به گزارش خبرنگار ایلنا از بندرعباس، مدرسه برای کودکان، جایی برای آموختن، بازی کردن و ساختن آینده است؛ اما مدرسه شجره طیبه میناب در جریان حمله به ایران به محلی برای یکی از تلخترین خاطرات خانوادههای دانشآموزان این مدرسه تبدیل شد. محمدمهدی جنگیچی یکی از دانشآموزانی بود که در این حادثه جان خود را از دست داد؛ کودکی که به روایت پدرش، بخش مهمی از زندگی کوتاهش با قرآن، ورزش، مدرسه و خانواده گره خورده بود.
عباس جنگیچی، پدر شهید محمدمهدی، درباره فرزندش میگوید: محمدمهدی پس از سالها انتظار وارد زندگی خانواده شد و از همان کودکی جایگاه ویژهای در خانواده داشت.
او با اشاره به علاقه فرزندش به قرآن اظهار کرد: محمدمهدی از حدود چهار سالگی برای یادگیری قرآن نزد خانم رستمی میرفت و این مسیر را ادامه داد تا اینکه در حدود ۹ سالگی حافظ جزء سی قرآن کریم شد.
پدر شهید ادامه داد: محمدمهدی در کنار قرآن، زبان انگلیسی نیز یاد میگرفت و به فوتبال علاقه داشت. او پسری مؤدب، محجوب، مهربان و دوستداشتنی بود و حضورش در خانواده برای پدر و مادرش اهمیت ویژهای داشت.
سه دقیقه تا رسیدن به مدرسه
عباس جنگیچی درباره روز حادثه نیز روایت کرد: آن روز، مانند بسیاری از خانوادهها، با شنیدن خبر حمله، شرایط جنگی را از طریق تلویزیون دنبال میکردم. کمی بعد از مدرسه با ما تماس گرفتند.
وی افزود: به دلیل شرایط کاری، از یکی از دوستانم خواستم که به مدرسه برود و محمدمهدی را بیاورد. دوستم نیز در همان حوالی بود و حرکت کرد، اما بیشتر از سه دقیقه نگذشته بود که حادثه رخ داد.
پدر شهید ادامه داد: وقتی خودم را به مدرسه رساندم، با آوار بسیار بزرگی مواجه شدم. مات و مبهوت مانده بودم و فقط به آوار نگاه میکردم و بچهها یکییکی اطراف ما جمع میشدند.
خاطرهای از محمدمهدی در کربلا
یکی از خاطرات ماندگار پدر از فرزندش به سفری بازمیگردد که تنها چند ماه پیش از شهادت محمدمهدی به کربلا داشتند.
عباس جنگیچی گفت: حدود شش ماه پیش از شهادت محمدمهدی، همراه او به کربلا رفتیم. ابتدا به نجف رفتیم و پس از زیارت حرم امیرالمؤمنین(ع)، راهی کربلا شدیم.
وی افزود: در نجف، محمدمهدی قرآن را برداشت و شروع به خواندن کرد. زائران عرب اطراف او جمع شدند و با شنیدن تلاوتش تشویقش کردند. صدای قرآن محمدمهدی باعث شده بود زائران اطراف او جمع شوند و از تلاوتش لذت ببرند.
پدر شهید با اشاره به زیارت حرم حضرت ابوالفضل(ع) و امام حسین(ع) ادامه داد: در آن سفر برای محمدمهدی دو انگشتر خریده بودم و او یکی از آنها را در حرم حضرت ابوالفضل(ع) به دست کرد.
او گفت: وقتی به زیارت امام حسین(ع) رفتیم، محمدمهدی حدود ۱۱ سال داشت و من دوست داشتم او را بلند کنم و روی شانههایم بگذارم، اما نتوانستم.
عباس جنگیچی افزود: شش ماه بعد، محمدمهدی شهید شد.
بازگشت دوباره پدر به حرم امام حسین(ع)
پدر شهید در ادامه روایت خود از اتفاقی سخن گفت که پس از شهادت محمدمهدی برای او در کربلا رخ داده است.
وی گفت: پس از چهلم محمدمهدی، همراه گروهی از دوستان راهی کربلا شدم. حدود ۴۵ نفر در این سفر حضور داشتند و در یکی از روزها برای زیارت و غبارروبی حرم امام حسین(ع) رفتیم.
جنگیچی ادامه داد: هنگام ورود به ضریح، خاطرات سفر شش ماه قبل با محمدمهدی برایم زنده شد؛ همان جایی که فرزندم در آن حضور داشت، قرآن خوانده بود، انگشتر به دست کرده بود و با شوق زیارت کرده بود.
وی افزود: وقتی وارد ضریح شدم، مانند دیگران دستم را روی ضریح گذاشتم، اما حال و هوای متفاوتی داشتم. گریه میکردم و دنبال انگشتر محمدمهدی بودم و با خودم میگفتم محمدمهدی اینجا انگشتر به دست کرده است.
پدر شهید گفت: خادمان حرم که حال مرا دیدند، درباره دلیل بیتابیام پرسیدند. وقتی متوجه شدند شش ماه قبل همراه پسرم به کربلا آمدهام و حالا او شهید شده است، مرا نزد یکی از مسئولان حرم بردند.
به گفته وی، در آنجا درباره محمدمهدی و دیگر دانشآموزان شهید مدرسه شجره طیبه صحبت شد و این دیدار برای او به خاطرهای ماندگار پس از شهادت فرزندش تبدیل شد.
محمدمهدی جنگیچی، دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب، از جمله شهدای دانشآموز این مدرسه است که روایت زندگی کوتاهش از سوی خانواده، دوستان و همکلاسیهایش بازگو شده است. گزارشهای منتشرشده نیز از او به عنوان یکی از شهدای دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب یاد کردهاند.
برای خانواده جنگیچی، مدرسه شجره طیبه دیگر فقط یک مدرسه نیست؛ جایی است که خاطره آخرین روزهای زندگی فرزندشان با آن گره خورده است؛ کودکی که سالهای کوتاه زندگیاش را با قرآن، ورزش، مدرسه و خانواده سپری کرد و پیش از آنکه فرصت بزرگتر شدن و ساختن آیندهاش را پیدا کند، در همان مدرسه جان خود را از دست داد.