عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - کریستین امانپور پس از ۴۳ سال از سی ان ان میرود؛ همزمان با آنکه شبکهای که دونالد ترامپ سالها با آن جنگیده بود، به مالکیت شرکتی درآمده که مدیرش پسر یکی از میلیاردرهای نزدیک به رئیسجمهور آمریکاست. آیا این فقط یک تغییر مالکیت است یا نشانهای از جابهجایی مرزهای استقلال رسانه در آمریکا؟
گاهی اهمیت یک اتفاق را نه در خود آن، بلکه در زمان وقوعش باید جستوجو کرد. کریستین امانپور، یکی از شناختهشدهترین خبرنگاران بینالمللی جهان، اعلام کرده است که پس از ۴۳ سال از سی ان ان جدا میشود. خبر زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم تنها چند روز پیش از اعلام این تصمیم، مالکیت شبکه به مجموعهای منتقل شد که خانواده صاحب آن روابط نزدیکی با دونالد ترامپ دارند؛ همان رئیسجمهوری که سالها سی ان ان را به جانبداری علیه خود متهم کرده است.
امانپور نگفته است که به دلیل تغییر مالکیت از سی ان ان میرود. با این حال، همزمانی این دو اتفاق، پرسشی فراتر از سرنوشت یک مجری باسابقه ایجاد کرده است: وقتی مالکیت رسانههای بزرگ در دست گروههای محدودی از صاحبان ثروت و قدرت متمرکز میشود، چه تضمینی وجود دارد که استقلال تحریریه در برابر منافع سیاسی و اقتصادی حفظ شود؟
سی ان ان چگونه به حلقه نزدیکان ترامپ رسید؟
در ۶ اکتبر ۲۰۲۶، شرکت پارامونت اسکایدنس خرید شرکت برادران وارنر، مالک سی ان ان، را نهایی کرد. این معامله که در گزارشهای رسانهای با ارزشهای متفاوتی برای ارزش کل شرکت و بهای خرید توصیف شده، دو غول خبری آمریکا، یعنی سی ان ان و سی بی اس، را زیر یک چتر مالکیتی قرار داد.
مدیرعامل مجموعه جدید، دیوید الیسون، فرزند لری الیسون، بنیانگذار اوراکل و یکی از ثروتمندترین مردان جهان است. لری الیسون از حامیان مالی ترامپ بوده و روابط نزدیکی با او دارد. به این ترتیب، سی ان ان نه مستقیماً به ترامپ، بلکه به شرکتی رسید که مدیر آن در مرکز یک خانواده بانفوذ در اقتصاد و سیاست آمریکا قرار دارد.
برای ترامپ، سی ان ان سالها نماد رسانهای بود که به گفته او روایت نادرستی از عملکردش ارائه میکرد. او بارها به این شبکه حمله کرد و با خبرنگارانش درگیر شد. اکنون شبکهای که رئیسجمهور آمریکا از منتقدان سرسختش بود، وارد مجموعهای شده که نزدیکی خانوادگی و سیاسی مالک آن به ترامپ، توجهها را به آیندهاش جلب کرده است.
امانپور؛ رفتن یک خبرنگار یا پایان یک دوره؟
کریستین امانپور در سال ۱۹۸۳ کار خود را در سی ان ان آغاز کرد؛ نه بهعنوان ستارهای تلویزیونی، بلکه بهعنوان دستیار در بخش اخبار بینالمللی. هفت سال بعد، به خبرنگاری بینالمللی رسید و پوشش جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، نام او را در سطح جهانی مطرح کرد.
او در دهههای بعد از بوسنی و رواندا تا افغانستان، عراق و اوکراین گزارش تهیه کرد و با رهبران سیاسی و چهرههای تأثیرگذار جهان به گفتوگو نشست. برای مخاطبان ایرانی نیز امانپور چهرهای آشناست؛ خبرنگاری ایرانیتبار که در رسانهای آمریکایی فعالیت میکرد، اما بخش مهمی از شهرتش را از پوشش جنگها و بحرانهای خارج از آمریکا به دست آورد.
