نظریه اینترنت مرده از افزایش محتوای هوش مصنوعی و حسابهای جعلی میگوید. آیا رباتها در حال تسخیر اینترنت هستند و این روند چه خطری برای اطلاعات آنلاین دارد؟
انتشار پستهای عجیبوغریب، توضیحات نامرتبط و محتوای تکراری در شبکههای اجتماعی، بار دیگر نظریه «اینترنت مرده» را بر سر زبانها انداخته است؛ نظریهای که بر اساس آن، بخش فزایندهای از محتوای اینترنت نه به دست انسانها، بلکه توسط رباتها و ابزارهای هوش مصنوعی تولید میشود. اما نگرانی اصلی فقط افزایش محتوای مصنوعی نیست؛ بلکه احتمال کاهش تعاملات واقعی انسانها و شکلگیری چرخهای است که در آن، مدلهای هوش مصنوعی از محتوای تولیدشده توسط مدلهای دیگر آموزش میبینند.
نظریه اینترنت مرده از کجا آغاز شد؟
نظریه «اینترنت مرده» حدود سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ در انجمنهای اینترنتی مانند 4chan و Wizardchan مطرح شد. طرفداران اولیه این نظریه معتقد بودند اینترنتی که زمانی محل تعامل واقعی انسانها بود، بهتدریج جای خود را به محتوای خودکار و حسابهایی داده است که برای تأثیرگذاری بر کاربران و دستکاری الگوریتمهای شبکههای اجتماعی فعالیت میکنند.
این ایده در ابتدا بیشتر ماهیتی توطئهآمیز داشت و شواهد علمی محکمی برای تأیید آن ارائه نشده بود. بااینحال، گسترش ابزارهای هوش مصنوعی مولد و افزایش حضور حسابهای خودکار باعث شد ابعاد تازهای از این موضوع مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.
در سال ۲۰۲۳، بریجت داو در کتاب «متاوب: سطح بعدی اینترنت» به این مفهوم پرداخت. سپس در فوریه ۲۰۲۴، مقالهای از یوشیگا والتر در مجله AI & Society به بررسی این موضوع از منظر تأثیر محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی و اینفلوئنسرهای مجازی کمک کرد.
در اوایل سال ۲۰۲۵ نیز پژوهشی منتشرشده در پایگاه arXiv، تعاملات مصنوعی در شبکههای اجتماعی و کاهش احتمالی سهم تعاملات واقعی انسانها را بررسی کرد. این روند باعث شد بحث اینترنت مرده، فراتر از یک نظریه توطئه، به موضوعی برای مطالعه دانشگاهی تبدیل شود؛ هرچند این مطالعات بهتنهایی به معنای تأیید کامل نظریه اولیه نیستند.
از شبکههای اجتماعی تا دانشگاهها و بازار کار
گسترش هوش مصنوعی به تولید پستهای شبکههای اجتماعی محدود نمانده است. ابزارهای هوشمند در نگارش و بررسی درخواستهای استخدام، تولید متون دانشگاهی و حتی ارزیابی تکالیف دانشجویان نیز نقش پیدا کردهاند.
همچنین برخی پادکستها با شخصیتهای مجازی تولیدشده توسط هوش مصنوعی ساخته میشوند؛ شخصیتهایی که با یکدیگر گفتوگو میکنند، رویدادهای روز را تحلیل میکنند یا درباره موضوعات تخصصی بحث میکنند.
این تحولات نشان میدهند که محتوای مصنوعی به بخشهای مختلف اینترنت راه یافته است؛ از سرگرمی و تبلیغات گرفته تا آموزش، استخدام و انتشار اطلاعات.
اینفلوئنسرهای جعلی چگونه مخاطبان را جذب میکنند؟
شخصیتهای مجازی ساختهشده با هوش مصنوعی نیز به یکی از نمونههای برجسته این تغییر تبدیل شدهاند. برخی از این شخصیتها با ویدئوهای واقعگرایانه، ظاهر مشخص و رفتارهای طراحیشده، بازدید و تعامل زیادی در شبکههای اجتماعی به دست میآورند.
برای سازندگان این حسابها، کسب درآمد از تبلیغات و همکاری با برندها یکی از انگیزههای اصلی به شمار میرود. در این میان، واقعگرایی تصاویر و ویدئوها ممکن است تشخیص شخصیتهای مصنوعی از افراد واقعی را برای مخاطبان دشوار کند؛ بهویژه زمانی که ماهیت مجازی این حسابها بهروشنی اعلام نمیشود.
خطر اصلی اینترنت مرده چیست؟
نگرانی درباره اینترنت مرده فقط به احتمال دستکاری افکار عمومی یا تأثیرگذاری حسابهای جعلی محدود نیست. یکی از چالشهای مهمتر، وابستگی مدلهای هوش مصنوعی به محتوای اینترنت برای آموزش و بهبود عملکرد آنهاست.
اگر حجم زیادی از محتوای آنلاین را خروجی مدلهای هوش مصنوعی تشکیل دهد، مدلهای جدید نیز ممکن است در فرایند آموزش با دادههای مصنوعی بیشتری مواجه شوند. تکرار این چرخه میتواند کیفیت دادههای آموزشی را کاهش دهد و خطاها، اطلاعات نادرست یا الگوهای تکراری را در نسلهای بعدی مدلها تقویت کند.
پژوهشگران این مسئله را با خطر افت کیفیت در چرخه آموزش مدلها مرتبط میدانند. البته شدت این اثر به عواملی مانند کیفیت دادهها، میزان محتوای مصنوعی، روش انتخاب دادههای آموزشی و سازوکارهای ارزیابی مدل بستگی دارد؛ بنابراین، تولید محتوای هوش مصنوعی لزوماً به افت کیفیت همه مدلها منجر نمیشود.
آیا واقعاً اینترنت مرده است؟
افزایش محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی، حضور حسابهای خودکار و رشد اینفلوئنسرهای مجازی، بخشهایی از نگرانیهای مطرحشده در نظریه اینترنت مرده را قابل بررسی کرده است. بااینحال، این شواهد ثابت نمیکنند که اینترنت بهطور کامل تحت سلطه رباتها قرار گرفته یا تعاملات انسانی در آن از بین رفته است.
مسئله اصلی، تشخیص محتوای معتبر از محتوای مصنوعی، شفافیت درباره هویت تولیدکنندگان و حفظ کیفیت منابع اطلاعاتی است. هرچه محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی سهم بیشتری از اینترنت را به خود اختصاص دهد، نیاز به ارزیابی دقیق منابع، بررسی صحت اطلاعات و تفکیک دادههای انسانی از خروجیهای مصنوعی نیز بیشتر خواهد شد.
در نهایت، خطر مهمتر شاید نه «مرگ اینترنت»، بلکه تضعیف تدریجی اعتماد به اطلاعات آنلاین باشد؛ وضعیتی که در آن کاربران برای تشخیص واقعیت از محتوای ساختگی به تلاش بیشتری نیاز دارند و مدلهای هوش مصنوعی نیز باید با دقت بیشتری از دادههای مورد استفاده برای آموزش خود بهره ببرند.