عصرایران؛ یلدا آذرپی- ادغام دو غول رسانهای آمریکایی، یکی از خبرهای مهمِ حوزۀ اقتصاد و رسانه است که بهرغمِ ابعاد و پیامدهای قابلتوجهش، کمتر مورد توجه رسانههای داخلی قرار گرفته. با ادغامِ شرکتهای «پارامونت و برادران وارنر»، قرار است دو مجموعۀ عظیم، متشکل از استودیوهای سینمایی، شبکههای تلویزیونی، سرویسهای پخش اینترنتی و برندهای خبری زیر یک چتر قرار گیرند. معامله در تاریخ 6 اکتبر 2026 نهایی میشود و شرکتِ جدیدی با نام «اسکای دنس» آغاز به کار خواهد کرد. برای درک بهتر ابعادِ ماجرا و تقریب به ذهن، بد نیست چند رقم را کنار هم بگذاریم.
«بودجۀ وزارت دفاع آمریکا» در سال 2016، حدود 961 میلیارد دلار است و برآورد ارزش اقتصادیِ «صنعت سرگرمی آمریکا» به حدود 649 میلیارد دلار میرسد. این در حالی است که «کل بودجۀ نظامی و امنیتی ایران» در سال 1405، حدود 10 میلیارد دلار برآورد میشود و در همین حال، حدود 7 میلیارد دلار از «داراییهای بلوکهشدۀ ایران» موضوعی مهم و مورد مناقشه در مذاکرات خارجی است. حالا در نظر بگیرید که ارزش معاملۀ «پارامونت و برادران وارنر» به حدود 111 میلیارد دلار میرسد؛ رقمی که فقط در یک معامله در صنعت سرگرمی جابهجا شده است.
در یک سوی این معامله، پارامونت، سیبیاس، پارامونتپلاس و مجموعهای از استودیوها و شبکههای تلویزیونی مثل نیکلودئون و امتیوی قرار دارند و در سوی دیگر، برادران وارنر، اچبیاو، اچبیاومکس، سیانان و دهها شبکۀ کابلی و کتابخانۀ عظیم محتوایی. حاصل کار، شرکتی خواهد بود که از نظر ابعاد و مالکیت بر فیلم، تلویزیون، استریمینگ و خبر جایگاه کمسابقهای خواهد یافت.
اهمیت واقعیِ این معامله در رقم 111 میلیار دلار نیست؛ این معامله حکایت از بحران در الگویی دارد که دههها بر اقتصاد هالیوود چیره بوده است؛ الگویی که با افولِ تلویزیون کابلی، رشد نتفلیکس و پلتفرمهای فناوری، افزایش هزینۀ تولید محتوا و تغییر عادات مخاطبان در مضیقه قرار گرفته است. آیا شرکتهای سنتیِ رسانهای برای بقا ناگزیر از بزرگترشدن هستند و این بزرگترشدن، رقابت و تنوع رسانهای را از بین نمیبرد؟
چرا دو غول رسانهای تصمیم گرفتند یکی شوند؟
برای فهمِ معامله باید ابتدا به مشکلی نگاه کرد که تقریباً همۀ شرکتهای قدیمیِ رسانهای با آن روبهرو هستند. مخاطبِ آمریکایی دیگر مثل گذشته برای دریافتِ سرگرمی و خبر به «تلویزیون کابلی» وابسته نیست. درآمد این بخش رو به کاهش است و شرکتها برای رقابت در «بازار استریمینگ» مجبورند میلیاردها دلار برای تولید محتوا هزینه کنند.
[«استریمینگ» یعنی پخش محتوا از طریق اینترنت؛ یعنی کاربر برای دسترسی به محتوا دیگر لازم نیست کل فیلم، سریال و موسیقی را دانلود کند. وقتی در «نتفلیکس» فیلم تماشا میکنید یا در «یوتیوب» ویدئو میبینید، محتوا بهصورت پیوسته از اینترنت پخش میشود. بحران صنعت رسانه با گسترش خدماتِ پخش آنلاین و کاهشِ مخاطبان تلویزیونِ کابلی تشدید شده است.]
