آیا دقت کردهاید وقتی ظرفها را در قفسه میچینید، برای آنکه از حداکثر فضای موجود در ردیفهای قفسه استفاده کنید، منطقی آن است که ظرفهای بزرگتر را پائین و به ترتیب ظرف کوچکتر را درون آن ظرف بزرگ قرار رهید و همینطور ادامه دهید تا به کوچکترین ظرف برسید. اینگونه، تا حد نهایی هر طبقه قفسه میتوان ظروف را داخل هم گذاشت و تمامی را در آن ردیف قفسه جا داد، ولی اگر ظرف کوچکتر زیر باشد و ظرف بزرگتر روی آن، ارتفاع هر ظرف با ظرف قبلی جمع میشود و ارتفاع قفسه را میگیرد.
به واقع، آن ظرف بزرگتر کاسه است و ظرف کوچکتر نیم کاسه و ضربالمثل ما به این اشاره دارد که وقتی کاسهای زیر نیمکاسه است، شاهد یک رفتار منطقی و حسابشدهایم و هرگاه نیمکاسهای (ظرف کوچک) دیدیم، حواسمان باشد که کار فقط به آن نیم کاسه محدود نمیشود و اگر عقلی در میان باشد، حتماً میتوان کاسهای زیر آن نیمکاسه یافت که نیمکاسه را درون خود جا داده و حتی مهمتر از آن، این ظرف بزرگتر یا همان کاسه، خودش ممکن است نیمکاسهای باشد که زیرش کاسهای بزرگتر است و دقت کنیم که یک سیاستمدار (و نه فعال سیاسی، که سیاستمدار با فعال سیاسی متفاوت است) چون باید منطقی و حسابشده رفتار کند، قطعا ناچار است به عقلانیت کاسه و نیمکاسه وفادار باشد و در کل، سیاست همیشه سرشار از کاسهها و نیمکاسهها است.
خب حالا این یعنی چه؟ یعنی اینکه وقتی با یک خبر در حوزه سیاست روبرو شدیم، منطقا باید فرض را بر این بگذاریم که به احتمال نزدیک به یقین، آن خبر فقط دارد نیمکاسه را نشانمان میدهد و کاسه و حتی کاسههایی هست که در خبر به آن اشاره نمیشود، ولی عدم اشاره به آن، الزاما به معنای عدم وجودشان نیست.
از ۳ روز پیش که ترامپ خبری مبنی بر توافق صادرات گازوئیل روسیه به آمریکا را با شور و شعف بسیار منتشر و ولادیمیر پوتین نیز آن را تائید کرد، مدام تلفن من زنگ خورد و غیر از آن، پیامهای متعددی هم دریافت کردم که فلانی، تو که اینقدر بر اهمیت روابط استراتژیک بین ایران و شرق (چین و روسیه) تاکید میکنی و این همه یادداشت در مطبوعات در تائید این روابط منتشر کردهای؛ بفرما این هم از «رفیق استراتژیک ما. ما کجا و رفیق استراتژیک ما کجا»؟ یا دیگری که گفته بود «باز هم روسیه به ما خیانت کرد».
پیامها و تماسها آنقدر زیاد بود که بهنظرم رسید لازم است در مورد موضوع یادداشتی بنویسم، اما قبل از ورود به موضوع، اشاره به این نظر «هنس گئورگ گادامر» فیلسوف و نویسنده آلمانی ضروری است که «وقتی متنی را میخوانیم، کاملا خالی از پیشفرض نیستیم و آنچه از قبل در ذهن ما جاگرفته، بر فهم ما از موضوع اثر میگذارد». به گمان من، نوع برخورد با این خبر نیز در بین بسیاری از پیام دهندگان، با این توضیح گادامر قابل درک است، بنابراین احتمالا انچه در این یادداشت نیز مینویسم، در بین برخی از خوانندگان، با همان پیشفرضها خوانده خواهد شد. با این همه امیدوارم که شاید برخی تلاش کنند تا لایههای ذهن را تا حد ممکن کنار بزنند و به مغز و هسته ماجرا برسند. و اما لازم است تا این خبر را همانطور که در مقدمه آوردم، از سنخ سیاست بدانیم و توجه کنیم که منطق سیاست حکم میکند که غیر از ظاهر موضوع (نیمکاسه)، تلاش کنیم تا کاسه و یا کاسهها را نیز ببینیم.
از اینرو:
اول) روابط بینالملل از جنس روابط زن و شوهر نیست که یکی به دیگری خیانت کند. روابط بینالملل برای هر طرف رابطه، بر اساس منافع تعریف میشود و هر طرف یا بهتر است بگویم هر کشور، بر اساس منافع خود، اولویت رفتارش را تنظیم میکند.
