روزنامه اعتماد نوشت: اگرچه تجمعات و اعتراضات مدنی و شبانه در چارچوب مطالبات برحق مردم، در صورت هدایت درست، میتواند در راستای منافع ملی و تقویت مطالبات عمومی ارزیابی شود، اما متاسفانه اقلیتی تندرو و پرهیاهو با سوءاستفاده از فضا، شمشیر را علیه رییسجمهور قانونی كشور و دیپلماتهای جانبركف نظام از رو بستهاند.
به گزارش عصر ایران، امیرعباس میرزاخانی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: فحاشی و هتاكی به دستگاه اجرایی در كف خیابان، نه كنشگری انقلابی، بلكه سمّ مهلكی است كه انسجام جبهه خودی را در پیشچشم دشمن متجاوز متلاشی میكند.
آنان كه دیپلماسی عزتمندانه را همردیف با تسلیم معرفی میكنند، گویی هیچ دركی از مختصات جنگ تركیبی امروز و ضرورت بهرهگیری از تمامی ابزارهای قدرت ملی برای حفظ كیان ایران ندارند.
تضعیف پزشكیان، خلعسلاح ایران در برابر تهدیدات نظامی ترامپ و شركای منطقهای اوست. پزشكیان رییسجمهوری نیست كه در كاخهای شیشهای نشسته باشد و درد تودهها را نداند؛ او با صداقت ذاتی و باور عمیق به وفاق ملی، تلاش میكند ایران را از مهلكه یك ویرانی تحمیلی نجات دهد.
جامعه ایران دیگر كشش بازیهای فرسایشی سیاسی، لجاجتهای باندی و عقدهگشاییهای جناحی را ندارد. وقتی رادیكالیسم صهیونیستی و تحریمهای ظالمانه كاخ سفید بقای مرزها و معیشت تكتك شهروندان را تهدید میكند، ایستادن در برابر دولت، بازی در زمین كسانی است كه آرزوی فروپاشی تمدن ایرانی را در سر میپرورانند.
نخبگان، دانشگاهیان، مراجع فكری و احزاب دلسوز باید سد محكمی در برابر این افراطیگری ویرانگر بسازند. عبور سلامت از این مقطع بیسابقه تاریخی، تنها با یك نسخه امكانپذیر است؛ حمایت استوار و بیلكنت از مجموعه نظام و دولت مستقر در خط مقدم مقابله با خطرات خارجی.
تخریب، توهین و چوب لای چرخ دیپلماسی گذاشتن، در وضعیت آمادهباش نظامی كشور، خطایی نابخشودنی در محاسبات استراتژیك است. فرصتسوزی در برابر ائتلاف ترامپ، نتانیاهو و جنگطلبان بینالمللی، بهای گزافی خواهد داشت كه دود آن مستقیما به چشم فرزندان این آبوخاك میرود.
متن کامل یادداتشت را می توانید در ادامه بخوانید.
امیرعباس میرزاخانی
روزنامه اعتماد
چرا تضعیف پزشكیان خلعسلاح ایران است
مسعود پزشكیان، چهاردهمین رییسجمهور ایران، بیتردید مظلومترین و در عین حال بدشانسترین سكاندار قوه مجریه در تاریخ معاصر ماست. او بر كرسی دولتی تكیه زد كه گویی از نخستین ثانیههای ریاستش برای زیستن در دل گردابها مقدر شده بود. هنوز طنین سوگند ریاستجمهوریاش در صحن بهارستان فرو ننشسته و جوهر امضای حكم تحلیفش خشك نشده بود كه اقدام تروریستی گستاخانه و خونین علیه مهمان رسمی نظام (اسماعیل هنیه) در قلب پایتخت، كشور را پیش از برداشتن گام اول، به لبه پرتگاه یك رویارویی سهمگین و همهجانبه كشاند.
