عصر ایران؛ ماندانا خُرّم- هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۶ در شرایطی آغاز شد که جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل، اختلال در تردد از تنگه هرمز و افزایش بهای انرژی، خاورمیانه را به یکی از محورهای اصلی رایزنیهای نیویورک تبدیل کرده بود. برای یونان، این بحران صرفاً رخدادی دوردست نبود. جایگاه این کشور در کشتیرانی جهانی، وابستگی اروپا به امنیت مسیرهای دریایی و آثار افزایش قیمت انرژی، آتن را مستقیماً در معرض پیامدهای جنگ قرار میداد.
در چنین فضایی، بازتاب سخنرانی مسعود پزشکیان در رسانههای یونانی و دیدار وزرای خارجه ایران و یونان نشاندهنده همزمانی دو ملاحظه متفاوت بود: بازنمایی ایران بهعنوان کشوری مقاوم در برابر فشار سیاسی و نظامی از یک سو، و نگرانی از نقش تهران در اختلال تردد از تنگه هرمز و برهمخوردن نظم اقتصادی دریایی از سوی دیگر. این تفاوت بیش از هر چیز در انتخاب تیترها و مضامینی آشکار شد که رسانهها از سخنان رئیسجمهوری ایران برجسته کردند.
در پوشش سیاسی، مفاهیمی چون تسلیمنشدن، دفاع از استقلال و آمادگی برای مذاکره بدون پذیرش اجبار، تصویری از ایران بهمثابه کشوری مقاوم و سربلند به مخاطب یونانی منتقل میکرد؛ هرچند این انتخاب لزوماً به معنای همدلی تحریریهها با مواضع تهران نبود. در مقابل، هنگامی که موضوع به تنگه هرمز، نفت و کشتیرانی میرسید، لحن رسانهها تغییر میکرد و ایران بیشتر در جایگاه عاملی اثرگذار بر ثبات اقتصادی و آزادی دریانوردی قرار میگرفت.
عبور پیام مقاومت از مرزبندیهای سیاسی
در چنین فضایی، روزنامه «کاتیمرینی»، با گرایش سیاسی لیبرالـمحافظهکار و نزدیک به راست میانه، نمونهای گویا از همزمانی این دو نگاه بود. این روزنامه پیش از برگزاری نشست، وعده پزشکیان برای «دفاع قاطعانه از مواضع ایران» و سخن او مبنی بر اینکه «با سرفرازی از جنگ بیرون آمدیم» را برجسته کرد. پس از سخنرانی نیز گزارش اصلی خود را با عنوان «ما قربانی تروریسم هستیم» منتشر کرد؛ تیتری که روایت رئیسجمهوری ایران از جنگ و جایگاه تهران در برابر آمریکا و اسرائیل را در مرکز توجه قرار میداد.
کاتیمرینی یک روز بعد، در مطلب دیگری که بر تحلیل شبکه CNN تکیه داشت، سخنرانی پزشکیان را از زاویه «لحن سخت»، «سه خط قرمز تهران» و شروط ایران برای بازگشت به مذاکرات بررسی کرد. این خطوط قرمز، برنامه هستهای، توان دفاعی و موشکی و تنگه هرمز را در بر میگرفت. بدین ترتیب، واژگان مقاومت و سربلندی در کنار ملاحظات امنیتی و دشواریهای بازگشت به میز مذاکره قرار گرفت.
رسانه لیبرالـمحافظهکار پروتو تما (Proto Thema) با تیتر «ایران هرگز تسلیم نخواهد شد؛ برای راهحل دیپلماتیک آمادهایم» همزمان بر مقاومت و آمادگی تهران برای مذاکره تأکید کرد. شبکه راستمیانه اسکای (SKAI) نیز عبارتهای «ما قربانی هستیم» و «هرگز سر فرود نمیآوریم» را در تیتر خود قرار داد. هفتهنامه لیبرال آتنز وویس (Athens Voice) هم عنوان «در برابر ترامپ سر خم نخواهیم کرد» را برگزید.
همین مضمون در رسانههای دارای گرایش چپ میانه نیز دیده شد. نیوز ۲۴۷ (News247) تیتر «زانو نخواهیم زد» را انتخاب کرد و اینداتجیآر (in.gr) نوشت: «ایرانیان قربانی تروریسماند، اما هرگز خم نخواهند شد.» روزنامه تا نئا (Ta Nea) نیز بر آمادگی ایران برای گفتوگو و همزمان نپذیرفتن «زبان قدرت» تأکید کرد.
