کریستیانو رونالدو، برخلاف لیونل مسی که بهتازگی پایان دوران ملی خود را اعلام کرد، همچنان میخواست پیراهن تیم ملی پرتغال را بر تن کند؛ شاید در ادامه مسیرش برای رسیدن به رکورد هزار گل. اما این بار، ماجرا آنطور که او انتظار داشت پیش نرفت.
رونالدوی ۴۱ ساله در نخستین فهرست ژرژ ژسوس برای لیگ ملتهای اروپا حضور داشت؛ اما سرمربی جدید پرتغال از همان ابتدا موضع روشنی گرفت: رونالدو هم مثل هر بازیکن دیگری باید با عملکردش جایگاه خود را در ترکیب به دست بیاورد. او مقابل ولز به میدان رفت، اما در بازی برابر نروژ تمام مسابقه را از روی نیمکت تماشا کرد. وقتی ژسوس اعلام کرد که در دیدار بعدی هم گونسالو راموس را به رونالدو ترجیح میدهد، کاپیتان پرتغال اردوی تیم ملی را ترک کرد.
البته نباید کارنامه تاریخی رونالدو را با چند مسابقه اخیر نادیده گرفت. او هنوز رکورددار گلزنی و بازی ملی پرتغال است و در جام جهانی ۲۰۲۶ نیز دو گل به ثمر رساند. اما هیچکدام از این افتخارات، قرار نیست برای یک بازیکن حق دائمی حضور در ترکیب اصلی ایجاد کند. حتی بزرگترین ستارههای فوتبال هم باید بپذیرند که زمان، جایگاهها را تغییر میدهد و نسل تازه حق دارد فرصت بازی پیدا کند.
این همان نکتهای است که ظاهراً در فوتبال ایران کمتر به آن توجه میشود. تیم ملی، برخلاف تصور بعضیها، محل حفظ همیشگی جایگاه بازیکنان باتجربه نیست؛ اتفاقاً یکی از مهمترین وظایف هر کادرفنی، تشخیص زمان تغییر نسل و اعتماد به نیروهای تازه است. نمیتوان بازیکنان بالای ۳۵ سال را صرفاً به اتکای سابقه و نامشان در ترکیب نگه داشت و همزمان، پدیدههای جوان لیگ را نادیده گرفت.
آنها که میگفتند سن فقط یک عدد است و برای اثبات ادعای خود به مسی و رونالدو استناد میکردند، حالا بد نیست به سرنوشت این دو اسطوره هم نگاه کنند. مسی تصمیم به پایان دوران ملیاش گرفت؛ رونالدو اما همچنان میخواست ادامه دهد، تا اینکه با تصمیم سرمربی پرتغال، جایگاه همیشگیاش در ترکیب به خطر افتاد.
تیم ملی جای تعارف با نامها و ملاحظهکاری در تغییر نسل نیست؛ جای انتخاب بر اساس آمادگی، کیفیت و نیازهای فوتبال است. همان چیزی که باید در فوتبال ایران هم جدی گرفته شود؛ نه اینکه هر بار بحث جوانگرایی پیش میآید، باز هم همان نامهای آشنا و همان ترکیبهای تکراری را ببینیم.