نتفلیکس از سالها پیش، مزیتاش را در همین مقیاس ایجاد کرده. دیزنی برای رقابت با نتفلیکس، فاکسِ قرن بیستم را خرید و مجموعهای از خدماتش را حول دیزنیپلاس، هولو و ایاسپیان سازمان داد. آمازون هم به پشتوانۀ قدرت مالیِ کسبوکار اصلیاش واراد بازار سرگرمی شد. بهگفتۀ «مایکل ناتاسون» (تحلیلگر رسانهای)، صنعت استریمینگ به مرحلۀ پایانی جنگی رسیده که در آن مقیاس اهمیت فزایندهای یافته است.
از این منظر، ادغامِ پارامونت و وارنر، واکنشی دفاعی به تغییر ساختار بازار است. دو شرکت میتوانند محتوای بیشتری را در اختیار یک پلتفرم قرار دهند، هزینههای مشترک را کاهش دهند و قدرت چانهزنی بیشتری در برابر بازیگران فناوری بیابند. اما همینجا نخستین تناقضِ معامله آشکار میشود: «شرکتی که برای رقابت با غولهای فناوری بزرگتر میشود، در صنعت رسانه، رقیب کمتری باقی میگذارد.»
آیا شرکت جدید میتواند نتفلیکس را به چالش بکشد؟
یکی از مهمترین دلایلِ ادغام، ایجاد مجموعهای بزرگتر برای رقابت در بازار پخش آنلاین است. پارامونت بهتنهایی با مشکل مقیاس مواجه بود و وارنر نیز برای اچبیاومکس با هزینۀ سنگینِِ تولید و خرید محتوا دستوپنجه نرم میکرد. حالا ترکیب این دو مجموعه میتواند سبد محتواییِ گستردهتری ایجاد کند و منابع بیشتری برای رقابت فراهم آورد.
اما بزرگترشدن لزوماً به معنای پیروزی نیست. نتفلیکس علاوه بر مقیاس جهانی، سالها تجربه در فناوری، تحلیل رفتار مخاطب و توزیع آنلاین دارد. این شرکت هم در حال تغییر است و به سمت تولیداتِ کمهزینهتر، برنامههای تلویزیونی، رویدادهای زنده و ورزش حرکت کرده است. بنابراین شرکت جدیدِ پارامونت-وارنر وارد بازاری شده که ابعادش مهم است، ولی کافی نیست.
بهای سنگینِ ادغام
بزرگترین نگرانی اقتصادی معامله، بدهی است. پارامونت برای تأمین مالیِ خرید وارنر، بستۀ بدهیِ 52 میلیارد دلاری منتشر کرده و بخشی از این بدهی با نرخهایی نزدیک به 9 درصد عرضه شده است. فایننشالتایمز گزارش داده که شرکت جدید با حدود 80 میلیارد دلار بدهی روبهرو خواهد بود، درحالیکه بخش تلویزیون سنتی همچنان با کاهش مخاطب و درآمد مواجه است.
مدیریت انتظار دارد با ادغام، سالی 6 میلیارد دلار صرفهجویی کند. تحقق این هدف میتواند ولی از فشار بدهی را کاهش دهد، اما پرسش اینجاست که این صرفهجویی از کجا ناشی میشود؟
ادغامِ دو شرکت بزرگ یعنی حذفِ ساختارهای موازی؛ از مدیریت و بازاریابی گرفته تا فناوری، توزیع و تولید. بنابراین احتمال تعدیلِ هزاران نیروی کار جدی است. همزمان، کاهش تعداد خریداران بزرگِ پروژههای سینمایی و تلویزیونی میتواند قدرت چانهزنی نویسندگان، بازیگران، تهیهکنندگان و نیروهای خلاق را کاهش دهد. به همین دلیل، 6 میلیارد دلار صرفهجویی، نشانۀ کارامدترشدنِ شرکت است و آغاز دورهای دشوار برای کارکنان هالیوود.
