منو

صفحه اصلی

اخبار

فریاد کمک در سکوت: جدی گرفتن نشانه‌های خودکشی

خودکشی نشانه‌هایی آشکار ندارد و جدی گرفتن نشانه‌های خطر می‌تواند فرصت نجات را فراهم کند. گزارش این خبر بر اهمیت شنیدن و کمک گرفتن از نیروهای متخصص تأکید دارد.

صحبت از خودکشی را نباید به حساب جلب توجه یا ظاهرسازی گذاشت؛ گاهی بی‌توجهی به همین هشدارها می‌تواند فرصتی حیاتی برای مداخله و نجات جان یک انسان را از بین ببرد. در کنار ضرورت حمایت از افرادی که در بحران‌های روانی قرار دارند، نباید بازماندگان خودکشی را نیز فراموش کرد؛ خانواده‌ها و دوستانی که پس از چنین فقدانی با سوگی پیچیده، پرسش‌های بی‌پاسخ و احساس گناه دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

به گزارش ایرنا، گاهی یک جمله، یک تماس یا درخواستی برای کمک، نشانه بحرانی است که در سکوت و پشت رفتارهای روزمره پنهان مانده است. فردی که از پایان دادن به زندگی خود حرف می‌زند، ممکن است نتواند راهی برای خروج از شرایط دشوارش پیدا کند. در چنین موقعیتی، واکنش اطرافیان می‌تواند در دسترسی او به کمک و دور شدن از خطر نقش مهمی داشته باشد.

با این حال، هنوز ممکن است برخی افراد تصور کنند کسی که بارها از خودکشی حرف می‌زند، قصد جلب توجه دارد یا اگر واقعا چنین تصمیمی داشته باشد، درباره آن صحبت نمی‌کند. این برداشت خطرناک است؛ زیرا هیچ‌کس نمی‌تواند صرفا بر اساس ظاهر رفتار، شدت رنج یا احتمال اقدام فرد را تشخیص دهد. در چنین شرایطی، واکنش اطرافیان اهمیت زیادی دارد. شنیدن جمله‌هایی مانند « دیگر نمی‌توانم ادامه بدهم » یا « کاش زنده نبودم » نباید با بی‌تفاوتی همراه شود. حتی اگر فرد پیش‌تر نیز چنین حرف‌هایی زده باشد، نمی‌توان صرفا بر اساس تکرار این گفته‌ها نتیجه گرفت که قصد واقعی برای آسیب زدن به خود ندارد.

از سوی دیگر در مواجهه با افرادی که ممکن است در آستانه خودکشی باشند، گاهی توجه و واکنش به‌موقع یک نفر می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد. در خیابانی که ده‌ها نفر بی‌تفاوت از کنار یکدیگر می‌گذرند، ممکن است کسی با بحرانی جدی دست‌وپنجه نرم کند و به کمک نیاز داشته باشد اما همه بی‌تفاوت رد شوند. در چنین شرایطی، لازم نیست همه متوجه خطر شوند؛ کافی است یک نفر متوجه شود، بی‌تفاوت نگذرد و برای کمک اقدام کند.

خودکشی همیشه نشانه‌هایی آشکار و قابل تشخیص ندارد و نمی‌توان انتظار داشت اطرافیان به‌تنهایی از وقوع آن جلوگیری کنند؛ اما جدی گرفتن نشانه‌های خطر، شنیدن بدون قضاوت و کمک گرفتن از نیروهای متخصص می‌تواند فرصت نجات را فراهم کند. اگر در خیابان، محل کار، خانواده یا هر جای دیگری با فردی روبه‌رو شدیم که احتمال می‌دهیم در معرض خطر باشد، نباید تصور کنیم مسئولیت کمک بر عهده دیگران است. گاهی همان یک تماس، همان چند دقیقه توجه و همان تصمیم برای بی‌تفاوت نماندن، فاصله میان مرگ و زندگی را تغییر می‌دهد؛ حواس‌جمعی یک نفر می‌تواند جان یک انسان را نجات دهد.

از ارتفاع تا بازگشت به زندگی؛ روایتی از مداخله اورژانس اجتماعی

روایت یگانه یک دختر جوان نشان می‌دهد که مداخله به‌موقع چگونه می‌تواند مسیر زندگی فردی را تغییر دهد. دختری که بالای ارتفاعی رفته بود و به این فکر می‌کرد که آیا پریدن از آن نقطه به زندگی‌اش پایان دهد یا نه و جالب آنکه اغلب مردم با دیدن او، بی‌تفاوت رد می‌شدند. اما یک نفر در میان انبوه رهگذران، حواسش جمع بود و همین فرد با تماس با اورژانس اجتماعی با شماره ۱۲۳ زمینه مداخله و کمک‌رسانی را فراهم کرد.

