عصر ایران ؛ علی بهاری ـ مارتین لوتر، متکلم و اصلاحطلب آلمانی، در سالهای پایانی زندگی خود رسالهای بحثبرانگیز با عنوان «درباره یهودیان و دروغهایشان» (On the Jews and Their Lies) نوشت. این کتاب را انتشارات کتابستان معرفت در سال 1404 منتشر کرده است. اگر چه نمیدانم چرا ناشر محترم برای کتاب فهرست و فصل نگذاشته است و وقتی کتاب را شروع میکنی باید تا انتهایش بروی!
لوتر در سالهای نخست فعالیت خود امیدوار بود که با اصلاح آموزههای کلیسا و کنار گذاشتن برخی سنتهای کاتولیکی، زمینه برای نزدیک شدن مسیحیان و یهودیان فراهم شود. اما این اتفاق نیفتاد. او با مشاهده تداوم پایبندی یهودیان به سنت و تفسیر تلمودی، بهتدریج نگاه خود را تغییر داد و در این رساله موضعی بسیار تندتر در برابر یهودیت گرفت.
در ادامه، محتوای سیزده فصل این کتاب را بهاختصار مرور میکنیم: (عناوین فصلها دقیقا مطابق با عناوین کتاب نیست؛ متناسب با محتوا عبارتپردازی شده است.)
فصل نخست: تبار جسمانی و نسب ابراهیمی
لوتر در این فصل به ادعای یهودیان درباره پیوند خونی و نژادی با ابراهیم میپردازد. از نظر او، صرف داشتن نسب از ابراهیم، بدون ایمان و پذیرش پیام الهی، ارزش دینی ندارد. او با استناد به متون عهد عتیق استدلال میکند که برگزیدگی نزد پیامبران، بیش از آنکه به تبار و نسب وابسته باشد، به ایمان و فرمانبرداری از خداوند بستگی دارد.
فصل دوم: ختنه و اتهام جعل کتاب مقدس
موضوع این فصل، مناسک ظاهری، بهویژه ختنه، است. لوتر معتقد است انجام مناسک دینی بدون ایمان قلبی نمیتواند بهتنهایی رابطه انسان با خدا را برقرار کند. او همچنین به تفسیرهای تلمودی از تورات حمله میکند و معتقد است برخی از این تفسیرها معنای اصلی و پیام نبوی متون کتاب مقدس را تغییر دادهاند.
فصل سوم: عهد و ناکامی در تحقق شریعت
لوتر در این فصل این ادعا را رد میکند که داشتن تورات و شریعت، بهخودیخود موجب برتری دینی میشود. او با مرور تاریخ بنیاسرائیل در عهد عتیق میگوید داشتن قانون کافی نیست و آنچه اهمیت دارد، عمل کردن به روح و معنای آن است. از نگاه او، بارها زیر پا گذاشته شدن احکام الهی در تاریخ بنیاسرائیل نشان میدهد که انسان به نجات و فیض الهی نیاز دارد.
فصل چهارم: پیشگوییهای مسیحایی؛ عصای سلطنت یهودا
در این فصل، لوتر به آیه معروف سفر پیدایش، فصل ۴۹، آیه ۱۰، استناد میکند: «عصای سلطنت از یهودا دور نخواهد شد تا آنکه شیلوه بیاید.» او تلاش میکند از این آیه نتیجه بگیرد که از بین رفتن حکومت و استقلال سیاسی یهودیان پس از تخریب معبد دوم، نشانهای از تحقق زمان ظهور مسیح بوده است.
فصل پنجم: پادشاهی داوود و وعده فیض
لوتر در این بخش به پیشگوییهای کتاب دوم سموئیل درباره تداوم خاندان داوود میپردازد. او میان «وعده قانون» و «وعده فیض» تفاوت میگذارد و معتقد است پادشاهی موعود داوود نباید صرفاً یک حکومت زمینی و سیاسی دانسته شود. از نظر او، این وعده در نهایت به یک پادشاهی معنوی و ابدی اشاره دارد که با ظهور عیسی تحقق یافته است.
فصل ششم: پیشگویی حجی و شکوه معبد
موضوع این فصل، پیشگویی حجّی درباره شکوه معبد دوم است. لوتر با خوانشهایی که این شکوه را در طلا، نقره و زرقوبرق مادی معبد جستوجو میکنند، مخالفت میکند. به نظر او، شکوه واقعی معبد دوم در حضور معنوی مسیح در آن معنا پیدا میکند، نه در ثروت و تزئینات آن. او در همین زمینه نگاه خود به دلبستگی یهودیان به ثروت مادی را نیز مطرح میکند.
فصل هفتم: غیریهودیان و مسئله ربا
در این فصل، بحث از مسائل صرفاً کلامی فراتر میرود و به موضوعات اجتماعی و اقتصادی نیز کشیده میشود. لوتر با استناد به برخی متون، مدعی میشود که سنتهای دینی و فقهی یهودی میان یهودیان و غیریهودیان فاصلهای خصمانه ایجاد کردهاند. او همچنین بهشدت از ربا و دریافت بهره انتقاد میکند و حاکمان مسیحی را به دلیل اجازه دادن به چنین فعالیتهایی سرزنش میکند.
فصل هشتم: هفتاد هفته دانیال و نفی مدعیان دروغین
در این فصل، لوتر به پیشگویی کتاب دانیال درباره زمان ظهور مسیح میپردازد. او با بررسی دوره «هفتاد هفته» تلاش میکند نشان دهد زمان مورد اشاره این پیشگویی مدتها پیش فرا رسیده است. بر همین اساس، او چهرههایی مانند بارکوخبا را که بعدها ادعای مسیحایی داشتند، مدعیان دروغین میداند.
