با بررسی دستاوردهای چشمگیر مفهوم جدید فولکس واگن، تحسین طراحی جذاب و شباهت آن به یک سوپر مینی 25 هزار پوندی که در حال حاضر به فروش میرسد، این سوال پیش میآید: چرا آنها آن را تولید نمیکنند؟
هیچ خودروی فعلی شباهتی به Mission Efficiency ندارد، بنابراین اگر فولکس واگن میتوانست آن را با استفاده از قطعات موجود تولید کند، به طور موثری بیرقیب میبود و میتوانست یک سرمایهگذاری سودآور باشد.
اما این موضوع نادیده میگیرد که قابلیتهای فنی و امکانپذیری در دنیای واقعی اغلب در تضاد هستند و آنچه روی کاغذ جذاب به نظر میرسد، لزوماً به موفقیت در نمایشگاه خودرو منجر نمیشود.
ما میخواهیم خودروها تا حد امکان کوچک و سبک باشند، اما در عین حال فضای سر و پا مناسب، دید کافی، سیستم صوتی قدرتمند، کیسه هوا و (خدا نکند) صفحه نمایش لمسی بزرگ با قابلیت آینهکاری گوشی هوشمند را نیز میخواهیم.
مهندسان همچنین به فضایی برای تجهیزات ایمنی و ساختارهای مقاوم در برابر ضربه نیاز دارند و طراحان میخواهند هر چیزی که از استودیوی آنها خارج میشود، با ظاهری قوی و جذاب توجهها را به خود جلب کند، نه اینکه به طور نامحسوس در پسزمینه قرار گیرد.
به همین دلیل است که حتی سبکترین و کارآمدترین خودروهای الکتریکی امروزی نیز نمیتوانند به کارایی این مفهوم نزدیک شوند. و به همین دلیل است که آزمایشهای چشمگیر مانند این برای همیشه به عنوان آزمایش باقی خواهند ماند: امکانپذیری تجاری و مطابقت با قوانین همیشه بر پتانسیل فنی غلبه میکند.
بنابراین، در حالی که میتوانیم مطمئن باشیم که Mission Efficiency میتواند بر خودروهای تولیدی آینده تأثیر بگذارد، بعید است که مانند XL1 به دست مشتریان برسد - و این جای تاسف دارد.