عصرایران؛ لیلا احمدی (ترجمه و تحلیل)- به بهانۀ دیدار احتمالی و سهجانبۀ دونالد ترامپ، ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ، نگاهی می اندازیم به دو مقاله از گاردین و بلومبرگ:
جنگ اوکراین، رقابتِ قدرتهای بزرگ، تنش در خاورمیانه و نگرانی دربارۀ آیندۀ امنیتِ اروپا کماکان در کانونِ تحولات بینالمللی هستند. در این بین، احتمالِ مذاکراتِ سهجانبۀ ابرقدرتها، داغترین خبر است و به شائبههایی دربارۀ مسیر دیپلماسی جهان دامن زده است.
سرمقالۀ گاردین با تمرکز بر خطر کنارگذاشتنِ اوکراین از مذاکرات، به بازگشتِ سیاستی اشاره میکند که در آن، قدرتهای بزرگ بر سرنوشت کشورهای دیگر تسلط مییابند. گزارش بلومبرگ نیز با استناد به والاستریتژورنال، ابعاد دیگری از این ابتکار احتمالی--از تأکید ترامپ بر خلع سلاح هستهای تا مسائل مرتبط با جنگ اوکراین-- را کاویده است.
بررسیِ همزمانِ دو مقاله، این پرسش را به ذهن متبادر میکند که آیا دیپلماسیِ سهجانبۀ واشنگتن، مسکو و پکن میتواند به کاهشِ تنشهای جهانی و برقراری صلح پایدار بینجامد یا این که منافع قدرتهای بزرگ بار دیگر بر حقِ حاکمیت کشورها و ملاحظاتِ امنیتیِ اروپا چیره خواهد شد؟
******************************
مقالۀ اول: گاردین؛ سرمقاله؛ 19 اکتبر 2026؛
«آیندۀ اوکراین نباید در گرو معاملۀ ترامپ و پوتین باشد»
انگار پوتین میداند چطور ترامپ را با خود همراه کند. تماسهای صمیمانه، دیدارهای پرهیاهو و تلاش برای خارجکردنِ روسیه از انزوای بینالمللی، همگی حاکی از این واقعیتاند که رهبر اقتدارگرای روسیه توانسته بر رئیسجمهور ایالاتمتحده اثر بگذارد. روسیه میخواهد آمریکا و چین، بدون حضور اوکراین، برای سرنوشت این کشور تصمیم بگیرند. اروپا باید در برابر دیپلماسیِ قدرتهای بزرگ بایستد.
اگر ترامپ بپذیرد دربارۀ آیندۀ اوکراین، بدون زلنسکی با پوتین و شی گفتوگو کند، پیش از آغاز مذاکرات، امتیازی بزرگ به رهبر روسیه میدهد. چنین اقدامی این پیام را به جهان مخابره میکند که سرنوشتِ کشورها ارتباطی به حقوق بینالملل ندارد و در گرو ارادۀ چند ابرقدرت است.
اوکراین حق دارد برای آیندهاش تصمیم بگیرد و طرح روسیه نمیتواند این حق را سلب کند، حتی اگر چنین رویکردی با عقیدۀ ترامپ مبنی بر حلوفصلِ مسائل جهان با تبانیِ ابرقدرتها سازگار باشد. هیچ قرار و مداری بین واشنگتن و مسکو نمیتواند حقِ حاکمیت اوکراین را نقض کند.
اروپا هم بهتدریج با واقعیتی تکاندهنده مواجه میشود و درمییابد که واشنگتن در برابر تجاوز نظامی دیگر بازدارنده نیست و به تعهداتش در قبال ناتو پایبند نمیماند. اگر آمریکا مسکو را دلشاد کند و کییف را برای پذیرشِ توافقی ناعادلانه در مضیقه بگذارد، آشکارا به اوکراین خنجر زده است. با این وصف، دولتهای اروپایی باید از خودشان خواهند بپرسند: «اگر روزی امنیت اروپا به خطر بیفتد، آمریکا کنارمان خواهد ایستاد؟»
روزنامۀ والاستریتژورنال در مقالهای تحلیلی نوشته: «پوتین میخواهد به دستاوردی دیپلماتیک برسد که در آن، منافع روسیه بیش از منافع آمریکا باشد. ترامپ در آستانۀ انتخابات سرنوشتساز میاندورهای به کاهش قیمتِ گازوئیل امید بسته و پوتین به این نیاز واقف است؛ پس توافقی روی میز میگذارد که کاخ سفید را مدعیِ انجام اقدامات مؤثر برای مهار هزینههای انرژی نشان دهد، هرچند بیشتر تحلیلگران میگویند چنین توافقی بیثمر است.