پزشكیان میراثدار ساختاری شد كه سالها انباشت ناترازیهای كمرشكن انرژی، تحلیل رفتن منابع مالی و بحرانهای حل ناشده ساختاری بر دوش آن سنگینی میكرد. دولتی كه تا همین لحظه نگارش این یادداشت، تلاطم هولناك سه وضعیت جنگی تمامعیار را با حمایت رهبری و تدبیردولتش مدیریت كرده، تیغ ناگزیر و پردرد چندین جراحی بزرگ اقتصادی را بر پیكره خود پذیرفته و حتی گردنه حوادث تاریك، غبارآلود و پرمخاطره شبهكودتای ۱۸ و ۱۹ دیماه را با بردباری و استواری پشت سر گذاشته است.
تاریخ سیاسی ایران معاصر كمتر دولتی را به یاد دارد كه در چنین بازه كوتاهی، با حجمی چنین ویرانگر از بحرانهای امنیتی، نظامی و بینالمللی دستبهگریبان شده باشد، اما سر خم نكرده و سنگر خدمت را ترك نگفته باشد. با این همه، تلخترین بخش این كارزار نابرابر، تنهایی رییسجمهور در خط مقدم نیست.
در آن سوی مرزها، دونالد ترامپ با نقابی از دروغ و ریاكاری، سنگینترین سازوكارهای فشار، تحریم و تهدید نظامی را بر تن خسته این سرزمین آوار كرده و با وقاحتی بیهمتا ادعا میكند این خفگی اقتصادی و كشاندن منطقه به آستانه آتشافروزی، تلاشی برای نجات ملت ایران است! ترامپ و كاخسفید، نتانیاهو و هم پیمانانش زیست شرافتمندانه یك ملت را گروگان گرفتهاند و آشكارا زیرساختهای بقای ملی ما را هدف رفتهاند؛ راهبردی جنایتكارانه كه هدف غایی آن، فروپاشی درونی، شكستن مقاومت مدنی و كشاندن كشور به مسلخ ناامنی پایدار است.
اما درد بزرگتر آنجاست كه درست در نقطه اوج این فشار سهمگین، در داخل مرزها با پدیدهای شگفت و تأسفبار روبهرو میشویم. اگرچه تجمعات و اعتراضات مدنی و شبانه در چارچوب مطالبات برحق مردم، در صورت هدایت درست، میتواند در راستای منافع ملی و تقویت مطالبات عمومی ارزیابی شود، اما متاسفانه اقلیتی تندرو و پرهیاهو با سوءاستفاده از فضا، شمشیر را علیه رییسجمهور قانونی كشور و دیپلماتهای جانبركف نظام از رو بستهاند.
در شرایطی كه فرماندهی كل نظام و رهبر معظم انقلاب با صریحترین، قاطعانهترین و مكررترین تعابیر، بر حمایت همهجانبه از شخص رییسجمهور تاكید كرده و تلاشهای فرزندان امین و غیور ملت در تیم مذاكرهكننده را مجاهدت در مسیر منافع ملی دانستهاند، این جریان قلیل اما در حقیقت در تقابل آشكار با منطق حكمرانی و تدابیر ولیفقیه، خادمان دیپلماسی را آماج بدترین اهانتها، ناسزاها و برچسبهای خیانت قرار میدهند.
شگفتآور است كه چگونه میتوان مدعی پایبندی به آرمانهای انقلاب بود، اما در بزنگاهی كه دیپلماتهای كشور در آوردگاههای بینالمللی برای مهار سایه شوم جنگ و شكستن طوق تحریمهای ظالمانه میجنگند، پشت آنان را خالی کرد؟
این اقلیت افراطی خواسته یا ناخواسته، همان پیامی را به اتاقهای فكر واشنگتن مخابره میكند كه ترامپ در پی آن است؛ پیام تفرقه، شكنندگی در ایران. فحاشی و هتاكی به دستگاه اجرایی در كف خیابان، نه كنشگری انقلابی، بلكه سمّ مهلكی است كه انسجام جبهه خودی را در پیشچشم دشمن متجاوز متلاشی میكند.
آنان كه دیپلماسی عزتمندانه را همردیف با تسلیم معرفی میكنند، گویی هیچ دركی از مختصات جنگ تركیبی امروز و ضرورت بهرهگیری از تمامی ابزارهای قدرت ملی برای حفظ كیان ایران ندارند. واقعیت غیرقابل كتمان این است كه امروز جمهوری اسلامی درگیر یك جنگ شناختی، اقتصادی و راهبردی است كه در آن، حفظ بقا و اقتدار كشور از خاكریز تفكیكناپذیر میدان و دیپلماسی میگذرد.
