علیرضا بیرانوند از همان روز اولی که در فوتبال ایران چهره شد، همین شخصیت و کاراکتر را داشت اما به پشتوانه پیراهن تیم ملی و علاقه مردم، کارهای او به جای آنکه زشت و زننده به نظر برسد شیرین و قابل اغماض به چشم میآمد. حالا که از صدقه سر خود او و سوتیهای همبازیانش مشکلات رانت فنی او را عیان و رفتارهای او نیز زیر ذرهبین رفته، عدم اقبال عمومی به تیم ملی و گلر اولش روزبهروز بیشتر و در نتیجه از نظر مردم دورتر میشود و بیشتر از همیشه اشتباهاتش به چشم میآید.
بیرانوند دوشنبهشب حرفهایی زد که باعث شگفتی بسیاری شد. این همه خشم و عصبانیت خطاب به مردم مگر ممکن است؟ این همه حمله از جانب آقای همیشه طلبکار هم بعید بود! اما با اعلام ترکیب تیم ملی برای بازی با روسیه دلیلش مشخص شد؛ بیرانوند که خود میدانست در مصاف تدارکاتی دوم نیمکتنشین است، با ترس ازدستدادن مهمترین سلاحش در قبال حاشیه امن همیشگی، یقه مردم را گرفت! بماند که او به درستی باید روی نیمکت بنشیند تا فرصت و مجال به دیگران هم رسیده و خودش هم خود را اندکی وسط دریایی از حاشیه که خود ساخته پیدا کند. این نیمکتنشینی بزرگترین لطف امیر قلعهنویی به بیرانوند بود اما او شب بازی حرفهایی زد که شکاف میان او و مردم را بیش از پیش کرد. حرفهایی که در آن دریایی از نکات و تاسف وجود دارد...
بیرانوند درباره درخواست معافیت پزشکی سربازی گفت: «اگر بدانم با رفتن بیرانوند، مردم آنقدر خوشحال میشوند که هفتهای یک گوسفند میکشند و دور هم با خانواده میخورند، در اولین فرصت به سربازی میروم، اما حق شهروندی من این است که سه، چهار ماه دیگر، بعد از جام ملتها به سربازی بروم. همان چیزی که همه مردم استفاده کردهاند.»
گلر تیم ملی همه را بعد از هر مصاحبه به جایی میرساند که میگویند کاش یکی جلوی حرف زدن او را میگرفت! حالا که بلد نیستیم رو به میلیونها ایرانی حرف بزنیم، چرا سکوت را یاد نمیگیریم؟ دنیایی معنا در لابلای حملات بیرانوند به مردم و قانون و خدمت سربازی و همه آنچه روزی برای همه ارزش بود، وجود دارد...
- بیرانوند به زشتترین شکل ممکن مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم را به انگیزههای شخصی خود گره زد! کاری که امثال او میکنند در حالی که کمترین دغدغه معاش ندارند؛ از مردم برای رسیدن به اهداف خود مایه میگذارند! مردمی که زور خرید یک کیلو گوشت ندارند چرا و چطور باید برای سربازی رفتن بیرانوند گوسفند کشته و با خانواده بخورند؟ مگر شما کی هستی؟
- دقت کنید که استاد میفرماید اگر بدانم همه مردم خوشحال میشوند، سر فرصت به سربازی میروم! اینکه چرا باید از سربازی رفتن یک نفر همه خوشحال شوند یک طرف ماجراست و بیرانوند باید از خود بپرسد چه کرده که افتخار خدمت برای وطن، از نظر همان مردم برای او تبدیل به یک دردسر شده که از بابتش خوشحال میشوند.
- عمق فاجعه آنجاست که حتی اگر همه ایرانیها از این بابت خوشحال شوند، باز جناب بیرانوند میگوید هر وقت توانستم میروم! یعنی هر وقت دلش خواست! یعنی برخلاف ادعاها کوچکترین اهمیتی به نظر مردم نمیدهد! انگار نه انگار که دارد از یک وظیفه عمومی برای تمام مردان ایرانی حرف میزند!
- وقتی بیرانوند شرط همه مردم را میآورد، یعنی فقط دلخوش به خانواده و اقوام خود مانده و قید محبوبیتی که قبلاداشت را زده است. او خود بهتر از همه میداند دیگر برای عموم مردم محبوب نیست و این غیظ او در جملات خطاب به مردم نیز از همینجا نشأت میگیرد! ای کاش بیرانوند از خود میپرسید که چه کسی مقصر از دست رفتن محبوبیت بینظیر اوست!
- به سبک و سیاق تمام فوتبالیها ادعای بدون سند، لقلقه زبان بیروست. او که هنوز برای ادعای قبلی خود (رضایت کارشناسان خارجی از بازی تیم ملی) سند نیاورده، میگوید این حق شهروندی من است که بعد از جام ملتها به سربازی بروم و همه ایرانیها از این حق استفاده کردهاند! شاید از نظر بیرانوند همه، یعنی سلبریتیها، فوتبالیستهای پُرادعا و نورچشمیهای آقایان وگرنه در میان مردم عادی، ما کسی را نمیشناسیم که چنین کاری کرده باشد. کاش او یک نفر را نشان دهد یا کاش آن قسمت از قانون که چنین اجازهای به ایشان داده را رونمایی میکرد! فرصتی که تاکنون به بهانه تحصیل و مدرک دکترا، برای شخص شما تا ۳۴ سالگی کش آمده، پیشکش!
لب کلام اینکه جناب بیرانوند، به صراحت برای نظام وظیفه تعیین تکلیف کرد. ایشان تا جام ملتهای آسیا سرشان شلوغ است، بروید و مزاحم نشوید! بعد از جام ملتها هم خدا بزرگ است، بهانه دیگر برای فرار از خدمت پیدا خواهد شد!