نام تیم فوتبال امید ایران سالهاست با ناکامی گره خورده است؛ تیمی که در طول پنج دهه گذشته، مربیان مختلف و نسلهای متعددی از بازیکنان را به خود دیده، اما همچنان از رسیدن به هدف بزرگ خود بازمانده است. در این مسیر، نه داخلی یا خارجی بودن سرمربی تفاوتی ایجاد کرده و نه نام و کیفیت بازیکنانی که پیراهن این تیم را بر تن کردهاند. گویی ناکامی، سرنوشت محتوم تیمی شده که با وجود بهرهمندی از مربیان و بازیکنان مطرح، نتوانسته طلسم صعود به المپیک را بشکند.
حالا نوبت به یحیی گلمحمدی رسیده تا در یکی از دشوارترین مأموریتهای دوران مربیگری خود، هدایت تیم امید را برعهده بگیرد. گلمحمدی یکی از مربیان شناختهشده و موفق فوتبال ایران است؛ هرچند در سالهای اخیر نتوانسته به اندازه دوران اوج خود بدرخشد، اما همچنان از اعتبار فنی قابلتوجهی برخوردار است. با این حال، حضور روی نیمکت تیم امید آزمونی متفاوت برای او خواهد بود؛ نخستین تجربه مربیگری در سطح ملی، آن هم در تیمی که طی سالهای گذشته، مربیان بسیاری را در مسیر ناکامی خود گرفتار کرده است.
مأموریت اصلی گلمحمدی، رساندن تیم امید ایران به المپیک ۲۰۲۸ لسآنجلس است؛ هدفی بزرگ که تحقق آن، علاوه بر تواناییهای فنی سرمربی، به رفع موانع و مشکلات ریشهداری بستگی دارد که سالها گریبان این تیم را گرفتهاند. در این میان، یکی از مهمترین چالشها، نبود تعامل مؤثر میان باشگاهها و تیم امید است؛ مشکلی که بارها موجب شده بازیکنان موردنظر سرمربی در اختیار تیم ملی قرار نگیرند و برنامههای آمادهسازی تیم با اختلال مواجه شود.
بدون تردید، انتظار موفقیت از تیم امید، بدون فراهم کردن زیرساختها و شرایط لازم، چندان واقعبینانه نیست. فدراسیون فوتبال باید برای حل این معضل قدیمی چارهای اساسی بیندیشد و با ایجاد هماهنگی میان باشگاهها و کادر فنی، زمینه حضور منظم بازیکنان در اردوها و مسابقات را فراهم کند. در غیر این صورت، گلمحمدی نیز ممکن است به سرنوشت مربیانی دچار شود که پیش از او با همین موانع دستوپنجه نرم کردند و در نهایت نتوانستند مأموریت خود را به سرانجام برسانند.
واقعیت این است که گلمحمدی راه دشواری پیش رو دارد؛ مسیری که موفقیت در آن تنها به دانش فنی و تواناییهای مربیگری محدود نمیشود و به حمایت، برنامهریزی و تصمیمگیری درست مسئولان فوتبال نیز نیاز دارد. اکنون پرسش اصلی این است: آیا یحیی گلمحمدی میتواند طلسم نیمقرن ناکامی تیم امید ایران را بشکند و پس از سالها انتظار، این تیم را به المپیک برساند یا داستان تکراری ناکامیها، بار دیگر ادامه خواهد یافت؟