رسانه چپمیانه تیویاکساس (TVXS) پاسخ پزشکیان به ترامپ را «خشمگینانه» توصیف کرد و بر معرفی واکنش نظامی ایران بهعنوان اقدامی دفاعی در سخنان رئیسجمهوری تمرکز داشت. شبکه عمومی ایآرتی (ERT) نیز در تیتر خود نوشت: «ایران تسلیم نخواهد شد؛ ما قربانی تروریسم هستیم.»
قرارگرفتن واژگان مقاومت و تسلیمناپذیری در تیتر رسانههایی با گرایشهای لیبرالـمحافظهکار، لیبرال، چپ میانه و عمومی نشان میدهد که پیام اصلی سخنرانی پزشکیان توانست از مرزبندیهای متعارف سیاسی رسانههای یونان عبور کند. اگرچه این بازتاب را نمیتوان به معنای تأیید کامل مواضع تهران دانست، برجستهشدن آن بیانگر اثرگذاری سخنان رئیسجمهوری ایران بر فضای رسانهای یونان و بازنمایی دوباره ایران بهعنوان کشوری مستقل و ایستاده در برابر فشار غرب بود.
این تصویر میتواند بهویژه در میان جریانهای چپ یونان زمینه پذیرش بیشتری داشته باشد؛ چنانکه در جریان جنگ نیز شماری از احزاب و چهرههای چپ، حملات آمریکا و اسرائیل را محکوم و بر حق ایران برای دفاع از خود تأکید کردند.
وقتی ایران از صفحه سیاست به صفحه اقتصاد میرود
با انتقال موضوع از سیاست به اقتصاد، لحن رسانههای یونانی تغییر کرد. در گزارشهای سیاسی، ایران عمدتاً کشوری معرفی میشد که پس از ماهها جنگ همچنان بر استقلال تصمیمگیری و مذاکره از موضع برابر تأکید دارد. اما در رسانههای اقتصادی، تنگه هرمز، قیمت نفت و گاز و امنیت کشتیها در مرکز روایت قرار گرفتند و تحولات مربوط به ایران بیشتر بهعنوان عاملی تعیینکننده در افزایش نااطمینانی بازار بررسی شدند.
رسانه تخصصی اقتصادی اکونومیکوس تاخیدروموس (Oikonomikos Tachydromos–OT) کاهش بهای نفت را به افزایش امیدهای محتاطانه درباره ادامه دیپلماسی پیوند زد، اما همزمان یادآور شد که بازگشایی کامل تنگه هرمز و پایان محاصره دریایی بنادر ایران همچنان از مسائل اصلی مذاکرات است.
رسانه اقتصادی نیومانی (Newmoney) نیز افزایش بهای گاز در اروپا را در ارتباط با ابهام موجود در مذاکرات ایران و آمریکا و احتمال تداوم محدودیت جریان انرژی از هرمز توضیح داد. همین رسانه در گزارش خود درباره دیدار وزیران خارجه ایران و یونان، منافع مستقیم ناوگان یونانی و حساسیت آتن نسبت به آزادی و امنیت دریانوردی را برجسته کرد.
روزنامه اقتصادی نافتامبوریکی (Naftemporiki)، با گرایش عمومی میانهچپ، در پوشش سیاسی سخنرانی پزشکیان بر روایت ایران درباره قربانی تروریسم بودن تمرکز کرد؛ اما در مطالب اقتصادی خود، بحران ایران را بیشتر از زاویه تأثیر آن بر بازار انرژی، کشتیرانی و ثبات مسیرهای تجاری مورد توجه قرار داد.
این دوگانگی در پوشش رسانهای را باید در نسبت متفاوت یونان با غرب و خاورمیانه تحلیل کرد. در سطح سیاسی و هویتی، بخشهایی از جریانهای سیاسی و افکار عمومی یونان بر استقلال کشورها از فشار قدرتهای غربی تأکید دارند؛ ازاینرو، ایستادگی ایران میتواند برای آنان واجد معنا و حتی احترام باشد. اما در سطح اقتصادی، یونان از طریق واردات انرژی، کشتیرانی، بیمه دریایی و مسیرهای تجاری، پیوندی مستقیم با خاورمیانه و آبراههای شرقی دارد.
در نتیجه، هرگونه تنش در تنگه هرمز بیدرنگ بر منافع اقتصادی این کشور اثر میگذارد. از این منظر، تفاوت لحن رسانهها بازتاب تعارض میان اذعان سیاسی به استقلال و مقاومت ایران و نگرانی اقتصادی از پیامدهای ادامه بحران است.
