عصر ایران ؛ علی محبوبی - گاهی یک فریم تصویر، چنان کارنامه یک جریان مدیریتی را به چالش میکشد که صدها ساعت گزارش عملکرد و دفاعیه های سفارشی، توان جبران آن را ندارند. عکسی که این روزها با سرعتی چشمگیر در شبکههای اجتماعی دست به دست شد و به سرتیتر اخبار و داغ ترین سوژه فضای مجازی استان آذربایجان غربی تبدیل شد، از همین دست تصاویر گویاست: باران میبارد، اما آقای مدیرکل در حالی که دست هایش را تا مچ در جیب شلوارش فرو برده، نظاره گر صحنه است و فردی دیگر تمام قد کنارش ایستاده تا سایه بان چتر را بر سر جناب مدیرکل تنظیم کند؛ قاب عریانی از ارباب رعیتی در بوروکراسی نوین!
این تصویر نه مربوط به یک نمایش تشریفاتی درباری است و نه یک کاریکاتور رسانهای؛ این قامت مدیرکل صنعت، معدن و تجارت استان آذربایجان غربی است؛ بالاترین مقام دولتی متولی بازار و تولید استانی که سالهاست فعالان اقتصادیاش زیر بار سنگین رکود، تورم و بیتدبیری های ساختاری روزگار میگذرانند.
این فخرورزی های بروکراتیک در حالی است که در بلندترین قلههای حکمرانی کشور، مشق مدیریت به گونهای دیگر معنا یافته است. رهبر شهید انقلاب با وجود جانبازی از ناحیه دست، بارها در قاب دوربین ها در اوج بارندگی چتر را خود به دست گرفتهاند و یا در آیینی رسمی و بینالمللی، شهید ابراهیم رئیسی وقتی دید میزبان میکوشد برای او چتر بگشاید، با دست مانع شد تا تمایزی میان او و همراهان نقش نبندد و همین چندی پیش در سفر بوشهر، وقتی مسعود پزشکیان متوجه شد معاون اجرایی اش میخواهد چتر را روی سر او سایبان کند، با همان لحن بیتکلف خطاب به جعفر قائم پناه گفت: "جعفر، چتر را ول کن؛ اگر قرار است خیس شویم بگذار همه با هم خیس شویم، نعمت خداست".
چطور ممکن است در رأس نظام اداری، همسنگری زیر باران نشانه تواضع باشد، اما در یک اداره کل استانی، چتر نگه داشتن روی سر مدیر به نمایشی تشریفاتی بدل شود؟ چنین رفتاری سرمایه اجتماعی را نمیسازد؛ مصرف میکند.
از سوی دیگر، بدنه نحیف صمت آذربایجان غربی مدتی است که از عارضه "مدیریت پروازی" رنج میبرد. رسانههای محلی با گلایه از حضور این "مدیر وارداتی" یادآور میشوند که بیش از یک سال از صدور حکم سخاوت خیرخواه میگذرد اما او هنوز ضرورت استقرار خانواده خود را در ارومیه حس نکرده است. پرسش بنیادین کارشناسان این است: مدیری که پیوند سکونتی و عاطفی پایداری با خاک این استان برقرار نکرده و پایان هفتهها عزم دیار خود میکند، چگونه قرار است درد صنعتگران خوی و ارومیه و معدنکاران تکاب را با تمام وجود لمس کند؟
اینجا روی سخن با دکتر رضا رحمانی، استاندار آذربایجان غربی است.جناب آقای استاندار! انتصاب مدیرانی که بیش از شایستگی محلی، به دایرههای بسته و هم قبیلهای تعلق دارند، هزینهای سنگین بر دوش توسعه استان میگذارد. وقتی عالیترین مقام اجرایی استان، نظاره گر مدیرانی چنین است، چگونه میتوان انتظار داشت موتور محرکه توسعه استان از حصار شعار خارج شود؟ این مدیر مسافر خط تبریز-ارومیه، چگونه می تواند آینده اقتصادی این خطه را تضمین کند؟
وزیر محترم صمت نیز باید اندکی در خروجی انتصابات زیر مجموعه خود تأمل کند. آقای اتابک باید بداند سرمایه اجتماعی وزارتخانهاش تنها در آمارهای مکتوب و شاخصهای روی کاغذ خلاصه نمیشود، بلکه در کف خیابان و در رفتار مدیران میانیاش محک میخورد.
مدیرکل محترم جناب آقای سخاوت خیرخواه! دست از جیب دربیاورید و چترتان را شخصاً نگه دارید؛ صندلی مدیریت، امانت رنج مردمی است که سالهاست زیستن در شرایط سخت را مشق میکنند و مدیران این چنینی را بر نمیتابند.