تضعیف پزشكیان، خلعسلاح ایران در برابر تهدیدات نظامی ترامپ و شركای منطقهای اوست. پزشكیان رییسجمهوری نیست كه در كاخهای شیشهای نشسته باشد و درد تودهها را نداند؛ او با صداقت ذاتی و باور عمیق به وفاق ملی، تلاش میكند ایران را از مهلكه یك ویرانی تحمیلی نجات دهد. اگر دیپلماسی دولت در پی تنشزدایی و گشودن روزنههای اقتصادی است، این حركت دقیقا در راستای تقویت پایههای امنیت ملی، پشتیبانی از توان دفاعی و جلوگیری از فرسایش منابعی است كه باید خرج معیشت و كرامت این ملت رنجدیده شود.
در این میان، نهادهای حاكمیتی و بازوهای ارتباطی دولت نیز باید رسالت تاریخی خویش را در بازسازی سرمایه اجتماعی درك كنند. دفاع از كیان نظام و همراهی با دولت در شرایط تهدیدات خارجی، امری بخشنامهای و دستوری نیست، بلكه محصول گفتوگوی صادقانه با مردمی است كه دههها بار تحریم و ناامنی را بر دوش كشیدهاند. اگر خواهان پایداری ملی هستیم، باید مردم را به عنوان صاحبان اصلی این خاك در جریان مخاطرات واقعی جنگ و ابعاد توطئههای دشمن قرار داد.
جامعه زمانی برای تحمل فشارهای دوران گذار و شرایط نیمهجنگی به صف مقاومت میپیوندد كه احساس كند حاكمیت با او یگانه است، نابرابریها مهار شده و هیچ صدایی فراتر از منافع كلان ایران رسمیت ندارد. جامعه ایران دیگر كشش بازیهای فرسایشی سیاسی، لجاجتهای باندی و عقدهگشاییهای جناحی را ندارد.
وقتی رادیكالیسم صهیونیستی و تحریمهای ظالمانه كاخ سفید بقای مرزها و معیشت تكتك شهروندان را تهدید میكند، ایستادن در برابر دولت، بازی در زمین كسانی است كه آرزوی فروپاشی تمدن ایرانی را در سر میپرورانند.
نخبگان، دانشگاهیان، مراجع فكری و احزاب دلسوز باید سد محكمی در برابر این افراطیگری ویرانگر بسازند. عبور سلامت از این مقطع بیسابقه تاریخی، تنها با یك نسخه امكانپذیر است؛ حمایت استوار و بیلكنت از مجموعه نظام و دولت مستقر در خط مقدم مقابله با خطرات خارجی.
دكتر مسعود پزشكیان مظهر ارادهای است كه میخواهد بدون ادعاهای گزاف، سپر بلای مردم در برابر شعلههای جنگ و تهدید باشد. نقد منصفانه برای اصلاح امور همواره حیاتی است، اما تخریب، توهین و چوب لای چرخ دیپلماسی گذاشتن، در وضعیت آمادهباش نظامی كشور، خطایی نابخشودنی در محاسبات استراتژیك است.
فرصتسوزی در برابر ائتلاف ترامپ، نتانیاهو و جنگطلبان بینالمللی، بهای گزافی خواهد داشت كه دود آن مستقیما به چشم فرزندان این آبوخاك میرود.
امروز دفاع از مسعود پزشكیان و پشتیبانی از فرزندان مذاكرهكننده ایران، دفاع از شخص یا جناح خاصی نیست، بلكه ایستادن زیر پرچم بقای ایران، صیانت از خون شهدا و پاسداری از خیمه امنیت ملی است.
دستهای دولت را باز بگذاریم تا بتواند با پشتوانه یك ملت منسجم و هدایتهای رهبری، توفان تحریم و تهدید نظامی را بشكند. ایران هنگامی در میدان جنگ و میز دیپلماسی شكستناپذیر است كه دشمن در نگاه ما یكپارچگی ببیند، نه شكاف و تردید.