در حالی که هوش مصنوعی با سرعتی خیرهکننده وارد حوزههای تازهای میشود، نگرانی از جایگزینی هوش مصنوعی با مشاغل میان کارمندان، متخصصان و مدیران افزایش یافته است؛ اما این دلهره فقط به از دست دادن درآمد محدود نمیشود بلکه میتواند هویت شغلی و احساس ارزشمندی افراد را نیز تحتتاثیر قرار دهد.
مجتبی غنی موخر در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه افراد نگران جایگزینی شغلشان با هوش مصنوعی هستند، اظهار کرد: ریشه این ترس بیشتر «عدم اطمینان» است تا خود هوش مصنوعی. وقتی آدم نمیداند فردا کار او چه تغییری میکند، ذهنش بدترین حالت را تصور میکند. شغل برای خیلی افراد تنها به درآمد محدود نمیشود بلکه بخش مهمی از هویت و حس باارزش بودن آنها را نیز در بر میگیرد؛ برای همین تهدید شغل، تهدید «خود» هم محسوب میشود.
وی افزود: سرعت تغییر، خبرهای هیجانی رسانهها و نبودن اطلاعات روشن از سوی سازمانها هم این نگرانی را بیشتر میکند. مثلا کارمندی که هیچکس به او نگفته هوش مصنوعی قرار است کمکدستش باشد یا جایگزینش، معمولا بدترین سناریو را فرض میکند. البته این نگرانی کاملا بیپایه هم نیست و بهتر است جدی گرفته شود، نه اینکه کلا انکار شود.
مرز میان ابزارهای قدیمی و هوش مصنوعی
این روانشناس در خصوص ترس از هوش مصنوعی نسبت به تکنولوژیهای قدیمی، اظهار کرد: تکنولوژیهای قدیمیتر معمولا به اصطلاح جای کار «دست» را میگرفتند، اما هوش مصنوعی وارد قلمرویی مانند فکر کردن، نوشتن، تصمیمگرفتن و خلاقیت شده که آدمها خودشان را در آن منحصربهفرد میدانستند. این موضوع حس برتری و هویت ما را هم تهدید میکند. سرعت تغییر هم بالاست و آدمها فرصت کافی برای عادتکردن و خوگیری با آن را ندارند. از طرفی هوش مصنوعی برایمان «جعبه سیاه» است و نمیدانیم چطور کار میکند، ذهن ما از یک چیز ناشناخته و غیرقابل پیشبینی بیشتر میترسد. مثلا ماشینحساب را میشد کامل فهمید، اما مدلهای هوش مصنوعی، بعضاً خود افراد متخصص را هم غافلگیر میکنند.
غنیموخر با اشاره به تیپهای شخصیتی و ویژگیهای روانشناختی که افراد را در برابر این اضطراب آسیبپذیرتر میکند، گفت: فراتر از «تیپ شخصیتی مشخص»، ویژگیهای روانشناختی دیگری هم انسان را آسیبپذیرتر میکنند که میتوان به تحمل کم در برابر عدم اطمینان، تمایل به نگرانی زیاد، کمالگرایی و اعتماد کم به توانایی خود در یادگرفتن چیزهای تازه اشاره کرد.
وی ادامه داد: کسانی که هویتشان کاملا به تخصص یا شغلشان گره خورده است، تهدید را بیشتر احساس میکنند. مثلا کسی که سالها خودش را «بهترین نویسنده تیم» میدانسته، ممکن است ابزارهای نوشتن هوش مصنوعی را تهدیدی برای ارزش خودش ببیند. شرایط هم نقش چشمگیری دارد، مثل ناامنی شغلی یا نبود آموزش و حمایت در سازمان. خبر خوب این است که بیشتر این ویژگیها قابل تغییر است و با تمرین و حمایت کمتر میشود.
از کارمندان تا مدیران؛ چه کسانی بیشتر در معرض اضطراب هوش مصنوعیاند؟
وی با بیان اینکه این نگرانی فقط شامل کارهای اداری نیست بلکه متخصصان و مدیران را هم درگیر میکند، تصریح کرد: باید گفت اینجا، فقط شکلش فرق میکند. کارمند اداری احتمالاً بیشتر از «از دست دادن شغل» میترسد. برنامهنویس، پزشک یا طراح به احتمال زیاد بیشتر نگران بیارزش شدن سالها تخصص و مهارت خود است. مدیران هم ممکن است نگرانیشان معمولاً دربارهی تصمیم درست باشد: چه چیزی را به هوش مصنوعی بسپارند، چطور از تیم دور نمانند و چطور جلوتر از رقبا باشند؟. حتی گاهی متخصصها بیشتر میترسند، چون هویتشان به تخصصشان گره خورده است. نگرانی لزوماً با سطح شغل همراه نیست و تا حد زیادی به میزان اطمینان فرد از توانایی خود برای سازگار شدن نیز بستگی دارد.