این حساسیت با ساختار مالکیت رسانهای در یونان نیز ارتباط پیدا میکند. شماری از رسانههای بزرگ این کشور در مالکیت خانوادهها و صاحبان کسبوکارهایی قرار دارند که همزمان در حوزههایی چون کشتیرانی، انرژی و دیگر فعالیتهای بزرگ اقتصادی حضور دارند. این زمینه میتواند در تعیین اولویتهای خبری و برجستهشدن موضوعاتی چون امنیت دریانوردی، قیمت انرژی و ثبات مسیرهای تجاری مؤثر باشد؛ هرچند بهتنهایی اثبات نمیکند که مالکان مستقیماً نحوه پوشش هر خبر را تعیین میکنند.
گفتوگو با تهران، بدون فاصلهگرفتن از اسرائیل
در سطح رسمی نیز رفتار آتن بازتابدهنده همین موازنه بود. گئورگوس گراپتریتیس، وزیر خارجه یونان، ۲۲ سپتامبر در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل با عباس عراقچی دیدار کرد. دو طرف در این ملاقات درباره روابط دوجانبه، تحولات خاورمیانه و راههای کاهش تنش گفتوگو کردند. وزیر خارجه یونان نیز بر گفتوگو، دیپلماسی، احترام به حقوق بینالملل، امنیت دریایی و آزادی کشتیرانی تأکید و آمادگی آتن را برای کمک به تسهیل گفتوگو و کاهش تنشهای منطقهای اعلام کرد.
مقایسه روایت دو طرف از این ملاقات نشان میدهد که تهران و آتن با اولویتهایی متفاوت، اما قابل جمع، وارد گفتوگو شدهاند. در روایت ایران، ادامه رایزنیهای سیاسی، گسترش روابط دوجانبه و بررسی مناسبات ایران و اروپا اهمیت بیشتری داشت؛ در حالی که طرف یونانی، در کنار کاهش تنش، بر امنیت دریایی و آزادی کشتیرانی متمرکز بود.
این تفاوت نشان میدهد دیدار عراقچی و گراپتریتیس محل تلاقی دو نیاز بود: ایران خواهان حفظ و گسترش کانالهای سیاسی خود با اروپا است و یونان نیز میکوشد با کشوری که تحولات پیرامون آن بر امنیت خلیج فارس، تنگه هرمز، بازار انرژی و ناوگان تجاری یونان تأثیر میگذارد، گفتوگویی فعال داشته باشد.
تنها دو روز پس از این ملاقات، کیریاکوس میتسوتاکیس در نیویورک با بنیامین نتانیاهو دیدار کرد. دو طرف علاوه بر تحولات منطقهای با تمرکز بر ایران و لبنان، درباره همکاریهای دفاعی و طرحهای ارتباطی گفتوگو کردند. این ملاقات نشان داد که روابط یونان و اسرائیل همچنان یکی از محورهای مهم سیاست منطقهای آتن و همکاریهای امنیتی و دفاعی در شرق مدیترانه است.
بنابراین، گفتوگو با تهران را نمیتوان لزوماً نشانه تغییر در جهتگیریهای تثبیتشده آتن دانست، بلکه باید آن را بخشی از تلاش یونان برای گسترش ارتباطات منطقهای ارزیابی کرد. آتن در کنار تداوم روابط راهبردی با اسرائیل و مناسبات نزدیک با کشورهای عربی، میکوشد کانال گفتوگو با ایران را نیز فعال نگه دارد. این رویکرد بیش از آنکه بیانگر تغییر در موازنه روابط یونان باشد، نشاندهنده تمایل آتن به حفظ ارتباط با تمام بازیگران مؤثر بر امنیت و اقتصاد منطقه است. برای کشوری که بخش مهمی از قدرت اقتصادی و نفوذ بینالمللی آن با کشتیرانی پیوند دارد، گفتوگو با تهران در شرایط بحران هرمز از اهمیتی مضاعف برخوردار است.
هرمز و نقش «پلساز» یونان
این محاسبه در سخنرانی رسمی میتسوتاکیس در مجمع عمومی نیز آشکار بود. نخستوزیر یونان مستقیماً از تنگه هرمز نام برد و هشدار داد که مسیرهای راهبردی دریایی، از هرمز و دریای سرخ تا اقیانوس هند و آرام، بیش از گذشته به میدان رقابتهای ژئوپلیتیک تبدیل شدهاند. او هدفقرارگرفتن کشتیهای تجاری و استفاده از مسیرهای حیاتی تجارت بهعنوان ابزار فشار را تهدیدی برای زنجیرههای تأمین، بازار انرژی و امنیت غذایی دانست و دفاع از آزادی کشتیرانی و عبور بدون مانع از تنگههای بینالمللی را مسئولیتی جهانی خواند.