پوتین در همان گفتوگو پیشنهاد برگزاریِ نشستی برای پایاندادن به جنگ اوکراین را مطرح کرد؛ نشستی که میتواند جایگاه بینالمللیِ مسکو را ارتقا دهد، بیآنکه کییف در آن حضور داشته باشد. چین هم فرصتی یافته که خود را بهعنوان میانجیِ دیپلماتیک بنمایاند و این در حالی است که اروپا را از مذاکراتِ جنگ بیرون کشیدهاند.
گزارشها حاکی از آنند که این سه رهبر احتمالاً در نشستِ ماه آیندۀ «مجمع همکاری اقتصادیِ آسیا و اقیانوسیه (APEC) با هم دیدار میکنند.
قدرت رئیسجمهور آمریکا علیالقاعده باید با قانون و نهادهای دموکراتیک مهار شود، ولی به نظر میرسد توافق گازوئیلیِ ترامپ و پوتین با قوانین آمریکا در تعارض است؛ قوانینی که وارداتِ انرژی از روسیه را تا پایانِ تجاوز این کشور علیه اوکراین ممنوع کردهاند.
در این شرایط، جمهوریخواهانِ بیشتری باید در برابر رئیسجمهور زورگویشان بایستند. آنها باید از ترامپ بپرسند چرا دستور محدودکردنِ سامانۀ ماهوارهایِ کاخ سفید --که به کار ارتباطات میدانی و عملیات پهبادیِ اوکراین میآید-- را صادر کرده؟ انکارهای قاطعِ «مارکو روبیو» (وزیر امور خارجۀ دولت ترامپ) هم دردی را دوا نمیکند و نمیتواند کسی را مجاب کند.
بااینهمه، گسست در روابطِ فراآتلانتیک و جداییِ آمریکا از متحدان اروپاییاش نباید اجتنابناپذیر باشد. راهبرد امنیت ملیِ دولت ترامپ در سال گذشته، اروپا را از نظر راهبردی و فرهنگی، منطقهای حیاتی توصیف کرده بود و همزمان از کشورهای اروپایی خواسته بود مسئولیتِ دفاع از خود را بپذیرند. دولتهای این قاره باید خود را برای چنین مسئولیتی آماده کنند.
تاریخ موبهمو تکرار نمیشود، اما رخدادهای تاریخی ضرباهنگِ مشابه دارند. حضور ترامپ در نشستِ سهجانبه نیز یادآور اتحادِ سه امپراتور –ائتلافِ آلمان، اتریش-مجارستان و روسیه برای حفظ نظم محافظهکارانه و مقابله با تنشهای آن دوره-- در سال 1873 است. آلمان میخواست فرانسۀ شکستخورده را منزوی کند و رقابتِ اتریش و روسیه را مهار سازد. حکومتهای سلطنتی هم در پی آن بودند که در برابر خیزشهای احتمالی از خود محافظت کنند.
این توافق چندان دوام نیاورد و اتحاد 3 امپراتور که در سال 1881 احیا شده بود، در سال 1887 فروپاشید، زیرا وین و مسکو نتوانستند جاهطلبیهای متعارضشان را در بالکان با هم سازگار کنند. تجربۀ تاریخی نشان میدهد توافق رهبران قدرتمند لزوماً به راهحل پایدار نمیانجامد. آیندۀ اوکراین نیز نباید به معاملاتی وابسته باشد که قبل از هر چیز، منافع سیاسی و جاهطلبیهای صاحبان قدرت را تأمین میکنند.
مقالۀ دوم: بلومبرگ؛ کورتنی سابرامانیان و کیت سالیوان؛ 20 اکتبر 2026
«ترامپ آمادۀ دیدار با شی و پوتین است و محور مذاکرات را خلع سلاح هستهای میداند.»