امانپور در بیانیه خداحافظی خود گفت که پس از ماهها فکر کردن و چند شب بیخوابی تصمیم گرفته است از سی ان ان جدا شود. او تأکید کرد که برای حفظ استقلال روزنامهنگاری اهمیت قائل است و گفت در شرایطی که فشارهای سیاسی و مالی از جهات مختلف افزایش یافته، این استقلال اهمیت بیشتری پیدا میکند.
او همچنین جملهای را تکرار کرد که به نوعی خلاصه نگاه حرفهایاش است: «همیشه حقیقتگو باشید، نه بیطرف.»
اما نکته مهم این است که امانپور دلیل مشخصی برای جدایی خود اعلام نکرده است. مدیرعامل سی ان ان نیز گفته که درباره این تصمیم از چند ماه قبل با او گفتوگو داشته است.
نگرانی امانپور پیش از معامله آغاز شده بود
با این حال، نمیتوان گفت موضوع استقلال سی ان ان فقط پس از اعلام جدایی امانپور مطرح شده است. او پیش از نهایی شدن معامله نیز درباره آینده رسانههای خبری زیرمجموعه پارامونت ابراز نگرانی کرده بود.
روزنامه واشنگتنپست در گزارشی درباره خداحافظی امانپور یادآوری کرد که او در ماه مه، با اشاره به آنچه «همسویی ایدئولوژیک» در سی بی اس میدانست، نسبت به آینده این شبکه و سرنوشت برنامه خبری «۶۰ دقیقه» ابراز نگرانی کرده بود.
سی بی اس پیش از این نیز به دلیل تغییرات مدیریتی و اختلاف بر سر تصمیمهای تحریریه با انتقادهایی روبهرو شده بود. انتصاب باری وایس بهعنوان سردبیر ارشد سی بی اس، در کنار تغییرات مدیریتی و بحث درباره نحوه پوشش اخبار سیاسی، به یکی از محورهای مناقشه درباره جهتگیری این شبکه تبدیل شد.
وقتی صاحب رسانه و صاحب قدرت به هم نزدیک میشوند
ماجرای سی ان ان را باید در چارچوب بزرگتری دید. رسانههای بزرگ آمریکا، برخلاف تصویری که گاهی از آنها ارائه میشود، بیرون از مناسبات اقتصادی و سیاسی فعالیت نمیکنند. آنها شرکتهایی بزرگ با سهامداران، مدیران، درآمدهای تبلیغاتی و منافع تجاریاند. تغییر مالکیت میتواند بر اولویتهای اقتصادی و مدیریتی آنها اثر بگذارد؛ حتی اگر هیچ دستور مستقیمی برای تغییر یک خبر یا گزارش صادر نشود.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی فقط سانسور آشکار نیست. گاهی پرسش مهمتر این است که کدام خبرنگار فرصت بیشتری برای فعالیت پیدا میکند، کدام موضوع در صدر اخبار قرار میگیرد، چه برنامهای ادامه پیدا میکند و چه کسی درباره آینده یک بخش خبری تصمیم میگیرد.
این همان نقطهای است که نگرانی درباره استقلال رسانه شکل میگیرد: نه لزوماً از یک دستور علنی، بلکه از احتمال تأثیرگذاری منافع مالکیت بر انتخابها و اولویتهای تحریریه.
در عین حال، رابطه نزدیک مالک یک شرکت با رئیسجمهور را نباید با اثبات کنترل سیاسی بر محتوای آن یکی دانست. برای چنین نتیجهای باید شواهد مشخصی از مداخله، فشار یا تغییر تصمیمهای تحریریه وجود داشته باشد.
به همین دلیل، آزمون واقعی سی ان ان نه در روز اعلام معامله، بلکه در ماههای آینده خواهد بود؛ زمانی که مشخص شود این شبکه چگونه سیاستهای دولت ترامپ را پوشش میدهد، با خبرنگاران منتقد چه برخوردی میکند و آیا میتواند در برابر فشارهای احتمالی از استقلال حرفهای خود دفاع کند.