منو

صفحه اصلی

اخبار

ترامپ از حمله نظامی می‌گوید، نتانیاهو از تغییر رژیم؛ ایران با چه سناریویی روبه‌روست؟

تهدید حملات نظامی به تأسیسات هسته‌ای و انرژی و آماده‌باش ناوگان آمریکا در خلیج فارس، تنش‌ها را افزایش داده است.

اقتصاد۲۴ نوشت: هم‌زمان با هشدارهای اطلاعاتی آمریکا درباره تهدید نیروهای این کشور در خاورمیانه، گزارش‌ها از آماده‌شدن طرح‌های تازه برای حمله به تأسیسات هسته‌ای، زیرساخت‌های انرژی و توان موشکی ایران حکایت دارند. دونالد ترامپ از احتمال تکرار عملیات نظامی سخن می‌گوید، بنیامین نتانیاهو بار دیگر پرونده هسته‌ای ایران را به مسئله بقای اسرائیل گره زده و فرماندهان نظامی ایران نیز از جلوگیری از حضور دوباره نیروهای آمریکایی در خلیج فارس حرف می‌زنند. در میانه این تهدیدها، تهران همچنان از آمادگی برای مذاکره سخن می‌گوید؛ اما فاصله میان مواضع دو طرف و تداوم محاصره دریایی نشان می‌دهد که خطر بازگشت جنگ نه برطرف شده و نه می‌توان زمان آن را با اطمینان پیش‌بینی کرد.

نشانه‌های جنگ تازه؛ این بار هدف فقط تأسیسات هسته‌ای نیست

مهم‌ترین تحول روزهای اخیر، انتشار گزارش‌هایی درباره برنامه‌ریزی نظامی آمریکا و اسرائیل برای ازسرگیری حملات به ایران است. نیویورک‌تایمز به نقل از مقام‌های آمریکایی و افرادی که از گفت‌وگوهای امنیتی مطلع‌اند، گزارش داد که دو ارتش طرح‌هایی مشخص برای حملات جدید پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سوم نوامبر آماده کرده‌اند. به نوشته این روزنامه، تمرین‌های نظامی نیز افزایش یافته و پروازهایی بر فراز عراق برای تمرین مانورهای حمله انجام شده است.

بر اساس این گزارش، تأسیسات هسته‌ای، مراکز مرتبط با موشک‌ها و پهپادها و زیرساخت‌های انرژی ایران از اهداف احتمالی عملیات بعدی هستند. در میان اهداف مطرح‌شده، تأسیسات زیرزمینی کوه کلنگ نیز قرار دارد؛ مکانی که به دلیل عمق و ماهیت حفاظتی آن، هدف قراردادنش می‌تواند دشوارتر از حمله به تأسیسات سطحی باشد. گزارش نیویورک‌تایمز همچنین حاکی از آن است که برخی مقام‌ها امیدوارند دور تازه حملات، فشار اقتصادی بر ایران را افزایش دهد و تهران را به دادن امتیاز در مذاکرات وادار کند.

اهمیت این گزارش در آن است که از احتمال محدودماندن حمله بعدی به یک اقدام نمادین یا عملیاتی صرفاً هسته‌ای فراتر می‌رود. اگر زیرساخت‌های انرژی و توان موشکی نیز در فهرست اهداف قرار گیرند، دامنه عملیات می‌تواند مستقیماً بر ظرفیت اقتصادی و توان دفاعی ایران اثر بگذارد. چنین حمله‌ای، حتی اگر کوتاه باشد، لزوماً به پایان سریع بحران منجر نخواهد شد؛ زیرا تهران پیش‌تر هشدار داده است که در صورت ازسرگیری حملات، پاسخ آن می‌تواند دامنه‌ای منطقه‌ای داشته باشد.

بخوانید: یک قدم مانده به جنگ؛ ایران پیشنهاد جدیدی به آمریکا داد؟

هشدار اطلاعاتی واشنگتن؛ تهدید حمله ایران یا زمینه‌سازی برای حمله به ایران؟

هم‌زمان با انتشار گزارش‌ها درباره طرح حمله جدید، دولت آمریکا از افزایش تهدیدها علیه کارکنان خود در خاورمیانه خبر داده است. رویترز در گزارشی نوشت که جی کلیتون، مدیر اطلاعات ملی آمریکا، در یادداشتی به مارکو روبیو، وزیر خارجه این کشور، هشدار داده است که تلاش‌های ایران برای هدف قراردادن نیروهای آمریکایی افزایش یافته و طرح‌های مرگبار منتسب به تهران به مراحل پیشرفته رسیده‌اند. این هشدار به سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا نیز ارسال شده است.

در پی این نگرانی‌ها، واشنگتن حضور کارکنان برخی نمایندگی‌های دیپلماتیک خود را کاهش داده و هشدارهای سفر به کشورهای مختلف منطقه را به‌روزرسانی کرده است. آسوشیتدپرس گزارش داده که آمریکا فعالیت سفارتخانه‌های خود در اردن، لبنان، قطر و امارات را محدود کرده و پیش‌تر نیز دستور خروج کارکنان غیرضروری و خانواده‌های آنان از عربستان سعودی را صادر کرده بود. مقام‌های آمریکایی، تهدیدهای منتسب به ایران و حملات حوثی‌های مورد حمایت تهران را از عوامل این تصمیم‌ها معرفی کرده‌اند.