ترامپ گفته حاضر است با پوتین و شی جینپینگ دیدار کند، ولی در اظهاراتش روشن کرده تمرکز دیدار، تلاش برای خلعِ سلاح هستهای است نه پایانِ جنگ. رئیسجمهور ایالاتمتحده، روز دوشنبه در پاسخ به خبرنگاران گفت: «من این کار را انجام میدهم، نه بهخاطر اوکراین، چون اگر بخواهم صادق باشم روسیه در قبال اوکراین خوب عمل کرده. ما این نشست را برای گفتوگو دربارۀ تسلیحات هستهای و خلع سلاح هستهای برگزار خواهیم کرد و تصور میکنم چنین رخدادی برای جهان نویدبخش است.»
والاستریتژورنال پیشتر از تلاش مسکو برای گردهمآوردنِ 3 رهبر در یک نشست خبر داده بود. به نوشتۀ این روزنامه، هدفِ نشست، مذاکره دربارۀ پایاندادن به جنگِ اوکراین است و اشاره نکرده بود که آیا خلع سلاح هستهای هم در دستورکار است یا نه؟
بااینحال، ترامپ همیشه بر لزومِ پیوستن چین به مذاکراتِ کنترل تسلیحات هستهایِ آمریکا و روسیه تأکید کرده است، زیرا پکن شتابان در حال افزایشِ ذخایر کلاهکهای هستهای است. چین تاکنون در برابر ایدۀ هماندیشی مقاومت کرده، چون زرادخانۀ هستهایاش بهمراتب کوچکتر از زرادخانههای آمریکا و روسیه است.
هنوز برنامۀ زمانبندیشدهای برای چنین دیداری وجود ندارد، ولی ترامپ میگوید شاید این نشست در چین برگزار شود. قرار است او ماه آینده برای شرکت در نشستِ «مجمع همکاری اقتصادیِ آسیا و اقیانوسیه (APEC) به چین سفر کند و در حاشیۀ اجلاس با شی جینپینگ گفتوگو کند.
ترامپ با اشاره به سفر اخیر شی به واشنگتن گفته: «او همین اواخر اینجا بود و اگر آنها این نشست را بپذیرند، احتمالاً در چین برگزار میشود... اگر شی با نشست موافق باشد، من هم در آن شرکت میکنم... مطمئنم دربارۀ مسائل دیگری مثل تجارت هم صحبت میکنیم... بله، من این کار را انجام میدهم.»
ترامپ در پی راهی برای پایاندادن به جنگی است که وعده داده بود آن را در روز نخستِ ریاستجمهوریاش پایان دهد. به همین دلیل هم، در تلاش برای جلبِ نظر پوتین است. او بهخاطر توافقِ تجاریِ خرید گازوئیل از روسیه با انتقادِ اوکراین و متحدانش روبهرو شده. منتقدان این توافق را نوعی کمک مالی به مسکو میدانند؛ کمکی که به نظر میرسد مشروعیت قانونی ندارد.
تحلیلگرانِ حوزۀ انرژی میگویند این توافق کمک چندانی به کاهش هزینۀ سوختِ مصرفکنندگانِ آمریکایی نمیکند. ترامپ فشار بر «ولودیمیر زلنسکی» را افزایش داده و رهبر کشوری که روسیه به آن یورش برده را مانعِ اصلیِ برقراری صلح میداند. فاصلۀ مواضعِ این دو رهبر از همیشه بیشتر است و زلنسکی گفته آمریکا حجمِ اطلاعاتِ نظامی و امنیتی به کییف را کاهش داده است.
مذاکراتِ سهجانبه برای گفتوگو دربارۀ اوکراین اگر به واقعیت بپیوندد خشمِ کییف و متحدانش را برخواهد انگیخت؛ متحدانی که همیشه تأکید کردهاند اوکراین باید در هر مذاکرهای برای تعیین سرنوشت این کشور حضور داشته باشد.
ترامپ روز دوشنیه به خبرنگاران گفت: «حاضر است بدون حضور زلنسکی با پوتین و شی دیدار کند» و تأکید کرد: «هدفش انجام هرکاری برای پایاندادن به جنگ است.» او به این نکته نیز اشاره کرد که «روسیه در مناقشۀ هشتماهۀ ایران و آمریکا، کمک چندانی به ایران نکرده است.»
