چهارشنبه اول مهرماه ۱۴۰۵ ورزشدوستان صبح خود را روحیهای نزدیک به صفر، سری پایین و غمی بزرگ در چشمها آغاز کردند. آنها که فوتبال را دوست دارند، کشور و پرچمشان را دوست دارند، به استعداد جوانان خود باور دارند و بهتر از همه میدانند سوءمدیریت چه بر سر این کشور و در زیرمجموعه ورزش و فوتبال آورده است! آنها که حرفهای سرمربی این تیم را پیش از اعزام در تلویزیون شنیده و هیچ امیدی به نتیجهگیری این تیم نداشتند، اما انصافا فکر هم نمیکردند با این نتیجه و نمایش، این چنین غرورشان جریحهدار شود.
آمار این مسابقه در پایان بازی، خجالت محض برای ما بود. آنها که بازی را دیدند از این نمایش سرافکنده شدند. تیمی که حتی نمیتوانست دو پاس ردو بدل کند و هیچ برنامهای در دفاع و حمله نداشت. چرا که اصلا زمانی برای تمرین نداشت! بازیکنانی که در زمانهای مختلف خود را به اردو معرفی کرده و هیچ فرصتی برای هماهنگی با یکدیگر و عادت به شرایط محیطی ژاپن نداشتند. آنها که ستاره های تیم خود بودند اما با این نمایش، بار دیگر ثابت کردند در فوتبال، تیم مهم است نه اسم بازیکن!
آمار خود گویای همه چیز بود. برتری عجیب کره شمالی بر ما، در حالی که گل اول را ما زده بودیم. کره شمالی که شبیهترین کشور در دنیا به ماست؛ اگر کشور ما در دهه اخیر تحت تحریمهای بینالمللی بسیاری امکانات را نداشته و ندارد، کره شمالی برای نیمقرن این تحریمها را به چشم میبیند و مثل خود ما فقط چین را به عنوان دوست کنارش دارد! کره شمالی مثل خود ما امکان ارتباط با دنیا در هر زمینه و تخصصی را نداشته ولی چه از نظر وسعت و جمعیت و چه از نظر پتانسیل و استعداد، به مراتب در سطح پایینتری نسبت به کشور ما قرار دارد. کره شمالی که هیچکدام از افتخارات و پیشینه و اعتبار فوتبال و ورزش ما را ندارد اما میآید و به بهترینهای لیگ ما ۴ گل میزند!
آمار برتری عجیب کره برابر ما به اندازه تماشای ۱۰ دقیقه آخر زجرآور نبود. آنجا که کرهایها به راحتی توپ را روی دروازه ما میآوردند و به جای زدن گل بعدی، نه برای مسخره کردن ما، بلکه چون مثل ما بازی تدارکاتی نداشتند از فرصت این دقایق استفاده و خود را برای دور بعد آماده می کردند! آنها دوباره آن را به دروازهبان خود برمیگرداندند و قدرت مالکیت توپ را به رخ ما کشیدند.
در همین ارتباط:ویدیو| خلاصه بازی امید ایران ۱ - کره شمالی ۴/ حذف مفتضحانه و تحقیرآمیز تیم حسین عبدی!
روند دو تیم پیش از این مسابقه، خود گویای همه چیز بود. کره شمالی همین تورنومنت را با باخت ۲-۱ مقابل چین آغاز کرد. سپس برابر امارات به تساوی رسید و مشخص بود که با وجود عقب افتادن مقابل ما کامبک میزند که زد! چون الزامات اولیه یک رشته تیمی را داشت. در عوض ما با برد ۳-۱ امارات آغاز کردیم، برابر چین به تساوی بدون گل رسیدیم و به کره شمالی ۴-۱ باختیم! نتیجه فینال بازیهای آسیایی ۱۹۹۰ البته در پنالتی!
روند رشد آنها و ضعف ما کاملا مشهود بود. کره شمالی هم مثل ما هیچ بازی تدارکاتی نداشت، تحریم است و کسی با آنها بازی نمیکند. پول هم ندارد چون فوتبال اولویت این کشور نیست و در جام جهانی هم نبوده که از اینفانتینو دلار بگیرد! آنها حتی لیگ هم ندارند، هرگز ادعای حرفهگری نداشتند، پیشینه و اعتبار و افتخارات ما را هم ندارند. لژیونرهای فراوان با اسمهای بزرگ و رکوردهای جاودانه، هیچ کدام را نداشته و ندارند. پس چه میشود که کره شمالی میآید و ما را میبرد در حالی که همه چیز حکم به برتری ما میدهد؟ تنها یک دلیل که آن هم مدیریت است!