ترامپ دوباره از «خشم حماسی» می‌گوید؛ مذاکره یا تهدید نظامی؟

دونالد ترامپ روز جمعه در گردهمایی جمهوری‌خواهان در فلوریدا گفت آمریکا ممکن است عملیات نظامی دیگری علیه ایران انجام دهد. او با اشاره به عملیات «خشم حماسی» گفت: «شاید یک خشم حماسی کوچک دیگر انجام دهیم.» رئیس‌جمهور آمریکا توضیح بیشتری درباره زمان یا دامنه چنین عملیاتی ارائه نکرد، اما بار دیگر تأکید کرد که ایران می‌تواند با توافق از حمله تازه جلوگیری کند.

ترامپ مدعی است عملیات پیشین آمریکا، از جمله «چکش نیمه‌شب»، توان هسته‌ای ایران را به‌شدت تضعیف کرده است. اما حتی اگر ادعای واشنگتن درباره واردشدن خسارت سنگین به تأسیسات ایران را بپذیریم، این مسئله به‌تنهایی به معنای ازبین‌رفتن اختلاف هسته‌ای یا پایان توانایی ایران برای بازسازی ظرفیت‌های نظامی نیست. گزارش‌های منتشرشده درباره طرح‌های تازه حمله نیز نشان می‌دهد که بخشی از مقام‌های آمریکایی معتقدند فشار نظامی بیشتری لازم است تا تهران به امتیازدهی تن دهد.

در اینجا تناقض اصلی سیاست واشنگتن آشکار می‌شود. ترامپ از یک طرف می‌گوید ایران با توافق می‌تواند از حمله جلوگیری کند و از طرف دیگر، احتمال عملیات تازه را به‌طور علنی مطرح می‌کند. چنین رویکردی ممکن است با هدف افزایش فشار بر تهران دنبال شود، اما هم‌زمان می‌تواند اعتماد به مسیر مذاکره را کاهش دهد.

از سوی دیگر، انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر آمریکا بر محاسبات دولت ترامپ سایه انداخته است. گزارش نیویورک‌تایمز از بررسی حملات جدید پس از انتخابات حکایت دارد و رویترز نیز نوشته است که افزایش قیمت سوخت و پیامدهای جنگ از موضوعات مؤثر بر فضای سیاسی آمریکا هستند.

نتانیاهو در آستانه انتخابات؛ پرونده ایران همچنان ابزار سیاسی است

در اسرائیل نیز تهدید ایران در مرکز پیام انتخاباتی بنیامین نتانیاهو قرار گرفته است. نخست‌وزیر اسرائیل در ویدیویی که دوم آبان منتشر کرد، مدعی شد جمهوری اسلامی برنامه هسته‌ای خود را پنهان کرده و قصد دارد در مدتی کوتاه اسرائیل را نابود کند. او از رأی‌دهندگان خواست برای جلوگیری از این تهدید به حزب لیکود رأی دهند و گفت دشمنان اسرائیل در تهران، ترکیه، لبنان و غزه نباید از شکست او خوشحال شوند.

این اظهارات در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل مطرح شده است. نتانیاهو طی روزهای گذشته نیز از سرنگونی حکومت ایران به‌عنوان راهی برای پایان‌دادن به تهدیدی که متوجه اسرائیل می‌داند، سخن گفته است.

پیوندزدن امنیت اسرائیل به نتیجه انتخابات، بخشی از راهبرد سیاسی نتانیاهو در این مقطع است؛ اما مسئله فراتر از تبلیغات انتخاباتی باقی می‌ماند. هنگامی که نخست‌وزیر اسرائیل از تغییر حکومت ایران سخن می‌گوید و هم‌زمان گزارش‌هایی از بررسی حملات تازه منتشر می‌شود، این احتمال مطرح است که اهداف سیاسی اسرائیل از محدودکردن توان نظامی ایران فراتر رفته باشد.

در عین حال، مشخص نیست که حملات هوایی تا چه اندازه بتوانند به چنین هدفی منجر شوند. آسیب‌زدن به تأسیسات هسته‌ای، موشکی یا زیرساخت‌های اقتصادی با تغییر ساختار سیاسی یک کشور یکسان نیست. حتی ممکن است حملات تازه، به جای پایان‌دادن به تقابل، زمینه را برای طولانی‌ترشدن آن فراهم کنند. بنابراین، تهدیدهای نتانیاهو را باید جدی گرفت، اما نباید آنها را به‌منزله اثبات توانایی اسرائیل برای تحقق تمام اهداف اعلامی‌اش تلقی کرد.