ترامپ گفته: «نمیخواهم مذاکراتِ جاری با پوتین را مختل کنم، مذاکراتی که در آنها پای آزادی یک گروگان هم در میان است.» و افزوده: «روسیه میتوانست خیلی بیشتر به ایران کمک کند ولی چنین نکرد؛ چین هم همینطور.»
دیپلماسیِ قدرتِ ترامپ با دو هدف دنبال میشود: مهار رقابت هستهایِ قدرتهای بزرگ و تلاش برای پایاندادن به جنگِ اوکراین. آیا مذاکرات میتوانند به توافق پایدار منجر شوند، بیآنکه امنیت و استقلالِ اوکراین، قربانی توافق قدرتهای بزرگ شود؟
یادداشت مترجم:
مقالاتِ انتخابی از دو زاویۀ متفاوت به تحولی مهم در سیاست بینالملل میپردازند: 1- بازگشتِ دیپلماسیِ قدرتهای بزرگ و پیامدهایش برای امنیتِ اروپا 2- آیندۀ جنگ اوکراین و رقابت هستهای. سرمقالۀ گاردین بر خطر کنارگذاشتنِ اوکراین از مذاکرات و تضعیفِ حاکمیت ملی تمرکز دارد و گزارشِ بلومبرگ بر آمادگیِ ترامپ برای دیدار با دو ابرقدرت و تأکیدش بر خلعِ سلاح هستهای. ابتکار واشنگتن میتواند از یک منظر فرصتی برای کاهش تنشهای راهبردی باشد و از منظر دیگر، زمینهساز مناقشهای نو بین آمریکا، اروپا و اوکراین گردد.
محور اصلی سرمقالۀ گاردین، مخالفت با الگویی از دیپلماسی است که در آن قدرتهای بزرگ بیاعتنا به حضور کشورهای دیگر برای سرنوشتشان تصمیم میگیرند. از نگاه این روزنامه، مذاکرۀ سهجانبه در غیاب زلنسکی به این معنا است که مسکو پیشاپیش به دستاورد سیاسی رسیده و این پیام را منتقل میکند که قدرت نظامی ابزاری برای کسبِ امتیاز دیپلماتیک است.
درنتیجه کشورهای دیگر با این واقعیت مواجه میشوند که تضمینهای حقوقی و تعهدات بینالمللی در برابر ملاحظاتِ قدرتهای بزرگ اهمیتی ندارند. مذاکره زمانی به صلح پایدار منجر میشود که اوکراین در تعیین شرایط مشارکت داشته باشد و دستاوردهای تجاوز نظامی بدون تضمینهای امنیتی معتبر، تثبیت نشود.
درمقابل، گزارش بلومبرگ با استناد به گزارشهای والاستریتژورنال بر توضیحاتِ علنی ترامپ دربارۀ احتمال دیدار سهجانبه مبتنی است. ترامپ موضوع هستهای را در اولویت قرار داده و همین موضوع، دستورکار نشست را نامشخص میکند، اما حتی اگر هدف اصلیِ نشست، کنترل تسلیحات هستهای باشد، دیدار همزمانِ 3 رهبر، زمینهساز طرح مسائل متعدد است.
یکی از ابعادِ مهم مقالۀ بلومبرگ، تلاش ترامپ برای واردکردنِ چین به مذاکراتِ کنترل تسلیحات هستهای است. آمریکا و روسیه بزرگترین زرادخانههای هستهای جهان را در اختیار دارند، ولی قدرت چین از این حیث کمتر است. از این منظر، تعاملِ سه ابرقدرت میتواند در کاهش خطر رقابت تسلیحاتی مؤثر باشد.
طرح ابتکاری ترامپ همینجا با تناقض روبهروست. موفقیت در حوزۀ هستهای مستلزم اعتمادسازی، شفافیت و سازوکارهای قابل راستیآزمایی است، درحالیکه رقابت ژئوپلتیکیِ این سه و اختلاف بر سر تایوان، اوکراین و ایران، دستیابی به چنین توافقی را دشوار میکنند.