فصل نهم: نقد تفسیرهای تلمودی از پیشگوییهای آخرالزمانی
لوتر در این فصل به تفسیرهای یهودی از کتاب دانیال میپردازد و آنچه را «هفت مغالطه یا ناراستی» در این تفسیرها میداند، بررسی میکند. از نظر او، مفسران یهودی با تفسیر خاص خود از این پیشگوییها تلاش کردهاند زمان ظهور مسیح موعود را به آینده منتقل کنند؛ اما لوتر این تلاش را نادرست میداند.
فصل دهم: مناقشات کلامی درباره مقدسات مسیحی
در این بخش، لوتر به برخی گزارشها و روایتهای تاریخی درباره توهین به عیسی و مریم در ادبیات جدلی یهودی در قرون وسطی، از جمله «تولدت یشو»، میپردازد. او این مطالب را توهین به باورهای اساسی مسیحیت میداند و معتقد است اختلاف میان یهودیت و مسیحیت در اینجا دیگر صرفاً یک اختلاف علمی و تفسیری نیست.
فصل یازدهم: نسخه عملی؛ چه باید کرد؟
این فصل یکی از جنجالیترین بخشهای کتاب است. لوتر در اینجا از بحث نظری فاصله میگیرد و خطاب به حاکمان و اشراف آلمان پیشنهادهایی عملی برای برخورد با یهودیان مطرح میکند. او هفت اقدام مشخص را پیشنهاد میدهد*:
۱. سوزاندن کنیسهها و مدارس دینی: لوتر خواهان از بین بردن مکانهای عبادت و آموزش دینی یهودیان است.
۲. تخریب خانههای مسکونی: او پیشنهاد میکند خانههای یهودیان ویران و آنان به مکانهای اقامتی موقت و نامناسب منتقل شوند.
۳. مصادره کتابها و نوشتهها: او خواهان جمعآوری و مصادره کتابهای دینی، بهویژه نوشتههای تلمودی، است.
۴. جلوگیری از فعالیت خاخامها: لوتر پیشنهاد میکند خاخامها از تدریس و تفسیر متون دینی منع شوند و برای ادامه این فعالیت مجازاتهای سنگین در نظر گرفته شود.
۵. لغو حق رفتوآمد آزادانه: او خواهان محدود کردن رفتوآمد و سفر یهودیان در قلمرو آلمان است.
۶. ممنوعیت ربا و مصادره داراییها: لوتر پیشنهاد میکند دریافت بهره ممنوع شود و طلا، نقره و جواهرات یهودیان مصادره شود.
۷. وادار کردن به کارهای یدی: او پیشنهاد میکند مردان و زنان جوان یهودی به کارهای سخت کشاورزی و دستی مشغول شوند و از راه کار بدنی امرار معاش کنند.
فصل دوازدهم: «شفقت سختگیرانه»
لوتر در این فصل تلاش میکند اقدامات تندی را که پیشنهاد داده است توجیه کند. او این اقدامات را ناشی از نفرت صرف نمیداند، بلکه آنها را نوعی «جراحی تلخ» و هشدار شدید دینی معرفی میکند. از نظر او، اگر جامعه مسیحی در برابر آنچه کفرگویی و توهین به مقدسات میداند سکوت کند، خود نیز در این گناه شریک خواهد بود.
فصل سیزدهم: ملکوت روحانی و پایان سخن
کتاب در فصل پایانی به ماهیت معنوی پیام مسیح بازمیگردد. لوتر توضیح میدهد که رسالت انجیل بر قدرت سیاسی و شمشیر استوار نیست، بلکه بر کلام خدا و تغییر دل انسانها تکیه دارد. او در پایان، خوانندگان و حاکمان را به حفظ ایمان مسیحی و وفاداری به اصول اصلاح دینی فرامیخواند.
جمعبندی
«درباره یهودیان و دروغهایشان» یکی از بحثبرانگیزترین آثار مارتین لوتر است. این رساله نشان میدهد که موضع لوتر در سالهای پایانی زندگیاش تا چه اندازه با نگاه امیدوارانه او در سالهای نخست اصلاحات دینی فاصله گرفته بود.
این اثر را میتوان نمونهای از تبدیل یک اختلاف دینی و تفسیری به موضعی بسیار تند علیه یک جامعه دینی دانست. لوتر ابتدا اختلاف خود با یهودیت را بیشتر در سطح الهیات و تفسیر کتاب مقدس دنبال میکند، اما در ادامه به پیشنهادهایی سیاسی و اجتماعی میرسد که پیامدهای بسیار خشن و سرکوبگرانه دارند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ* نکته قابل توجه آنکه به نظر می رسد قوانین نورنبرگ که در سال ۱۵ سپتامبر ۱۹۳۵ از سوی حکومت هیتلر در صفآرایی سالیانهٔ نورنبرگ در رایشناگ اعلام شد. ریشه در این فصل از کتاب مرتین لوتر دارد. هرچند تدقیق این احتمال نیازمند بررسی بیشتر است.
قانون اول که قانون "حفظ نژاد و افتخار آلمانی" نام داشت ازدواج بین یهودیان و آلمانیها را ممنوع کرد. این قانون همچنین کار کردن زنان آلمانی کمتر از ۴۵ ساله را در خانهٔ یهودیان ممنوع اعلام کرد.(این نکته از نویسنده نیست)
قانون دوم که "قانون شهروندی رایش" نام داشت اعلام کرد که فقط کسانی که دارای خون آلمانی هستند شهروند محسوب میشوند.