دختر جوان در حال کلنجار رفتن با خود بود که از ارتفاع بپرد؛ در همین شرایط، مددکاری که از کارکنان اورژانس اجتماعی بود، به او نزدیک شد و با حفظ آرامش تلاش کرد با او ارتباط برقرار کند و مانع از اقدامش شود.

یگانه می‌گوید: با وجود تجمع افراد در محل و فریادهایم برای دور شدن دیگران، این مددکار با مداخله‌ای آرام و حساب‌شده توانست من را از ارتفاع پایین بیاورد.

دختر جوان سپس به بیمارستان رازی در همان منطقه منتقل شد و پس از ارزیابی وضعیتش، به دلیل اضطراب و فشار روانی شدید، برای بستری شدن او اقدام شد.

یگانه با یادآوری آن روزها تعریف می‌کند که: پس از این اتفاق،فکر می‌کردم همه کمک‌ها تمام شد اما پیگیری‌های بهزیستی منطقه ادامه یافت و با هماهنگی میان واحدهای بهزیستی، به خدمات مشاوره‌ای در منطقه محل سکونتم دسترسی پیدا کردم. جلسات مشاوره با حضور روان‌شناس ادامه داشت و مددکاران بهزیستی نیز در مراحل مختلف، از طریق مراجعات حضوری و پیگیری وضعیت من، روند حمایت را دنبال کردند.

این دختر جوان با اشاره به شرایط دشوار روحی خود گفت که در آن دوره، بیش از هر چیز به شنیدن این جمله از سوی پزشک و افرادی که با آنها در ارتباط بود، نیاز داشت: «خوب می‌شوی.»

او توضیح داد که هر بار شنیدن این جمله، او را به خواسته‌اش برای رهایی از رنج نزدیک‌تر می‌کرد؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد در شرایط بحرانی، نحوه ارتباط با فرد آسیب‌پذیر و پیام‌هایی که از اطرافیان دریافت می‌کند، می‌تواند بر احساس و تصمیم‌های او تأثیر بگذارد.

این دختر جوان در ادامه به فعالیت‌های خود در حوزه مددکاری اشاره کرد و ابراز امیدواری کرد که بتواند برای دیگران مؤثر باشد.

این روایت یادآور آن است که یک مداخله به‌موقع، همراه با پیگیری مستمر و حمایت تخصصی، می‌تواند فرصتی دوباره برای زندگی فراهم کند. البته نجات فرد از موقعیت بحرانی، پایان مسیر نیست و دسترسی به خدمات روان‌شناختی و حمایت اجتماعی پس از آن نیز اهمیت دارد.

ظاهرسازی یا نشانه‌ای جدی از رنج

یکی از برداشت‌های نادرست درباره خودکشی این است که اگر کسی درباره آن صحبت کند، حتما قصد جلب توجه دارد یا به اقدام دست نمی‌زند. چنین تصوری می‌تواند باعث شود اطرافیان هشدارهای فرد را نادیده بگیرند و فرصت کمک‌رسانی به‌موقع از دست برود، صحبت درباره خودکشی به‌تنهایی میزان خطر را مشخص نمی‌کند، اما نشانه‌ای است که باید جدی گرفته شود، هیچ‌کس نمی‌تواند تنها با تکیه بر ظاهر رفتار یا سابقه فرد، با اطمینان درباره احتمال اقدام او قضاوت کند.

در مواجهه با چنین شرایطی، نخستین قدم این است که بدون سرزنش و پیش‌داوری به حرف‌های فرد گوش دهیم، به جای کوچک شمردن مشکلاتش یا مقایسه رنج او با مشکلات دیگران، می‌توانیم از او بپرسیم چه چیزی آزارش می‌دهد و چگونه می‌توانیم کمکش کنیم.

دکتر ربابه نوری عضو هیات علمی گروه روان‌شناسی بالینی دانشگاه خوارزمی در گفت و گو با خبرنگار ایرنا با تأکید بر ضرورت توجه جدی به اظهارات افراد درباره خودکشی، معتقد است نباید صحبت از خودکشی را به حساب ظاهرسازی یا جلب توجه گذاشت.

