روزنامه خراسان در تحلیلی حادثه هواپیمای فلای دبی را دستاویزی برای اقناع منطقه علیه ایران خواند و نوشت: بهرهبرداری تندروهای اسرائیل از حادثه فلایدبی، همزمان با سفر نتانیاهو به امارات، نشانه تلاش برای همراهکردن منطقه با تشدید تقابل علیه ایران است.
به گزارش عصر ایران، روزنامه خراسان در گزارشی تحلیل با عنوان "آخرین تقلا برای توطئهای تازه" نوشت: درگیری در کابین خلبان پرواز فلایدبی از دبی به تلآویو و فرود اضطراری آن در تبوک عربستان، بهسرعت دستاویز موضعگیری جنگطلبانه وزیر امنیت ملی اسرائیل شد.
بنگویر، درحالیکه انگیزه حادثه همچنان در دست بررسی است، آن را تروریستی خواند و خواستار ادامه جنگ تا پیروزی کامل در ایران و دیگر جبههها شد.
این بهرهبرداری، تنها چند روز پس از سفر نتانیاهو به ابوظبی، پرسشی جدی را پیش میکشد. آیا تلآویو میکوشد نگرانیهای امنیتی کشورهای منطقه را به پشتوانه دور تازهای از جنگ علیه ایران تبدیل کند؟
برای نخستین بار، خبرگزاری رسمی امارات این سفر را علناً تأیید کرده است؛ تصمیمی که میتواند نشانه کاهش ملاحظات ابوظبی درباره آشکارکردن ارتباط با نتانیاهو و ورود رایزنیهای پشتپرده به مرحلهای تازه باشد.
این اتفاقات واکنش دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران را در پی داشت و وی نیز خطاب به اماراتیها نوشت: «از جنگ اخیر درس بگیرید، از آغاز جنگ دست بردارید و از طرح ادعاهای بیاساس درباره جزایر ایرانی خودداری کنید!»
اقناع منطقه برای جنگ با ایران
نتانیاهو و مسافر حادثه فلایدبی
منطق این فرضیه روشن است. عملیات تازه علیه ایران، تنها به تصمیم تلآویو و قدرت آتش آمریکا وابسته نیست؛ به میزان تحمل منطقه در برابر پیامدهای پاسخ ایران نیز بستگی دارد.
کشورهای خلیج فارس باید هزینه احتمالی برای فرودگاهها، بنادر، تأسیسات انرژی و تجارت خود را محاسبه کنند. در چنین چارچوبی، میتوان انتظار داشت عربستان، امارات، بحرین و کویت پیش از هر همراهی، خواهان تضمینهایی باشند.حفاظتاززیرساختها، محدود ماندن دامنه جنگ و جلوگیری از گرفتارشدن در جنگی فرسایشی. وعده پایاندادن به تهدید ایران ممکن است ابزار اقناع باشد، اما تحقق آن تضمینپذیر نیست.
گیم چنجری به نام یمن
در همین محاسبه، یمن جایگاهی تعیینکننده پیدا میکند. اگر فشار نظامی بر ایران با فعالشدن جبهه بابالمندب همراه شود، بحران از خلیج فارس به دریای سرخ امتداد خواهد یافت. بنابراین، مهار توان انصارا... میتواند در نگاه طراحان عملیات، بخشی از آمادهسازی محیط جنگ باشد.
به گزارش گاردین، کاخ سفید از عربستان و امارات خواسته اختلافات خود را کنار بگذارند و برای مقابله با نیروهای مسلح یمن، فرماندهی نظامی مشترک تشکیل دهند. همچنین نتانیاهو در ابوظبی، پیشنهاد کمک به عربستان را به نمایندگان سعودی حاضر در این نشست ارائه کرده است.
نتانیاهو تحت فشار انتخابات
عامل دیگر، تقویم سیاسی اسرائیل است. نظرسنجی معاریو که در دادههای ارائهشده آمده، یاشارِ گادی آیزنکوت را با ۲۲ کرسی بالاتر از لیکودِ ۱۸کرسی نشان میدهد؛ اردوگاه نتانیاهو نیز با احتساب حزب عوفر وینتر، ۴۹ کرسی دارد. این تصویر برای نخستوزیری که بقای سیاسیاش اهمیت حیاتی دارد، نگرانکننده است.
کاهش قدرت نتانیاهو در ساختار رژیم صهیونیستی میتواند موقعیت سیاسی او را در مواجهه با پروندههای قضایی تضعیف کند و در این حالت میله های زندان برای وی دور از انتظار نخواهد بود. در چنین وضعیتی، تشدید بحران خارجی برای نتانیاهو کارکرد انتخاباتی پیدا میکند.
او میکوشد محور رقابت انتخاباتی را از عملکرد دولت و پاسخگویی درباره آن، به «امنیت» و «فرماندهی در شرایط اضطراری» منتقل کند و برای این پروژه نتانیاهو به تصمیم واشنگتن و درجهای از هماهنگی منطقهای نیاز دارد؛ عواملی که کاملاً در اختیار او نیستند.
ذخایر نفت در خدمت سناریوی جنگ
اعلام آزادسازی ۴۰ میلیون بشکه دیگر از ذخایر راهبردی نفت آمریکا را میتوان نشانهای از آمادهسازی اقتصادی واشنگتن برای تداوم بحران و احتمال تشدید جنگ دانست.
در شرایطی که طبق آمار نقلشده، این ذخایر به کمتر از ۲۸۴ میلیون بشکه رسیده، برداشت دوباره نشان میدهد دولت ترامپ برای مهار فشار بازار، هزینه کاهش بیشتر پشتوانه اضطراری خود را پذیرفته است.
اگر واشنگتن به توافقی نزدیک و بازگشت سریع جریان عادی انرژی در خاورمیانه اطمینان داشت، ضرورت چنین برداشتی کمتر میشد. این اقدام بهتنهایی کنارگذاشتن توافق را ثابت نمیکند، اما این برداشت را تقویت میکند که ترامپ تصمیمهای عملی خود را بر مبنای ادامه اختلال در عرضه انرژی و آمادگی برای سناریوی تشدید تقابل تنظیم میکند.