روزنامه اطلاعات نوشت: برای ایران، شرایط پیش رو تنها یک مسئله نظامی نیست؛ بلکه آزمونی برای مدیریت همزمان امنیت، اقتصاد و دیپلماسی است.
به گزارش عصر ایران، اکبر حیدری در روزنامه اطلاعات طی یادداشتی نوشت:
سه مسیر پیش روی تحولات قرار دارد: ادامه فشارهای سیاسی و اقتصادی بدون جنگ گسترده، انجام حملات محدود و هدفمند با خطر پاسخ متقابل، یا بازگشت به یک رویارویی نظامی وسیع.
نتیجه انتخابات آمریکا، وضعیت مذاکرات، تحرکات نظامی و محاسبات سیاسی ترامپ و نتانیاهو در شکلگیری هر یک از این مسیرها تأثیرگذار خواهد بود.
آنچه روشن است، خاورمیانه در شرایطی قرار دارد که یک تصمیم اشتباه میتواند زنجیرهای از واکنشهای کنترلناپذیر ایجاد کند.
انتخابات آمریکا ممکن است به پایان برسد، اما بحران منطقه همچنان باقی خواهد ماند؛ بحرانی که آینده آن نه فقط به تصمیم واشنگتن و تلآویو، بلکه به میزان آمادگی طرفین برای بازگشت به دیپلماسی و جلوگیری از گسترش جنگ وابسته است.
متن کامل این یادداشت را می توانید در ادامه بخوانید.
اکبر حیدری
روزنامه اطلاعات
شمارش معکوس برای بحران تازه
خاورمیانه بار دیگر در شرایطی حساس و پرابهام قرار گرفته است؛ شرایطی که در آن نشانههای افزایش تحرکات نظامی، تشدید تنشهای سیاسی و تضعیف مسیرهای دیپلماتیک، نگرانیها درباره آغاز دور تازهای از رویارویی ایران و آمریکا را افزایش داده است. در این میان، برگزاری انتخابات میاندورهای آمریکا روز سهشنبه ـ که مطابق وقت محلی تا صبح امروز ایران ادامه داشت ـ میتواند نقطه عطفی در محاسبات دونالد ترامپ باشد؛ چراکه به نظر میرسد کاخ سفید تا پیش از برگزاری انتخابات، ملاحظات سیاسی و اقتصادی متعددی برای پرهیز از ورود به یک جنگ گسترده داشت. با این حال، پایان انتخابات ممکن است فضای تصمیمگیری ترامپ را تغییر دهد و زمینه را برای اتخاذ مواضع سختگیرانهتر در قبال تهران فراهم کند.
ترامپ در ماههای گذشته بارها از تمایل خود برای دستیابی به توافق با ایران سخن گفته، اما همزمان گزینه نظامی را نیز از روی میز خارج نکرده است. افزایش فشارهای اقتصادی، تهدیدهای نظامی و مواضع متناقض واشنگتن نشان میدهد که سیاست آمریکا همچنان بر ترکیبی از فشار و مذاکره استوار است. از این منظر، احتمال تغییر لحن ترامپ پس از انتخابات میاندورهای را نمیتوان نادیده گرفت؛ بهویژه اگر نتایج انتخابات محدودیتهای سیاسی دولت او را کاهش دهد یا او برای نمایش قدرت در عرصه سیاست خارجی به دنبال یک دستاورد راهبردی باشد. البته این تغییر رویکرد قطعی نیست و هزینههای جنگ، وضعیت بازار انرژی و واکنش احتمالی ایران همچنان از عوامل تعیینکننده خواهند بود.
در کنار تحولات سیاسی، نشانههای لجستیکی و نظامی نیز اهمیت ویژهای دارند. تجمع سوخترسانها، افزایش ترددهای ترابری، جابهجایی تجهیزات و تحرکات پشتیبانی، در صورت تأیید و ارتباط با آرایش نیروهای نظامی، میتوانند بیانگر افزایش سطح آمادگی عملیاتی باشند. هیچ عملیات نظامی گستردهای بدون تأمین سوخت، مهمات، تجهیزات و پشتیبانی مستمر امکانپذیر نیست. به همین دلیل، بررسی تغییرات در شبکه حملونقل و پشتیبانی نظامی میتواند تصویری از تحولات احتمالی ارائه دهد. با این حال، چنین تحرکاتی بهتنهایی به معنای تصمیم قطعی برای آغاز جنگ نیست و ممکن است بخشی از سیاست بازدارندگی یا فشار روانی و نظامی باشد.
در سوی دیگر این معادله، بنیامین نتانیاهو قرار دارد؛ نخستوزیری که آینده سیاسی او با چالشهای داخلی، اختلافات اجتماعی و مسائل امنیتی گره خورده است. برای نتانیاهو، تقابل با ایران علاوه بر ابعاد امنیتی، میتواند کارکرد سیاسی نیز داشته باشد. برجسته کردن تهدید خارجی، متمرکز کردن افکار عمومی بر مسائل امنیتی و به حاشیه راندن اختلافات داخلی، از جمله پیامدهایی است که ممکن است در محاسبات سیاسی دولت اسرائیل مورد توجه قرار گیرد. از همین رو، این فرضیه مطرح است که تداوم فضای جنگی یا تشدید تهدیدهای نظامی بتواند به نتانیاهو برای مدیریت فشارهای داخلی و تقویت موقعیت سیاسی خود کمک کند. البته نمیتوان بدون شواهد مستقیم، انگیزه جنگطلبی او را صرفاً به فرار از شکست انتخاباتی محدود کرد؛ زیرا نگرانیهای امنیتی اعلامشده اسرائیل درباره توان موشکی و برنامه هستهای ایران نیز در این معادله نقش دارند.
برای ایران، شرایط پیش رو تنها یک مسئله نظامی نیست؛ بلکه آزمونی برای مدیریت همزمان امنیت، اقتصاد و دیپلماسی است. هرگونه حمله احتمالی آمریکا یا اسرائیل میتواند با واکنش متقابل تهران همراه شود و دامنه درگیری را به پایگاههای نظامی، زیرساختهای انرژی و مسیرهای حیاتی تجارت منطقهای گسترش دهد. تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین گذرگاههای انتقال انرژی جهان، در چنین شرایطی اهمیت مضاعفی پیدا میکند. افزایش ناامنی در این مسیر میتواند قیمت نفت و هزینه حملونقل جهانی را تحت تأثیر قرار دهد و پیامدهای اقتصادی آن به کشورهای خارج از منطقه نیز سرایت کند.
در مجموع، سه مسیر پیش روی تحولات قرار دارد: ادامه فشارهای سیاسی و اقتصادی بدون جنگ گسترده، انجام حملات محدود و هدفمند با خطر پاسخ متقابل، یا بازگشت به یک رویارویی نظامی وسیع. نتیجه انتخابات آمریکا، وضعیت مذاکرات، تحرکات نظامی و محاسبات سیاسی ترامپ و نتانیاهو در شکلگیری هر یک از این مسیرها تأثیرگذار خواهد بود. آنچه روشن است، خاورمیانه در شرایطی قرار دارد که یک تصمیم اشتباه میتواند زنجیرهای از واکنشهای کنترلناپذیر ایجاد کند. انتخابات آمریکا ممکن است به پایان برسد، اما بحران منطقه همچنان باقی خواهد ماند؛ بحرانی که آینده آن نه فقط به تصمیم واشنگتن و تلآویو، بلکه به میزان آمادگی طرفین برای بازگشت به دیپلماسی و جلوگیری از گسترش جنگ وابسته است.