یکی از مهمترین هشدارهای گاردین، مربوط است به آیندۀ روابطِ فراآتلانتیک. تردید دربارۀ میزان پایبندی آمریکا به تعهدات ناتو، دولتهای اروپایی را به بازنگری در اتکای امنیتی به واشنگتن سوق میدهد. اگر آمریکا در پی توافق امنیتی و تسلیحاتی با روسیه باشد، اعتماد متحدانِ ناتو خدشهدار خواهد شد.
گاردین بر پیامدهای سیاسی و حقوقیِ حذفِ اوکراین از مذاکرات تمرکز دارد و بلومبرگ بر ابعاد دیپلماتیک و هستهایِ مذاکراتِ سهجانبه؛ نقطۀ اشتراکِ دو مقاله، نگرانی از تأثیر تصمیمات قدرتهای بزرگ بر امنیت کشورهایی است که در مذاکرات غایبند و گویی اساساً محلی از اعراب ندارند.
طرح دیپلماتیک ترامپ بسیار قابلتوجه است و زمانی سودمند خواهد بود که به کاهش مخاطرات هستهای، خاتمۀ جنگ اوکراین و تضمین امنیت پایدار بینجامد. اگر گفتوگوهای احتمالی به توافقی منجر شوند که اوکراین یا کشورهای دیگر را به پذیرش شرایط تحمیلی وادارند یا به نگرانیهای امنیتی اروپا دامن بزنند، بهجای حل بحران، زمینهساز تنشهای جدید میشوند.
ولی اگر بر مشارکتِ واقعی کشورهای درگیر، تضمینهای امنیتی معتبر و تعهداتِ قابلاجرا استوار باشند --که چنین به نظر نمیرسد-- مجالی برای کاهش تنشهای بینالمللی خواهند بود، چراکه اعتبار هر ابتکار صلح را عدالت، تحققپذیری و پایداریِ توافق تعیین میکند.
جنگِ هشتماهۀ ایران و آمریکا، افزایش هزینههای انرژی و تلاشهای دیپلماتیک برای مهار بحران خاورمیانه، بُعد دیگری به احتمال دیدار ترامپ، پوتین و شی جینپینگ میبخشد. در چنین شرایطی این پرسش مطرح است که آیا ایران هم ممکن است به یکی از موضوعاتِ چانهزنی میان سه قدرت تبدیل شود، حتی اگر در دستورکار رسمیِ نشست، نامی از تهران برده نشود؟
گزارش والاستریتژورنال از توافق مربوط به فروش گازوئیل روسیه و تلاش ترامپ برای کاهش هزینههای انرژی آمریکا نیز سخن میگوید. ازسویدیگر، گزارشها حاکی از آنند که مذاکرات ایران و آمریکا راه به جایی نبردهاند و تداوم بحران انرژی بر محاسبان سیاسی واشنگتن، بهویژه در آستانۀ انتخابات میاندورهای اثر گذاشته است.
در این چارچوب، احتمال تبدیلشدن ایران به موضوع چانهزنی را نمیتوان منتفی دانست، ولی شواهدی هم در دست نیست که دریابیم چنین معاملهای در حال وقوع است. شاید ترامپ بخواهد دربارۀ مذاکرات احتمالی، نقش روسیه و چین در بحران ایران، برنامۀ هستهای تهران، امنیت انرژی و کاهش تنشهای منطقهای گفتوگو کند.
مسکو و پکن نیز ممکن است از روابطشان با تهران بهعنوان اهرمی در تعامل با واشنگتن بهره بگیرند؛ هرچند منافع این دو کشور در همۀ زمینهها --با یکدیگر یا در قبال ایران-- همسو نیست.
پس این خطر وجود دارد که تصمیماتی با پیامدهای مستقیم برای ایران در چارچوبِ توافق میان واشنگتن، مسکو و پکن مطرح شود، بیآنکه ایران در مذاکرات نقشی داشته باشد. بااینحال، تبدیلشدنِ ایران به وجهالمصالحۀ احتمالی، به معنای تحقق چنین سناریویی نیست. آنچه اهمیت دارد، بررسی منافعِ متعارضِ سه ابرقدرت و پافشاری ایران بر استقلال رأی و نقشآفرینیِ استراتژیک در شرایط پرخطر است.