ایران چه اهرمی برای جلوگیری از حمله دارد؟

در مقابل تهدیدهای واشنگتن، مقام‌های ایرانی نیز مواضع تندی اتخاذ کرده‌اند. علی عبداللهی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، گفته است ایران اجازه نخواهد داد شناورهای نظامی آمریکا بار دیگر وارد خلیج فارس شوند. این اظهارات در شرایطی مطرح شده که حضور نظامی آمریکا در منطقه و احتمال افزایش آن، بخشی از بحث‌های مربوط به عملیات احتمالی آینده است.

اما اهمیت تنگه هرمز فقط نظامی نیست. این آبراه یکی از مسیرهای اصلی انتقال نفت و گاز جهان است و هرگونه اختلال در آن می‌تواند قیمت انرژی، هزینه حمل‌ونقل و تجارت منطقه‌ای را تحت تأثیر قرار دهد. تهران از این موقعیت برای افزایش هزینه فشار آمریکا استفاده می‌کند؛ در مقابل، واشنگتن با محاصره دریایی بنادر ایران می‌کوشد هزینه اقتصادی ادامه تقابل را برای جمهوری اسلامی بالا ببرد.

بر اساس گزارش آسوشیتدپرس، رضا امیری‌مقدم، سفیر ایران در پاکستان، اعلام کرده است تهران آمادگی دارد در چارچوب تفاهم موقت با میانجیگری پاکستان به مذاکرات بازگردد. به گفته او، ایران پیشنهاد داده است در صورت لغو محاصره دریایی بنادرش از سوی آمریکا، تنگه هرمز را بازگشایی کند. این تفاهم با مشارکت پاکستان و قطر شکل گرفته بود و هدف آن، بازگرداندن کشتیرانی و آغاز مذاکرات گسترده‌تر درباره پرونده هسته‌ای بود.

با این حال، پیشنهاد تهران و اصرار واشنگتن بر حفظ محاصره نشان می‌دهد که دو طرف هنوز درباره ترتیب اقدامات و امتیازهای اولیه به توافق نرسیده‌اند. هر طرف می‌خواهد طرف مقابل ابتدا عقب‌نشینی کند؛ وضعیتی که می‌تواند مذاکرات را در بن‌بست نگه دارد.

استفاده از تنگه هرمز به‌عنوان اهرم فشار نیز محدودیت‌های خود را دارد. اختلال طولانی در کشتیرانی، علاوه بر افزایش هزینه‌های جهانی انرژی، می‌تواند درآمدهای نفتی ایران و تجارت منطقه‌ای را نیز تحت فشار قرار دهد. در مقابل، محاصره دریایی آمریکا نیز هزینه اقتصادی و سیاسی دارد و خطر برخورد مستقیم نیروهای نظامی را افزایش می‌دهد.

در چنین شرایطی، تداوم تهدیدهای نظامی در اطراف این آبراه می‌تواند هر حادثه دریایی را به بحرانی بزرگ‌تر تبدیل کند. اگر حمله تازه‌ای آغاز شود و تنگه هرمز نیز به میدان اصلی پاسخ متقابل تبدیل شود، پیامدهای جنگ ممکن است به‌سرعت از مرزهای ایران فراتر برود.

خروج از ان‌پی‌تی؛ واکنشی که ممکن است بحران هسته‌ای را عمیق‌تر کند

در داخل ایران، جبهه پایداری خواستار خروج جمهوری اسلامی از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، توقف همکاری‌های فراتر از تعهدات پادمانی و بازآرایی دکترین دفاعی و نظامی کشور شده است. این جریان سیاسی با اشاره به حملات نظامی و ناکارآمدی ضمانت‌های بین‌المللی، از مجلس و شورای عالی امنیت ملی خواسته است روند خروج از ان‌پی‌تی را آغاز کنند.

اصرار طیف سیاسی رادیکال به اتخاذ چنین تصمیمی در تهران، درحالی است که خروج از ان‌پی‌تی الزاماً امنیت بیشتری ایجاد نمی‌کند. این اقدام می‌تواند نگرانی‌های بین‌المللی درباره برنامه هسته‌ای ایران را افزایش دهد و به آمریکا و اسرائیل فرصت دهد فشارهای بیشتر را با استدلال ضرورت جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای توجیه کنند. از سوی دیگر، باقی‌ماندن در پیمان نیز به‌تنهایی مانع حمله نظامی نشده است. مسئله اصلی، یافتن راهی برای کاهش خطر حملات آینده و ایجاد سازوکاری قابل راستی‌آزمایی برای حل اختلاف هسته‌ای است.

در همین حال، سخنگوی سپاه از «پیروزی مطلق» در جنگ سخن گفته و نماینده رشت نیز به تندی از مواضع عباس عراقچی انتقاد کرده است. این اختلاف لحن‌ها نشان می‌دهد که در داخل کشور نیز درباره چگونگی نمایش قدرت، مدیریت مذاکرات و ارزیابی هزینه‌های جنگ دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. در شرایطی که تهدیدهای خارجی افزایش یافته، انسجام ملی فقط با تأکید بر اقتدار حاصل نمی‌شود؛ جامعه به تصویری روشن از اهداف، هزینه‌ها و مسیر پایان جنگ نیز نیاز دارد.

#تنش #حمله نظامی #نتانیاهو #ترامپ #ایران
منبع: اطلاعات آنلاین