داستان سربازی علیرضا بیرانوند، سوژه این روزهای فوتبال ما شده. خبری که نخستینبار یک رسانه نزدیک به نیروهای نظامی -که منبع موثقی برای چنین اخباری است- آن را منتشر کرد و سپس سخنگوی فدراسیون رسما بر آن صحه گذاشت. سردار زاهدی -معاونت نظام وظیفه- اعلام کرد و امیرمهدی علوی -مدیر روابط عمومی فدراسیون- تایید که کارت بازی علیرضا بیرانوند فقط تا ۳۱ شهریور اعتبار دارد و او برای تمدید این کارت و ادامه حضور در تراکتور، باید مسئله سربازی خود را تعیین تکلیف کند.
مسئولان تراکتور به صورت طبیعی و به روال گذشته دنبال این بودند که هر طور شده سنگربان ملیپوش خود را حفظ کنند. آنها در ظاهر -درست مثل خود بیرانوند- مدام دم از اطاعت از قانون زدند و اینکه همه مقابل قانون یکسان هستند و خدمت به پرچم و وطن افتخاری است که همه باید با سری بالا به سراغش بروند؛ بهخصوص وقتی صحبت از بیرانوندی باشد که مدام بر طبل وطنپرستی کوبیده و همیشه -حتی در بازیهای داخلی- دم از سربازی برای وطن و جانفشانی برای پرچم زده است!
در همین ارتباط:بیرانوند: من سالها «سرباز» مرز دروازه کشورم بودم/ خواستهام از سردار رادان این است که… +عکس
اما آنها که با خصوصیات اخلاقی دروازهبان تیم ملی آشنا هستند یا کسانی که اتفاقات دهه اخیر فوتبال را بیاد میآورند، میدانستند او تا لحظه آخر به تمام اهرمهای ممکن و غیرممکن (!) متوسل خواهد شد تا باز هم رفتن به خدمت سربازی را به تعویق بیندازد! میدانیم که در کشور ما برای فوتبالیستها پدیده صغر سنی عادی و رایج است و حتی با استناد به همین مدارک فعلی، بیش از یک دهه از زمانِ رفتن بیرانوند به سربازی گذشته است!
در تمام این سالها هر کجا قانون کوچکترین راه فراری گذاشته بود، بیرانوند با آن فیزیک، هر طور بود خودش را از آن سوراخ رد کرد! گل ماجرا داستان دکترای او بود که حتی توسط سردار آزمون و صالح حردانی، همبازیان او در تیم ملی مقابل روی خودش به طنزی تلخ درآمد! تلخ از این بابت که چطور مدرکهای تخصصی در کشور ما بازیچه اهداف شخصی شده و میشوند! ما بازیکنی داشتیم که در برنامه ۹۰ گفت دانشجوست اما نمیدانست در چه رشتهای دیپلم گرفته و کجا دبیرستان رفته است! آنقدر پشت بیرانوند به حمایتهای مختلف گرم بود که به خود زحمت نمیداد با یک سرچ ساده، اسم یک دانشگاه را حفظ و اسم یک رشته را که قرار است در آن دکترا بگیرد (!) را درست تلفظ کند! نتیجه این شد که حتی خواجه حافظ شیرازی هم فهمید ماجرا چیست!
و حالا بالاخره به روزگاری رسیدهایم که به صورت رسمی، اعلام شده بیرانوند بعد از این فیفادی باید برای گذراندن خدمت سربازی از تراکتور جدا شود. اما ببینید که امروز چه خبری رسانهای شد؛ اینکه دروازهبان تیم ملی به بهانه خالکوبی به دنبال نرفتن به خدمت سربازی است! حالا اینکه همه میدانند تتو کردن امری ارادی است و به طور طبیعی نمیتواند دلیلی برای نرفتن به سربازی باشد، به کنار!
سوال: در گذشتههای دور، ما نمونههایی داشتیم که عمدا خود را ناقص میکردند تا به خدمت نروند! پس چرا تلاش بیرو برای فرار از خدمت اینقدر به چشم میآید؟ حالا عدهای ماجرا را به تراکتور و دشمنی پرسپولیسیها ربط خواهند داد و عدهای سراغ محبوبیت (!) بینظیر او میروند اما پاسخ در فرق بیرانوند با بقیه، فقط در همان حرفها و شعارهای همیشگی اوست. درست مثل رفیقش، شجاع خلیلزاده که تا قبل از او پدیدهای به نام لوگو بوسیدن وجود نداشت. او آنقدر در این کار افراط کرد که وقتی لوگوی باشگاه الریان قطر را بوسید -یعنی کاری که خودش باب کرده بود و برایش عادی به نظر میآمد- از چشم هواداران پرسپولیس چنان افتاد که دیگر راه بازگشت او را بستند. بیرانوند نیز درست همان اشتباه را کرد، او که میتوانست در عمل با بازی خوب، از دروازه تیم ملی مراقبت کند و ارزشهای خود را نشان دهد، آنقدر در فضای مجازی و در کلام دم از وطنپرستی و سربازی برای تیم ملی زد که حالا این حجم از تمایلش برای فرار از خدمت، جدا دیدنی است!
انگار بیرانوند تغییر رشته داده و دیگر فوتبالیست نیست. او مثل یک شناگر قهرمان المپیک، زیرآبی میرود و مثل یک دونده سرعت، رکورد تغییر مسیر را شکسته است! مسیر وطنپرستی و سربازی برای ایران -آن هم در شرایط فعلی کشور- که انگار فقط تا زمانی ارزش طی کردن داشت که صحبت از پاداشهای دلاری بعد از هر مسابقه بود! سربازی برای کشور فقط تا جایی معنا میداد که با هواپیمای چارتر، به سفر خارجی بروی و فوتبال بازی کنی چون بابتش قرارداد دلاری ببندی.
حتی وقتی قرار نباشد به معنای عام -مثل تمام جوانان دیگر کشور- به سربازی بروی و صرفا برای نیم یا یک فصل، دیگر خبری از قرارداد میلیون دلاری نباشد، دیگر همه کار میکنی تا خدمت نکنی... باز خدا را شکر که تا این سن، این همه پول داری وگرنه چه میکردی!
آخرین خبر:بیرانوند با خالکوبی هم سرباز است/ کارت بازی گلر تیم ملی و تراکتور باطل شد