میتسوتاکیس در این بخش از سخنان خود نامی از ایران نبرد. این شیوه بیان به آتن امکان میداد ضمن اعلام نگرانی جدی درباره امنیت هرمز، مستقیماً تهران را مخاطب انتقاد قرار ندهد و فضای گفتوگوی سیاسی را نیز باز نگه دارد. حضور یونان در عملیات دریایی «آسپیدس» در دریای سرخ و قرارگرفتن امنیت دریایی در دستور کار دوره ریاست این کشور بر شورای امنیت نیز نشان میدهد که این موضوع برای آتن صرفاً یک موضعگیری لفظی نیست.
نخستوزیر یونان در بخش دیگری از سخنرانی، موقعیت جغرافیایی کشورش را زمینه ایفای نقش «پل» میان اروپا و همسایگان شرقی و جنوبی آن دانست و گفت: «ما پلسازیم، نه بحرانساز.» این سخن را میتوان بازتابدهنده تلاش آتن برای تبدیل موقعیت جغرافیایی، ناوگان تجاری، بنادر و شبکههای انتقال انرژی به سرمایهای دیپلماتیک دانست. یونان میخواهد یکی از حلقههای اتصال اروپا به شرق مدیترانه، خاورمیانه و خلیج فارس باشد و ایفای چنین نقشی مستلزم حفظ کانال ارتباطی با بازیگران مختلف منطقه، از جمله ایران است.
بااینحال، باید میان اعلام آمادگی برای تسهیل گفتوگو و ایفای نقش میانجی رسمی تفاوت گذاشت. تسهیل گفتوگو میتواند به انتقال پیامها، برقراری تماس میان طرفها و کمک به کاهش تنش محدود باشد؛ در حالی که میانجیگری رسمی به پذیرش همه طرفها، مأموریتی مشخص و سازوکاری نسبتاً پایدار نیاز دارد. تاکنون نشانهای از شکلگیری چنین سازوکاری دیده نمیشود. ازاینرو، در وضعیت کنونی میتوان یونان را بازیگری علاقهمند به تسهیل ارتباطات و کاهش تنش دانست، اما هنوز برای سخنگفتن از میانجیگری تثبیتشده آتن میان ایران و غرب زود است.
این رفتار با الگویی دیرپا در سیاست خارجی یونان نیز سازگار است. پس از صدور حکم دادگاه میکونوس در سال ۱۹۹۷، یونان برخلاف دیگر اعضای اتحادیه اروپا سفیر خود را از تهران فرا نخواند. در دوره تشدید تحریمهای ایران در دولتهای جورج بوش و باراک اوباما نیز آتن، با وجود محدودشدن روابط اقتصادی در چارچوب تصمیمهای اتحادیه اروپا، تلاش کرد ارتباط سیاسی خود با تهران را حفظ کند. روابط دو کشور پس از بحران نفتکشها در سال ۲۰۲۲ با تنش جدی روبهرو شد، اما این بحران نیز به قطع کامل گفتوگو نینجامید.
این سوابق نشان میدهد که یونان معمولاً میکوشد در کنار تعهدات اروپایی و غربی خود، فضایی هرچند محدود برای ارتباط مستقل با تهران باقی بگذارد. این سیاست را نمیتوان بیطرفی کامل یا چرخش به سوی ایران دانست؛ بلکه نوعی موازنهجویی دیپلماتیک است که به آتن امکان میدهد هم از منافع دریایی و انرژی خود محافظت کند و هم جایگاهی فعالتر و تا اندازهای مستقل در سیاست منطقهای اروپا به دست آورد.
بر این اساس، پوشش سخنرانی پزشکیان و رفتار دیپلماتیک آتن را میتوان اجزای یک تصویر واحد دانست. در سطح سیاسی و رسانهای، ایستادگی، تسلیمناپذیری و آمادگی ایران برای مذاکره بدون فشار برجسته شد؛ اما در سطح اقتصادی و امنیتی، هرمز، انرژی و کشتیرانی در مرکز نگرانیها قرار گرفت. دیپلماسی یونان نیز میان همین دو ملاحظه حرکت میکند: حفظ مناسبات تثبیتشده منطقهای و درعینحال باز نگهداشتن کانال گفتوگو با تهران.
هدف آتن نه قرارگرفتن در کنار یکی از طرفهای منازعه، بلکه کاهش مخاطرات جنگ برای آزادی دریانوردی، امنیت انرژی و جایگاه یونان بهعنوان یک قدرت دریایی و حلقه ارتباطی میان اروپا و خاورمیانه است. از این منظر، دیدار عراقچی و گراپتریتیس را میتوان نشانهای از تلاش یونان برای فعالترکردن نقش منطقهای خود دانست؛ نقشی که هنوز به میانجیگری رسمی تبدیل نشده، اما میتواند زمینه انتقال پیام، کاهش تنش و حفظ ارتباط میان تهران و بخشهایی از اروپا را فراهم کند.