرایان، صداقت دارند و براساس باورهای صادقانه، علیه نیروهای سیاسی موازی و رقیب ، یا بزرگان و چهرههای مخالف شعار داده و دست به عمل خشونتآمیز و حذف میزنند!
- ریاست و مقامات قضایی کشور نباید اجازه دهند، جماعات خودسر در خیابان و میدان، به جای شعار علیه دشمن و کوشش برای همبستگی ملت، صندلی و میز محاکم را جعل کنند و به برخی رجال سیاسی، به عنوان شخص یا شخصیت اهانت نموده و صدور حکم نمایند!
- حکم قضایی با جان و مال و آبرو و ناموس ملت سروکار دارد. همچون حکم دینی و فتوای فقهی است که ریشه در قدسیات و ارزشهای الهی دارد؛ و نباید اجازه داد وحدت مقدس مردم ملعبه جهل و سلیقه برخی افراد عوام و شعارهای تلخ و خطرناک درگیرو دار جنگ سرنوشتساز شود!
متن کامل این یادداشت را می توانید در ادامه بخوانید.
سید مسعود رضوی
روزنامه اطلاعات
امنیت وآرامش در پشت جبهه
خواجه حافظ شیرازی در بیتی نغز از وضع خود و روزگار میگوید:
نمیکنم گلهای، لیک ابرِ رحمت دوست
به کشتزارِ جگر تشنگان نداد نَمی
اما ما نمیتوانیم شکایت و نقد و گِله نکنیم، زیرا وضعیت خاص و شرایط تاریخی چنین اجازهای نمیدهد.
در شرایط سختی که کشور و مردم ما به سر میبرند، باید پرسشهای مهمی را در مورد مسائل داخلی پرسید و برخی نگرانیها را مطرح کرد. مسائل نگرانکننده، تنها تذکرات و هشدارهای دوستانه یا اندرزهای اخلاقی نیست، بلکه تشریح شرایطی است که شاید موجب شکاف و گسست در لحظات بحرانی و جنگی شود. پس به صراحت درباره چند موضوع سخن میگویم تا راه حل، یا بهتر بگویم؛ درمانی برای این دردها و زخمها پیدا کنیم.
در شرایطی که کشور درگیر جنگ و محاصره اقتصادی ظالمانه و نفسگیر بینالمللی است، همه باید بکوشیم راهی برای حل این مشکل و معادله، چه در جنگ و چه در سیاست بیابیم. راهی که کشور و ملت را سربلند کند و موجب امن و آسایش و صلح و بهبود اوضاع و احوال وطن و منطقه باشد.
اولین دغدغه درباره گرایش آشکار به خشونت در برخی اخبار و رویدادهای اخیر است که موجب نگرانی و حتی حیرت دلسوزان و اهل معنا شده است و میشود. کسانی نادان یا جزماندیش، از فرصت تنگنای سخت کشور سوء استفاده کرده، از سرِ نادانی و ناتوانی فکری یا تحریک رندان و آتش افروزان برخی چهرههای مخالف را مورد تهدید قرار میدهند.
تا این زمان، خوشبختانه خونی بر زمین ریخته نشده است، اما اگر این اتفاق بیفتد و تسویه حساب سیاسی به یک روش عادی تبدیل شود، بیقانونی حاکم خواهد شد و این بلای بزرگ، نه تنها به فضای سیاسی کشور و حیثیت حکومت و دولت در ایران لطمه وارد خواهد کرد، بلکه بهترین و بزرگترین هدیه را به آمریکا و اسرائیل و دشمنان ایران خواهد داد.
عادیسازی خشونت، از پرتاب سنگ و دادن شعارهای زشت و ناسزا و توهین و تهمت آغاز میشود و در نهایت به رفتارها و کینههای غیرقابل مهار خواهد رسید.
دستگاههای اطلاعاتی، انتظامی و بالاتر از همه دستگاه قضایی کشور باید به سرعت از این هرج و مرج و آتشافروزی جلوگیری کنند و عاملان و آمران را معرفی و مجازات نمایند. برخی از سادهلوحان سیاسی تصوّر میکنند که این خشونتگرایان، صداقت دارند و براساس باورهای صادقانه، علیه نیروهای سیاسی موازی و رقیب ، یا بزرگان و چهرههای مخالف شعار داده و دست به عمل خشونتآمیز و حذف میزنند! اگر چنین پنداری دارید، زودتر از آنچه که فکر میکنید، گریبانگیر بقیه هم خواهد شد و به تمام جریانها و شخصیتهای سیاسی، از جمله حامیان و سکوتکنندگان آسیب جدی خواهد زد.
آیتالله اژهای ریاست باکیاست و ارجمند دستگاه قضایی کشور، حتماً تمهیدات لازم را برای جلوگیری از بازتولید ترور و خشونت به نام نیروهای داخلی اندیشیدهاند. مقامات قضایی کاملا واقفند که این نوع خشونت و تعرض به شخصیتها، هیچگاه نیت خیر و نجابتی همراه ندارد و همواره محصول تحریک و آتشافروزی معاندان، کژاندیشان و دشمنان ملت و میهن است.
علاوه بر این، ریاست و مقامات قضایی کشور نباید اجازه دهند، جماعات خودسر در خیابان و میدان، به جای شعار علیه دشمن و کوشش برای همبستگی ملت، صندلی و میز محاکم را جعل کنند و به برخی رجال سیاسی، به عنوان شخص یا شخصیت اهانت نموده و صدور حکم نمایند! حکم قضایی با جان و مال و آبرو و ناموس ملت سروکار دارد. همچون حکم دینی و فتوای فقهی است که ریشه در قدسیات و ارزشهای الهی دارد؛ و نباید اجازه داد وحدت مقدس مردم ملعبه جهل و سلیقه برخی افراد عوام و شعارهای تلخ و خطرناک درگیرو دار جنگ سرنوشتساز شود!
مسئله مهم دیگر، افزایش تنشها و رفتارهای قوامگرایانه و شعارهای پلید پانها و برخی اوباش علیه هموطنان ایرانی در استانها و مناطق مختلف کشور است.
در مسابقه تراکتورسازی با ملوان، ابتدا در تبریز و سپس در گیلان که انجام نشد، شعارهای ضدانسانی و نژادپرستانه و ضدملی از دهان برخی اوباش سر داده شد. در این باره در یادداشت بعد به تفصیل، تحلیل و سخن ارائه خواهم داد، زیرا خطری بسیار بزرگ در داخل، و وهن و صدمه به حیثیت ایران در سراسر جهان است. سخن را هم با بیت دیگری از خواجه حافظ تمام میکنم:
زیرکی را گفتم این احوال بین، خندید و گفت
صعب روزی، بوالعجب کاری، پریشان عالمی