به گفته وی، حتی اگر فرد پیش‌تر نیز چنین حرف‌هایی زده یا اقدام ناموفقی داشته باشد، اطرافیان نباید تصور کنند که خطر برطرف شده است.

وی تاکید کرد: نباید از کنار اظهارات فرد درباره خودکشی بی‌تفاوت گذشت یا تصور کرد که او صرفا قصد جلب توجه دارد، صحبت از خودکشی می‌تواند نشانه‌ای از نیاز فرد به کمک باشد و باید جدی گرفته شود.

وی با اشاره به طرح «بتا» در این زمینه توضیح داد: این طرح بر سه اقدام «بپرس، ترغیب کن و ارجاع بده» تأکید دارد. بر این اساس، اگر فردی از خودکشی یا افکار مرتبط با آن صحبت کرد، باید درباره وضعیت و افکارش از او سؤال کرد، فرصت داد تا درباره مشکلاتش حرف بزند و او را برای دریافت کمک تخصصی به مراکز مربوط ارجاع داد.

این عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی ادامه داد: اگر وضعیت فرد نگران‌کننده است، نباید او را تنها گذاشت و لازم است تا زمان دسترسی به کمک تخصصی، حمایت و مراقبت مناسب از او صورت گیرد.

نوری با رد این تصور که صحبت از خودکشی لزوما به معنای اقدام نکردن فرد است، تأکید کرد: نباید اظهارات فرد را به دلیل سابقه اقدام‌های قبلی، تکرار تهدیدها یا تصور نمایشی بودن رفتار او نادیده گرفت؛ زیرا چنین برداشتی ممکن است مانع از دریافت کمک به‌موقع شود.

فرد در بحران خودکشی به دنبال رهایی از رنج است

این روان‌شناس بالینی با اشاره به شرایط روانی افرادی که به خودکشی فکر می‌کنند، گفت: گاهی فرد به دنبال پایان دادن به شرایط سختی است که در آن گرفتار شده و احساس می‌کند راهی برای رهایی از رنج خود ندارد؛ بنابراین، لازم است اطرافیان به جای بی‌توجهی یا قضاوت، به حرف‌های او گوش دهند، وضعیتش را جدی بگیرند و برای دسترسی به حمایت تخصصی کمکش کنند.

وی با تاکید بر ضرورت پرس‌وجو درباره وضعیت روانی فرد، فراهم کردن فضایی امن برای گفت‌وگو و ارجاع او به خدمات مشاوره‌ای و درمانی گفت: همدلی و فراهم کردن فضایی امن برای گفت‌وگو می‌تواند به او کمک کند تا برای دریافت حمایت قدم بردارد. در شرایط خطر، نباید کمک تخصصی را به تأخیر بیندازیم.

بازماندگان خودکشی به مداخلات روان‌شناختی نیاز دارند

عضو هیئت علمی گروه روان‌شناسی بالینی دانشگاه خوارزمی با تأکید بر ضرورت حمایت روان‌شناختی از بازماندگان خودکشی نیز گفت: مرگ ناشی از خودکشی به دلیل ناگهانی بودن، ابهام درباره علت وقوع و احساس گناه و مسئولیت در بازماندگان، می‌تواند به سوگی پیچیده و آسیب‌زا منجر شود؛ ازاین‌رو، دریافت خدمات روان‌شناختی نباید به بروز مشکلات بعدی موکول شود.

نوری با اشاره به پیامدهای روانی خودکشی برای خانواده و نزدیکان فرد فوت‌شده اظهار کرد: هنگامی که فردی در اثر خودکشی جان خود را از دست می‌دهد، اعضای خانواده، دوستان نزدیک و افرادی که شاهد صحنه مرگ هستند یا پیکر فرد را پیدا می‌کنند، ممکن است سوگی همراه با تروما را تجربه کنند.

وی توضیح داد: مواجهه با مرگ ناگهانی، به‌ویژه در شرایطی که فرد انتظار چنین اتفاقی را نداشته است، فرایند سوگواری را دشوارتر می‌کند. در این شرایط، ابهام درباره علت وقوع حادثه و پرسش‌هایی مانند اینکه «آیا می‌توانستیم کاری انجام دهیم؟» و «آیا ما مقصر بودیم؟» ممکن است ذهن بازماندگان را درگیر کند.

این عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی با بیان اینکه سوگ ناشی از خودکشی می‌تواند پیچیده‌تر از بسیاری از انواع دیگر سوگ باشد، افزود: مرگ ناگهانی به‌خودی‌خود تجربه‌ای دشوار است، اما در خودکشی، به‌ویژه برای افرادی که پیکر فرد را پیدا کرده‌اند، شاهد صحنه بوده‌اند یا با امید به نجات او را به مراکز درمانی منتقل کرده‌اند، علاوه بر سوگ، تجربه آسیب‌زای روانی نیز ممکن است شکل بگیرد.

ضرورت دریافت خدمات روان‌شناختی برای بازماندگان

نوری با تأکید بر لزوم مداخله تخصصی برای افرادی که یکی از نزدیکان خود را بر اثر خودکشی از دست داده‌اند، گفت: این افراد نباید دریافت کمک روان‌شناختی را به سال‌های بعد و زمانی موکول کنند که مشکلات دیگری در زندگی‌شان بروز کرده است.

وی با اشاره به وجود مراکز مشاوره دولتی و رایگان ادامه داد: سازمان بهزیستی، خط مشاوره تلفنی ۱۴۸۰ و مراکز مشاوره این سازمان، همچنین مراکز خدمات روان‌شناختی و درمانگاه‌های دولتی وزارت بهداشت از جمله ظرفیت‌هایی هستند که مردم می‌توانند برای دریافت خدمات تخصصی از آنها استفاده کنند.

این روان‌شناس بالینی خاطرنشان کرد: هرچه رابطه فرد با شخص از دست‌رفته نزدیک‌تر باشد، تجربه سوگ می‌تواند دشوارتر و پیچیده‌تر شود؛ بنابراین، حمایت از بازماندگان و دسترسی به خدمات روان‌شناختی اهمیت ویژه‌ای دارد.

مسئولیت اجتماعی در پیشگیری از خودکشی

پیشگیری از خودکشی تنها وظیفه متخصصان سلامت روان نیست. خانواده‌ها، دوستان، همکاران و سایر افراد جامعه نیز می‌توانند با توجه به نشانه‌های هشداردهنده، جدی گرفتن صحبت‌های فرد و کمک به دسترسی او به خدمات تخصصی نقش مؤثری ایفا کنند.

البته مسئولیت تصمیم‌ها و رفتارهای فرد را نباید بر دوش اطرافیان گذاشت. حتی با وجود حمایت خانواده، ممکن است بحران‌های روانی پیچیده باقی بمانند و به مداخله تخصصی نیاز داشته باشند. هدف از افزایش آگاهی عمومی، ایجاد احساس تقصیر در نزدیکان نیست؛ بلکه فراهم کردن شرایطی است که افراد در بحران زودتر دیده شوند و کمک مناسب دریافت کنند.

در نهایت، نباید صحبت از خودکشی را به حساب ظاهرسازی گذاشت، رنج افراد را کوچک شمرد یا خانواده‌های داغ‌دیده را پس از فقدان تنها گذاشت. گاهی نخستین قدم برای پیشگیری، قضاوت نکردن و جدی گرفتن حرف‌های انسانی است که احساس می‌کند دیگر راهی پیش روی خود ندارد.

نباید فراموش کرد که پیشگیری از خودکشی فقط وظیفه روان‌شناسان و متخصصان سلامت روان نیست؛ اطرافیان نیز می‌توانند با توجه به هشدارها، گوش دادن بدون قضاوت و کمک گرفتن به‌موقع، نقش مهمی ایفا کنند. این به معنای آن نیست که مسئولیت تصمیم‌های فرد بر عهده خانواده یا دوستان اوست، بلکه به این معناست که هیچ‌کس نباید در مواجهه با رنج شدید یک انسان، بی‌تفاوت بماند. حواس جمعی یک نفر می‌تواند یک زندگی را نجات دهد.

نباید منتظر بمانیم تا یک تهدید به اقدام تبدیل شود یا پس از وقوع حادثه، تازه به دنبال نشانه‌هایی بگردیم که شاید پیش‌تر دیده بودیم. صحبت از خودکشی را جدی بگیریم، فرد را برای دریافت کمک همراهی کنیم و در کنار آن، بازماندگان را نیز در مسیر دشوار سوگواری تنها نگذاریم.

#مداخله به موقع #حمایت روانی #خودکشی
منبع: عصر ایران