منو

صفحه اصلی

اخبار

افشاگری درباره طرح حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در دوره ترامپ

کتاب جدیدی با عنوان «تغییر رژیم» جزئیاتی از طرح حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ را فاش کرده است. در این کتاب آمده است که ترامپ توصیه‌های مقامات خود درباره خطرات جنگ با ایران را نادیده گرفته بود.

محمدرضا حیدرزاده

«مگی هابرمن» و «جاناتان سوان»، دو تن از از روزنامه‌نگاران برجسته نیویورک- تایمز با افشاگری‌های خود در کتاب «تغییر رژیم» که درباره‌ دوره‌ دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ است، روایتی از ۱۴ماه زمامداری وی که خود را فراتر از «اسکندر»، «هیتلر» و «استالین» می داند، ارائه کرده‌اند تا به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های غیرداستانی آمریکا در یک ماه تبدیل شود. هابرمن در دوران فعالیت ترامپ به‌ عنوان دلال املاک در نیویورک، او را پوشش خبری می‌داد و سوان نیز در هر دو دوره ریاست‌ جمهوری ترامپ، گزارشگر خبری وی بوده است. وقتی این دو روزنامه‌نگار در دفتر بیضی شکل کاخ سفید با ترامپ دیدار کردند، وی با افتخار تمام، ادعای مدیر کلوب گلف خود را تکرار کرد که بر اساس آن، «ترامپ بدون شک قدرتمندترین مردی است که کره زمین تا به حال به خود دیده و با فاصله بسیار زیاد، قدرتمندتر از اسکندر، سزارها، چنگیزخان، مائو، استالین و حتی هیتلر است!» بخش عمده کتاب مذکور درباره حمله تجاوزکارانه آمریکا در همدستی با اسرائیل به ایران است. کتاب به صراحت فاش می‌کند که ترامپ توصیه‌های «جان رتکلیف» رئیس سیا و «مارکو روبیو» وزیر خارجه دولتش درباره خطرات جنگ با ایران را نادیده گرفت. سیر وقایع منتهی به جنگ ۱۲ روزه در کتاب تغییر رژیم، گزارشی از سیر وقایع منتهی به جنگ ۱۲ روزه علیه ایران نوشته شده و آمده است: پس از سفر خاورمیانه‌ای ترامپ، مسئله فوری منطقه همچنان ایران بود. ترامپ میان دو قطب گیر کرده بود: از یک سو آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در تهران که دولت ترامپ همزمان با او درگیر دیپلماسی هسته‌ای بود، و از سوی دیگر بنیامین نتانیاهو در تل‌آویو که معتقد بود تنها راه برخورد با ایران، حمله نظامی است. نتانیاهو از دسامبر سال قبل از آن، در حال آماده‌سازی حمله به چند هدف در ایران بود و می‌خواست واشنگتن هم در آن شرکت کند؛ با وجود این، ترامپ هنوز امیدوار بود ایرانی‌ها را به راه‌حل دیپلماتیک وادار کند. ترامپ باوجود امید به راه حل دیپلماتیک، همزمان از آغاز دولت دوم خود، به «سنتکام» اجازه داده بود با اسرائیلی‌ها درباره گزینه‌های نظامی علیه ایران هماهنگی لازم را انجام دهد. در داخل دولت ترامپ، «جی دی ونس» و «استیو ویتکاف» مدتی جلوی فشارهای نتانیاهو برای مشارکت آمریکا در حمله را گرفتند. همچنین شخصیت هایی چون «تاکر کارلسون» مجری مشهور فاکس نیوز، «استیو بنن» مشاور ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری، و «چارلی کرک» چهره رسانه‌ای نیز در بیرون از دولت ترامپ تلاش کردند ترامپ را از جنگ دور نگه دارند. کرک که چند ماه پیش از جنگ دوم علیه ایران، در آمریکا ترور شد، خصوصی به اطرافیان گفته بود از کاری که ترامپ ممکن است بکند نگران‌تر از آن است که علنا نشان می‌دهد. نگرانی ونس از تغییر رژیم در ایران ونس که به کرک نزدیک بود، نسبت به نتانیاهو بدبین بود و از کشیده شدن آمریکا به جنگ تغییر نظام در ایران می‌ترسید، اما نمی‌خواست با فشار بیش از حد، برخلاف خواست ترامپ عمل کند. او در یکی از جلسات اتاق وضعیت، مرز نگرانی‌اش را این‌طور روشن می‌کند: «اگر فقط تأسیسات هسته‌ای را بزنند، یک چیز است؛ اما اگر وارد جنگ طولانی‌تر شوند، فاجعه‌ای بزرگ خواهد بود.» از طرفی ترامپ حتی به تیمش گفته بود می‌خواهد نامه‌ای