آنها در عین تحریم و کمبود، لابد مدیران لایق دارند. حتما کاسب تحریم ندارند و افراد متخصص را در هر رشته بر سر کار میگذارند. احتمالا برای تخصیص هر یک دلار به این افراد، دهها نهاد نظارتی دارند که بدون تعارف و رعایت اینکه طرف قوم و خویش فلان مقام است از مدیران بازخواست میکند. چه بسا گزارش روزانه از کار و زحمت و تلاش را باید به مقامات بالاتر بدهند و در عوض آنها نیز با نگاهی واقعگرایانه با وجود تمام کمبودها و مشکلات و به اندازه کاری که شکل علمی و درست انجام دادهاند و بودجهای که هزینه کردهاند، انتظار نتیجه و موفقیت دارند.
احتمالا در کره شمالی که مشکلدارترین کشور دنیاست چیزی به تقدیر و قضا و قدر واگذار نمیشود. البته که آنها نیز اعتقادات و باورهای مذهبی دارند اما در عمل به این جمله که از تو حرکت و از خدا برکت ایمان دارند. بیگمان مدیران آنها تا دقیقه ۹۰ بیکار نمینشینند و بازیکنان به بهانه تحریم، ضعف خود را پنهان نمیکنند. آنجا چون بازخواست و تنبیه وجود دارد، کسی لابی نمیکند!
شاید آنجا پشت کسی به نماینده مجلس گرم نیست! بدون کار و تلاش، سوار هواپیما نمیشوند و بگویند حالا میرویم ببینیم خدا چه میخواهد! و زمانی که با وجود کار و تلاش، بدون فضاحت و آبروریزی شکست میخورند، چیزی را به گردن دشمنی غربیها و توطئههای استکبار جهانی نمیاندازند! آنها بابت حقوقی که میگیرند و امکانات دولتی که در اختیار دارند، نتیجه را گردن میگیرند.
آنها هم باور دارند خدا بزرگ است اما بابت کاری که حقوق میگیرند، از امتحان الهی مایه نمیگذارند و در بازگشت به کشور خود، بابت لحظه به لحظه و دلار به دلار هزینهشده پاسخگو هستند. آنجا مدیری که نتیجه نگرفته برکنار میشود و اگر سهلانگاری و کوتاهی کرده، با او برخورد میشود. به زندان رفته و یا حداقل دیگر تا پایان عمر حق حضور در آن تخصص را ندارد و کسی نگران بستگان آن مدیر و آبروی حامیانش نیست!
خلاف اینجا که مدیر نالایق و ناکارآمد ترفیع گرفته و مدام از تخصصی به تخصص دیگر، در حال سیر و سیاحت در کره زمین است، آنجا بابت پول دولت و ملت بدون ادعای بیتالمال و مهر پیشانی، پاسخگو هستند! آنها مثل همه جای دنیا بر اساس اصول علمی مدیریت، برنامهریزی و تلاش میکنند و زمانی که خروجی علمی بگوید شانسی برای موفقیت -حتی کسب تجربه برای آینده- وجود ندارد، قید حضور و سفر را زده و از آبروریزی جلوگیری میکنند.
کره شمالی در فوتبال در بسیاری ادوار مقدماتی جام جهانی غایب بود، چرا که به این نتیجه میرسیدند با همه مشکلات، آن تیم و آن نسل شانسی برای موفقیت ندارد. اما جایی که مثل تیم فوتبال بانوان شانس دارد با تمام قوا به میدان میآیند. در این دههها ورزش کره شمالی هزار بار نیامدن را در همه رشتهها داشته و در بسیاری المپیکها و بازیهای آسیایی، با تیمهای ناقص در رشتههای مختلف شرکت میکند. اما اگر سه نفر در کشتی میآورند، هر سه روی سکو هستند! آنها دلار کشورشان را درست خرج میکنند. توریست و همراه به میادین نمیفرستند چرا که کسی هست بپرسد پول را کجا و چطور هزینه کردید! آنجا اگر شانس موفقیت نباشد، قید حضور را میزنند اما اینجا هیچ مدیری حاضر نیست حق ماموریت دلاری و تماشای نقاط مختلف جهان با خرج دولت را بیخیال شود!
آنجا مثل همه جای دنیا آبروی کشور مهم است و مدیران نالایق باید جواب پس بدهند. خلاف اینجا که کرسیها فقط وقتی خالی میشود تا عزیزان دیگری بر سر سفره بنشینند و آن عزیزِ خرابکاریکرده مدتی از جلوی چشمها و دوربینها دور شود تا کسی هوس نکند سراغ مقامات بالاتر از او را گرفته و نقش آنها را در افتضاحات، مطالبه کند!