وقتی از کاپیتان در رشته مهمی مثل فوتبال حرف میزنیم، دقیقاً منظور چیست؟ آیا صرفاً بازیکنی که یک تکه پارچه را بر بازو میبندد، به همین واسطه باید این قدر با بقیه متفاوت باشد؟ قطعاً پاسخ این سوال منفی است و دلیل اهمیت کاپیتان در تمام تیمهای بزرگ و کوچک دنیا -از ملی تا باشگاهی- در وهله نخست به جایگاه و ارزش او در تیم برمیگردد.
کاپیتان فقط رابط بین مدیران باشگاه با بازیکنان و نماینده مربیان درون زمین نیست. او به عنوان یک رهبر صرفاً نباید در مواقع بحرانی و حساس تیمش را جمع و جور کند، در طول ۹۰ دقیقه نیز به عنوان یکی از ۱۱ بازیکن -و بلکه مهمترین آنها- باید از نظر فنی به کار تیم آمده و دست مربی را بگیرد. وظیفه کاپیتان دخالت در هر تصمیم داور و مربی نیست!
بازی با ازبکستان مورد انتقاد ریز و درشت فوتبالیهای ایران قرار گرفته و جز ضرر برای ما هیچ نداشت. غرور ما له شد، حریفمان را شیرتر کردیم و نقاط ضعف ما با لوکیشن دقیق، در اختیار رقبا قرار گرفت. هیچ جوانی فرصت محک پیدا نکرد و از بازیکنان بیانگیزه و پا به سن گذاشته هم مثل همیشه، چیزی درنیامد. این بازی اگر فقط یک فایده داشت، نشان دادن تفاوت کاپیتان با کاپیتان به ما بود!
کاپیتان تیم ما که صرفاً برای افزایش رکورد و بالاتر قرار گرفتن از کسانی که منتقد کادر فنی و مدیریت فدراسیون هستند، دعوت شده و بدون توجه به شرایط تیم و خودش، بازی هم میکند، به روال سالهای اخیر خود در دقایق اولیه -که یک گل میتواند روحیه تیم و سرنوشت بازی را کامل تغییر بدهد- به حریف پاس گل میدهد و اتفاقاً کاپیتان تیم حریف، این پاس را گرفته و بدون مکث، با ضربه دقیق، دروازه ما را باز میکند.
کاپیتان تیم ما که باید رهبر تیم و الگوی جوانان باشد، همه برنامههای تیم را به هم ریخته و تبدیل به نقطه ضعف ما میشود. اما کاپیتان حریف در نیمه دوم، با زدن یک پنالتی خلاف جهت به دروازهبانی که شهرت پنالتی گیری دارد، دوباره روحیه تیم خود را بالا برده و روحیه تیم ما را پایین میآورد. کاپیتان تیم ما صرفاً برای افزایش رکورد انفرادی دعوت به بازی فرستاده میشود اما کاپیتان تیم حریف، با زدن دو گل ارزشهای فنی خود را نشان میدهد!