بررسی اولیه بازی Control Resonant
ممنوعیت انتشار نقد و بررسی بازی Control Resonant لغو شده است، اما من هنوز در حال پیشروی در ماجراجویی بزرگ Dylan Faden هستم. نقد و بررسی کامل با امتیازدهی، هفته آینده و قبل از عرضه بازی در تاریخ 24 سپتامبر منتشر خواهد شد، اما در حال حاضر، خلاصهای از نظرات من را با شما در میان میگذارم.
به عنوان یک طرفدار Control، از Resonant بسیار لذت میبرم. با وجود تفاوتهای زیاد در مبارزات و طراحی جهان، در بسیاری از جنبهها، حس مشابهی را القا میکند. دنیای بازی و داستان آن به همان اندازه عجیب و جذاب است. اگر نه بیشتر، انتقال صحنه از Oldest House به دنیای بیرون، به Remedy اجازه داده است تا سناریوهای حتی عجیبتری را خلق کند، اکنون که عموم مردم در معرض تمام قدرت پدیدههای ماورایی قرار گرفتهاند. در حالی که از ماموریت اصلی لذت میبرم، برخی از بهترین لحظات من در Control Resonant در داستانهای جانبی رخ داده است. بسیاری از این ماموریتهای اختیاری، داستانهای جذابی را روایت میکنند که از نظر طنز، سوررئالیسم و آزاردهندگی متفاوت هستند و گاهی اوقات گیمپلی را به روشهای غیرمنتظرهای تغییر میدهند و من را هیجانزده میکنند تا هر کدام را که پیدا میکنم تجربه کنم. آرشیوهای گسترده بازی و سایر اسناد محرمانه، همچنان به اندازه Control اصلی، جذاب هستند.
مبارزات تن به تن، که شبیه بازیهایی مانند Devil May Cry است، حس خوبی دارد. نه در سطح DMC یا Bayonetta، اما خوب، حتی اگر در ساعات اولیه به دلیل گزینههای محدودتان تکراری به نظر برسد. این موضوع به طور چشمگیری با باز کردن فرمهای جدید برای سلاح متحولشونده شما، Aberrant، و قدرتهای ماورایی جدید بهبود مییابد. ترکیب و تطبیق سلاحهای اصلی و جانبی، حرکات پایانی و قدرتهای ماورایی، به یک تجربه عمیقتر و استراتژیکتر تبدیل میشود که به سبکهای بازی مختلف پاسخ میدهد. بازی از آنچه انتظار داشتم سختتر است. سطح دشمنان اغلب با شما همگام میشود و در گروههای بزرگ، گاهی اوقات به صورت موجی، هجوم میآورند. اما از اینکه این سختی مرا وادار میکند تا به آرشال رو به رشد قدرتهایم تکیه کنم، قدردانی میکنم، چه با شعلهور کردن دشمنان با مشتهایی که انفجار ایجاد میکنند یا با هل دادن آنها از صخرهها و به سمت خطرات. با این حال، حدس میزنم که سختی بازی بسیاری را غافلگیر کند، زیرا برخی از ماموریتهای اصلی مانند جنگهای فرسایشی به نظر میرسند، مگر اینکه زمان زیادی را صرف تکمیل اهداف اصلی دیگر و سطوح مختلف ماموریتهای جانبی کنید. خوشبختانه، ارزش بررسی کردن را دارند.
منهتن تحریفشده یک تماشای بصری سورئال است. فراتر از مناظر عمدتاً کالییدوسکوپی که شهر را شبیه بعد آینهای از Doctor Strange میکند، مکانهای دیگر، حتی عجیبتر، جذابیت زیباییشناختی بازی را حفظ میکنند. همراه با ماموریتهای جانبی سرگرمکننده، این موضوع منهتن را بیش از یک دوازده ساعت به مکانی جذاب برای کاوش تبدیل میکند. اگر دلتان برای فرآیند Metroid-esque باز کردن مناطق Oldest House تنگ شده است، بدانید که منهتن، با وجود یک مرکز بزرگ، شبیه نسخه بزرگتری از محیط اصلی Control است (که در Resonant از آن بازدید خواهید کرد). بسیاری از مناطق با تواناییها یا کلیدها قفل شدهاند و مکانهای دیگر، معمولاً اختیاری، برای یافتن ورودیهایشان به جستجوی دقیق نیاز دارند. اگرچه میتواند ناامیدکننده باشد که مسیر پیش رو به وضوح مشخص نباشد، اما قدرتهای جذاب عبور و مرور به تدریج عبور و مرور را آسانتر و سریعتر میکنند.
در زمان نوشتن این متن، به نظر میرسد که بخش قابل توجهی از پیشروی در Control Resonant باقی مانده است، اما در حال حاضر، نظر مثبتی نسبت به این دنباله دارم. من همیشه مشتاق هستم که دوباره به آن بازگردم. مبارزات و جهان به طور مداوم عجیبتر و جذابتر میشوند. من باید به طور مرتب تمایل به کشف هر ماموریت، منطقه یا راز پنهان را سرکوب کنم تا نقد و بررسی را به موقع انجام دهم (البته این کار را انجام نمیدهم). همچنین از شوخیهای سرگرمکننده و پویایی Dylan دوستداشتنی و شریک/هندلر FBC بدعنقش Zoe (نه اینکه با چهرههای بازگشتی مانند Pope و Langston وقت بگذرانم) لذت میبرم. اگر بقیه ماجراجویی این روند مثبت را ادامه دهد، تلاش Dylan برای نجات جهان در کنار تلاش خواهرش Jesse قرار خواهد گرفت.