دوم) وضعیت کنونی در آمریکا، بهطور خاص متاثر از تجاوز نظامی آمریکا-اسرائیل به کشورمان و به دلیل استراتژی سنجیده ایران، در وضعیتی قرار دارد که ترامپ و دولتش را ناچار کرده برای ضربه سختی که پیشبینی میشود در انتخابات آبان به حزب جمهوریخواه وارد شود، دست به هرکاری بزند و هر امتیازی به هرکس بدهد. روسیه نیز این را خوب میداند و طبیعی است بهواسطه جنگ پنج ساله با اوکراین، وضعیتی که ترامپ و دولتش در آن گرفتارند، فرصتی نیست که پوتین آن را از دست بدهد.
سوم) ترامپ برای کنترل قیمت سوخت به هرکاری دست میزند، ولی از آنجا که ذهن ترامپ بیشتر از آنکه استراتزیک باشد، پروپاگاندایی است (ترجیح آثار فوری و زودگذر بر آثار ماندگار اما دیربازده) حرکت تبلیغاتی که بتواند بازار را در همین یکی دو روز تحت تاثیر قرار دهد، برایش اولویت دارد و خبر واردات گازوئیل از روسیه، از همین جنس است.
چهارم) مشکل اما اینجاست که در عمل، حتی اگر به فوریت، روسیه صادرات گازوئیل به آمریکا را شروع کند، حداقل سه هفته طول میکشد که اولین محموله به آمریکا برسد و آنوقت نیز کار از کار گذشته.
پنجم) اما مساله مهمتر این است که با حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه، این کشور نهتنها در حال حاضر از مازاد مصرف داخلی برای صادرات برخوردار نیست، بلکه بر اساس اخبار، خود از هند گازوئیل وارد میکند، پس اگر در حال حاضر روسیه وارد کننده گازوئیل است، چرا با درخواست ترامپ برای صادرات موافقت کرده؟
دلیل آن دو چیز است:
الف) روسیه شرط گذاشته که به شرطی صادرات را انجام میدهد که اوکراین دیگر به پالایشگاههای روسیه حمله نکند و نتیجه آن شده که آمریکا اعلام کرد بین روسیه و اوکراین برای حمله به پالایشگاههای یکدیگر، آتشبس شده. ولی اوکراین گفته ما که از آتشبس بیخبریم، روسیه هم گفته ما اصلاً قرار نیست حمله به پالایشگاههای اوکراین را متوقف کنیم.
ب) از آنجایی که مسئله اصلی برای روسیه، با فاصله بسیار با مسایل دیگر، جنگ اوکراین است، منافع ملیاش حکم میکند که اتحاد غرب علیه خود در این جنگ را بشکند و چه از این بهتر که شکستن این اتحاد توسط آمریکا رخ دهد؟ آمریکایی که خط لوله «نورد استریم» را منفجر کرد و به اروپائیان گفت روسیه را تحریم کنید و بیائید از من سوخت مورد نیاز را بخرید، آن وقت حالا خودش تحریم روسیه را لغو میکند و دنبال خرید سوخت از روسیه است و این برای روسیه یک فرصت طلایی است تا پیوند غرب علیه خود را بشکند و وقتی مهمترین مساله روسیه، جنگ اوکراین است، منطقاً چرا چنین نکند؟
اینها همه همان کاسههای زیر نیمکاسه سیاست است و اتفاقاً این مورد مثال خوبی است که اولاً، هم نخبگان ما دقت کنند که لازم است تا حد ممکن، پیشفرضهای جا خوش کرده در ذهن خود را کنار بزنند و بعد به موضوعات نگاه کنند و هم ثانیاً کلاس درسی باشد برای همه ما، از تصمیمگیران تا مردم، که لازم است تا منافع ملی اینگونه اولویتها و تصمیمات را مشخص کند و فراموش نکنیم که منافع ملی معین میکند با چه کشوری، چه رابطهای داشته باشیم.
برای همین است که مدام میگویم، بین کشوری که بر سر ما بمب میریزد و همچنان میگوید تمدنتان را نابود میکنم و حتی از دشمنی تاریخی ۲۵۰۰ با ایران و بر سر ویرانی آکروپلیس میگوید و کشوری که بازگشت تحریم های سازمان ملل علیه ایران را وتو میکند و در این جنگ، بیشترین کمک تسلیحاتی، اطلاعاتی، تجاری را به کشورمان کرده، منطقاً منافع ملیمان در نزدیکی یه کشور دوم است، حتی اگر دلبستگی به کشور اول در بین بخش بزرگی از نخبگان ما بسیار گلدرشت باشد.