مستقیم به شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بفرستد؛ ویتکاف و «مایک والتز» سفیر آمریکا در سازمان ملل نیز پیش‌نویس اولیه آن نامه را تهیه کردند که شامل مذاکره مستقیم درباره برنامه هسته‌ای، ضرب‌الاجل برای توافق، ممنوعیت غنی‌سازی، ممنوعیت تولید موشک‌های دوربرد و دسترسی کامل بازرسان آژانس بود. ترامپ می‌خواست مسئله، مسالمت‌آمیز حل شود، اما نامه او همزمان تهدید می‌کرد که در غیر این صورت اتفاقات بسیار بدی رخ خواهد داد. ترامپ متن را برای افراد داخل اتاق بیضی خواند و در نهایت، ویتکاف را به ابوظبی فرستاد تا نامه از طریق رئیس امارات به شهید آیت‌الله خامنه‌ای برسد. پس از آن چند دور گفت‌وگو میان ویتکاف و عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران در آوریل و مه برگزار شد و عمانی‌ها میانجی بودند. اگر تصمیم فقط با ویتکاف و عراقچی بود، شاید سازش میان آمریکا و ایران ممکن می‌شد، زیرا این دو طی دو ماه رابطه‌ای گرم پیدا کردند و هر دو خوش‌بین بودند. تغییر رویکرد ویتکاف زیر فشار داخلی در ادامه، ویتکاف زیر فشار داخلی و پس از مشورت با ترامپ، مسیرش را تغییر داد و اصرار کرد که ایران باید تأسیسات هسته‌ای و برنامه غنی‌سازی خود را کاملا کنار بگذارد و هیچ نوع غنی‌سازی برای هیچ هدفی قابل قبول نیست. این تغییر ناگهانی، بعضی‌ها را در دولت ترامپ غافلگیر و ایران را خشمگین کرد. شرط جدید برای تهران غیرقابل قبول بود و همزمان درون دولت ترامپ نیز احساس خشم از اسرائیلی‌ها فزونی گرفت، زیرا اسرائیلی‌ها هیچ گزینه‌ای جز کارزار نظامی علیه ایران را جدی نگرفتند و مدام کوشیدند کاخ سفید را از مسیر دیپلماتیک خارج کنند. سرانجام روز دوشنبه ۹ ژوئن ۲۰۲۵(۱۹ خرداد ۱۴۰۴) نتانیاهو در تماس با ترامپ گفت قصد حمله به ایران را دارد. وقتی اسرائیل حمله را شروع کرد، ترامپ در دو ساعت اول از اظهار نظر خودداری ورزید، اما وقتی موج اول حملات اسرائیل موفق به نظر رسید، ترامپ خود را در حمله به ایران شریک کرد، زیرا برای او این نوع مداخله جذاب بود: «نمایش قدرت عظیم، بدون اعزام نیروی زمینی آمریکا!» چهار روز پس از آغاز کارزار اسرائیل، ترامپ در ساعت شش و نیم عصر ۱۶ ژوئن در شبکه اجتماعی خود نوشت: «همه باید فوراً تهران را تخلیه کنند!» بلافاصله مقام‌های ارشد پنتاگون نگران ‌شدند که ایران از این پست بهانه بسازد و پایگاه‌های آمریکا در قطر یا عراق را هدف قرار دهد. به همین دلیل، سخنگوی پنتاگون اعلام کرد نیروهای آمریکایی در عملیات تهاجمی در حریم هوایی ایران مشارکت ندارند. اما توضیح پنتاگون ترامپ را خشمگین کرد، زیرا او توضیح و شفاف‌سازی نمی‌خواست، بلکه فقط می‌خواست ایرانی‌ها بترسند و سردرگم بمانند و ندانند چه چیزی در راه است. صبح روز بعد ترامپ خواسته‌ای جدید را مطرح کرد که حتی بعضی اعضای تندرو دولت را نیز شوکه می‌کند: «تسلیم بی‌قید و شرط ایران!» از آن لحظه، تیم‌های ارتباطی کاخ سفید و پنتاگون عملا کنارکشیدند. عملیات چکش نیمه‌شب ۹ روز پس از آغاز بمباران ایران توسط اسرائیل، آمریکا مستقیم برای یک روز وارد جنگ شد و عملیات «چکش نیمه‌شب» را اجرا کرد. در این مرحله بیشتر مقام‌های ارشد دولت از اقدام ترامپ حمایت کردند، چون می‌دانستند توان قانع کردن او برای تغییر رویکرد را ندارند. ونس همان شب پس از حمله مضطرب به نظر ‌رسید و برخی این را به نگرانی او از گسترش جنگ نسبت دادند. در کاخ سفید، وقتی ترامپ متن سخنرانی‌اش را آماده کرد، ونس پیشنهاد داد بعضی عبارات نرم‌تر شود، اما ترامپ با تندی پاسخ داد که می‌داند چه می‌کند و سپس پشتش را به ونس کرد. فردای آن روز، ترامپ از ونس بیشتر ناراحت‌ ‌شد، چون وی در مصاحبه تلویزیونی، عبارت محبوب ترامپ درباره نابودی کامل برنامه هسته‌ای ایران را تکرار نکرده بود. ترامپ فکر کرد