به گزارش ایلنا، عبدالباری عطوان، تحلیلگر برجسته جهان عرب در سرمقاله روزنامه فرامنطقهای «رای الیوم» نوشت: سخنرانی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بیش از هر چیز بر ایران متمرکز بود؛ موضوعی که نشان میدهد پرونده ایران همچنان یکی از مهمترین محورهای سیاست خارجی واشنگتن در منطقه است. ترامپ در این سخنرانی از مواضع خود درباره ایران دفاع کرد و بار دیگر بر رویکرد سختگیرانه آمریکا در قبال تهران تأکید داشت.
در مقابل، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، نیز در سخنرانی خود در مجمع عمومی تلاش کرد روایت متفاوتی از تحولات اخیر ارائه دهد و مواضع تهران را درباره جنگ، مذاکرات و سیاست آمریکا تشریح کند. تقابل این دو موضع در نیویورک، به یکی از محورهای اصلی فضای سیاسی حاکم بر نشست امسال تبدیل شد.
در همین چارچوب، دو موضع مطرحشده از سوی مقامهای ارشد نظامی ایران نیز قابل توجه است؛ مواضعی که میتوان آنها را نشانهای از تغییر در ادبیات راهبردی تهران درباره جنگ و مذاکرات دانست.
نخست، سرلشکر یحیی رحیمصفوی، مشاور عالی فرمانده کل نیروهای مسلح ایران، هشدار داده است که در صورت گسترش درگیری، دامنه جنگ میتواند از تنگه هرمز فراتر برود و به اقیانوس هند کشیده شود. چنین اظهارنظری در صورت تحقق، به معنای گسترش قابل توجه جغرافیای درگیری و افزایش هزینههای آن برای طرفهای مختلف خواهد بود.
موضع دوم به اظهارات محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایرانمربوط میشود. او از تغییراتی در رویکرد راهبردی ایران سخن گفته و بر این نکته تأکید کرده است که شرایط جدید، نحوه تعامل تهران با مذاکرات و میانجیگران را نیز تغییر داده است.
بر اساس این دیدگاه، ایران در شرایط کنونی میان کشورهایی که صرفانقش میانجی دارند و کشورهایی که در اقدامات اقتصادی یا فشارهای سیاسی علیه تهران مشارکت میکنند، تفاوت قائل خواهد شد. همچنین کشورهایی که در اجرای محدودیتهای پروازی یا فشارهای اقتصادی علیه ایران همکاری کنند، ممکن است از نگاه تهران دیگر در جایگاه میانجی بیطرف قرار نگیرند.
این مواضع را میتوان بخشی از پیام جدید تهران درباره مذاکرات دانست؛ پیامی که بر اساس آن، ایران در شرایط کنونی مذاکره را صرفاً به معنای بازگشت به وضعیت گذشته نمیداند و در تعیین چارچوب، طرفهای مذاکره و شرایط گفتوگو، ملاحظات جدیدی را در نظر خواهد گرفت.
در حوزه نظامی نیز اظهاراتی درباره عملکرد نیروهای مسلح ایران در درگیری اخیر و توانایی مقابله با حملات آمریکا مطرح شده است. برخی از این ادعاها از سوی مقامهای ایرانی بیان شده و درباره جزئیات و صحت مستقل آنها اطلاعات کافی در دسترس نیست؛ با این حال، طرح آنها نشاندهنده تلاش تهران برای ارائه تصویری متفاوت از نتیجه درگیری و توازن قدرت نظامی است.
از سوی دیگر، تهدید به گسترش دامنه درگیری از تنگه هرمز به مناطقی فراتر، پیامدهای اقتصادی و امنیتی گستردهای خواهد داشت. اقیانوس هند یکی از مسیرهای مهم تجارت و انتقال انرژی در جهان است و هرگونه ناامنی در این منطقه میتواند بر حملونقل دریایی و بازار انرژی تأثیر بگذارد.
در چنین شرایطی، سخنان مقامهای ایرانی را میتوان در چارچوب تلاش تهران برای افزایش هزینههای هرگونه اقدام نظامی علیه خود و تغییر محاسبات طرف مقابل ارزیابی کرد. در عین حال، این مواضع الزاما به معنای تصمیم قطعی برای گسترش جنگ نیست و میتواند بخشی از بازدارندگی و پیامرسانی راهبردی ایران باشد.
در عرصه دیپلماتیک نیز فضای مجمع عمومی سازمان ملل نشان داد که اختلافات تهران و واشنگتن همچنان عمیق است. سخنان ترامپ و پزشکیان روایتهای متفاوتی از تحولات منطقه و آینده روابط دو کشور ارائه کرد و بار دیگر مسئله ایران را در مرکز توجه نشست سازمان ملل قرار داد.
در این میان، آنچه اهمیت بیشتری پیدا میکند، نحوه برخورد ایران با میانجیگریهای آینده است. اظهارات اخیر مقامهای ایرانی نشان میدهد تهران احتمالادر تعامل با کشورهایی که برای میانجیگری وارد میدان میشوند، بیش از گذشته به عملکرد عملی آنها و میزان استقلالشان از سیاستهای آمریکا توجه خواهد کرد.
به این ترتیب، مجموعه این مواضع را میتوان نشانهای از شکلگیری رویکردی دانست که در آن دیپلماسی و توان نظامی در کنار یکدیگر قرار میگیرند؛ به این معنا که تهران از یک سو مسیر گفتوگو را به طور کامل کنار نمیگذارد و از سوی دیگر تلاش میکند با نمایش توان بازدارندگی و افزایش هزینههای احتمالی درگیری، شرایط مطلوبتری برای هرگونه مذاکره ایجاد کند.
در نهایت، تهدید درباره گسترش احتمالی درگیری به اقیانوس هند و تأکید بر تغییر رویکرد در قبال میانجیگران، بیش از آنکه صرفادو اظهارنظر جداگانه باشد، میتواند بخشی از پیام گستردهتر ایران درباره مرحله جدید تقابل با آمریکا تلقی شود؛ پیامی که بر بازتعریف قواعد درگیری، مذاکره و روابط با کشورهای منطقه و میانجیگران تأکید دارد.