جنگ سریع تمام می‌شود و نظام سیاسی در ایران ضعیف است؛ به ویژه پس از عملیات موفق علیه مادورو در ونزوئلا، بیشتر مجذوب توان نظامی آمریکا شده بود. او به دستیارانش گفت دوست دارد در ایران هم وضعیتی شبیه ونزوئلا شکل بگیرد؛ یعنی همه مزایای تغییر نظام، بدون دردسر تغییر ساختار کشور. مدل ذهنی او این بود که سران سیاسی نظام ایران حذف شوند و یک کارگزار ترسیده و مطیع ترامپ جایگزین شود. اما مشاورانش باور نداشتند که ایران، ونزوئلای دیگری باشد. دور دوم جنگ با ایران نقطه عطف دور دوم جنگ با ایران در ۱۱ فوریه ۲۰۲۶ رقم خورد؛ زمانی که برای اولین بار یک رهبر خارجی یعنی نتانیاهو در اتاق وضعیت کاخ سفید حاضر شد. «دیوید بارنیه» رئیس وقت موساد و چند مقام دیگر اسرائیل هم حضور داشتند. نتانیاهو حدود یک ساعت تلاش کرد ترامپ را قانع کند که ایران آماده فروپاشی است و این می‌تواند لحظه تغییرنظام با حمله مشترک آمریکا و اسرائیل باشد. او در بخشی از گزارش خود، ویدیویی را پخش کرد که در آن چهره‌هایی به عنوان رهبران احتمالی پس از سقوط جمهوری اسلامی دیده شدند؛ از جمله رضا پهلوی که نتانیاهو تلاش کرد او را به عنوان رهبر اپوزیسیون ایران جا بزند. نتانیاهو و تیمش شرایط را طوری ترسیم کردند که تقریبا پیروزی قطعی به نظر برسد. نتانیاهو در آن جلسه این ایده را به ترامپ فروخت که اطلاعات موساد نشان می‌دهد اعتراضات در ایران دوباره آغاز می‌شود و با کمک سرویس جاسوسی اسرائیل برای تحریک شورش و آشوب، بمباران شدید می‌تواند شرایط را برای سرنگونی نظام توسط مخالفان ایران فراهم کند. اسرائیلی‌ها حتی امکان ورود ستیزه جویان مسلح از اقلیم کردستان عراق برای بازکردن جبهه زمینی در شمال‌غرب ایران را مطرح کردند. اما کسانی مثل «رتکلیف» رئیس سیا، ترامپ را از ارزیابی اطلاعاتی آمریکا درباره گزارش نتانیاهو مطلع و سناریوی تغییر رژیم ایران او را با یک واژه توصیف کردند: «مضحک و غیرواقعی!» دور آخر مذاکرات پیش از جنگ کتاب «تغییر رژیم»، شرحی بر دور آخر مذاکرات پیش از جنگ هم دارد. کوشنر و ویتکاف به ترامپ گفتند شاید بتوانند چیزی شبیه توافق اوباما و حتی کمی بهتر را مذاکره کنند، اما ماه‌ها طول می‌کشد. از نگاه آن‌ها ایرانی‌ها عجله ندارند و شاید می‌خواهند دوره ترامپ را پشت سر بگذارند. از سوی دیگر، جدول زمانی حمله به ایران به دلیل تبادل اطلاعاتی مبنی بر جلسه رهبر (شهید) ایران با فرماندهان تغییر می‌کند و جلو می‌افتد. کتاب می‌گوید ترامپ هفته‌ها قبل عملا تصمیمش برای حمله را گرفته بود، اما زمان دقیق را نه؛ اما با این گزارش، نتانیاهو او را به سرعت در عمل ترغیب ‌کرد. جلسه نهایی تصمیم در ساعت حدود پنج عصر پنجشنبه ۲۶ فوریه(۷اسفند ۱۴۰۴) در اتاق وضعیت کاخ سفید برگزار ‌شد. ترامپ در راس میز بود. حلقه برنامه‌ریزی آن‌قدر بسته بود که وزیر خزانه‌داری و وزیر انرژی، یعنی دو نفری که باید بزرگ‌ترین اختلال عرضه در بازار جهانی نفت را مدیریت می‌کردند، حتی یک روز پیش از شروع جنگ در جریان نبودند. ترامپ جلسه را آغاز کرد و «رتکلیف» هم اطلاعات جدید درباره جلسه رهبر ایران با فرماندهان در مجموعه بیت رهبری را ارائه داد. «پیت هگست» وزیر جنگ نیز موضعی تهاجمی گرفت و اعلام کرد بالاخره باید روزی با ایرانی‌ها جنگید، پس بهتر است حالا انجام شود. «روبیو» اما گفت اگر هدف، تغییر نظام سیاسی یا قیام مردم است نباید انجام شود، اما اگر هدف، نابودی برنامه موشکی ایران باشد، قابل تحقق است. سپس در ساعات اولیه صبح روز شنبه ۲۸ فوریه(۹ اسفند ۱۴۰۴)، عملیات موسوم به «خشم حماسی» و تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد. ترامپ بدون هرگونه مجوز نظامی از سوی کنگره یا حتی مشورت با آن‌ها دست به اقدام نظامی زد.

#حمله نظامی #نتانیاهو #ترامپ #اسرائیل #ایران
منبع: اطلاعات آنلاین