حساسترین بخش معامله» سیانان و سیبیاس
یکی از بخشهای مهمِ ماجرا مربوط به خبرگزاریها است. شرکت جدید، مالکِ دو برند مهمِ خبری آمریکا یعنی سیانان و سیبیاس است. به همین دلیل، بحث ادغام از اقتصاد فراتر میرود و به مسئلۀ تمرکز مالکیت رسانه و استقلال تحریریه میرسد.
دوازده ایالت آمریکا مخالفِ این ادغام بودند و استدلالشان این بود که ادغام میتواند رقابت در صنعت فیلم و تلویزیون را کاهش دهد. درنهایت، توافقی با پارامونت حاصل شد که شامل سازوکارهایی برای استقلال تحریریۀ سیانان و سیبیاس بود. دلی منتقدان کماکان یک پرسش اساسی دارند: «اگر مالکیتِ اقتصادی چند رسانۀ مهم در دست یک مجموعۀ واحد باشد، چگونه میتوان استقلال تحریریه را تضمین کرد؟»
چرا دولت آمریکا با این معامله موافقت کرده؟
وزارت دادگستری آمریکا میگوید شرکت جدید همچنان با رقبایی مثل دیزنی، سونی، یونیورسال، آمازون، نتفلیکس و شرکتهای مستقلی مانند ای24 رقابت خواهد کرد. این دیدگاه نشان میدهد تعریف بازار رسانه تغییر کرده است. رقبای هالیوود دیگر فقط استودیوهای سنتی نیستند؛ شرکتهای فناوری با منابع مالیِ عظیم برای جلب توجهِ مخاطبان وارد میدان شدهاند.
درنتیجه، ادغام پارامونت و برادران وارنر میتواند قدرت بیشتری به شرکتهای قدیمی بدهد. منتقدان اما معتقدند رقابت با شرکتهای فناوری میتواند به کاهش رقابتِ شرکتهای سنتی منجر شود.
آزمون دیوید آلیسون
در مرکز این تحول، «دیوید آلیسون» قرار دارد؛ مدیری که اکنون باید مجموعهای با ابعاد بسیار بزرگتر را هدایت کند. او باید همزمان بدهی عظیم را کنترل کند، هزینهها را کاهش هد، خدمات پخش آنلاین را سودآور کند و تولید محتوا را حفظ کند. درعینحال باید با نتفلیکس، دیزنی، آمازون و سایر رقبا هم رقابت کند.
انتصاب «یونون کریز» (مدیرعامل سابق متل) بهعنوان مدیرعامل نشاندهندۀ دشواری ادارۀ این مجموعه است. کریز مسئول عملیات روزمره و یکپارچهسازی است و الیسون بر استراتژی، خلاقیت، فناوری و سرمایهگذاری تمرکز خواهد کرد. بااینحال، همنشینی دو مدیرعامل میتواند به چالش مدیریتی تبدیل شود.
آیندۀ هالیوود؛ بزرگترشدن به چه قیمتی؟
ادغام پارامونت و وارنر همزمان نشانۀ ضعف و قدرتِ صنعت رسانۀ آمریکاست؛ نشانۀ ضعف است، چون دو غول قدیمی هالیوود برای رقابت در اقتصاد جدیدِ سرگرمی به یکدیگر نیاز پیدا کردهاند و نشانۀ قدرت است، چون این صنعت آنقدر دارایی، برند و مالکیت فکری در اختیار دارد که میتواند یکی از بزرگترین معاملات تاریخ سرگرمی را رقم بزند.
ولی موفقیت معامله در گرو نهاییشدن است. شرکت جدید باید حدود 80 میلیارد دلار بدهی را مدیریت کند، 6 میلیارد دلار صرفهجوییِ وعدهدادهشده را محقق کند، با پیامدهای تعدیل نیرو کنار بیاید و درعینحال کیفیت محتوا را حفظ کند. چالش اصلی این است که آیا میتواند از این مقیاس، مزیت اقتصادی بسازد یا زیر بار بدهی و هزینههای ادغام گرفتار میشود؟
اگر ادغامشدن راه بقای شرکتهای رسانهای باشد، صنعت سرگرمی به بازاری تبدیل میشود که در آن تعداد محدودی شرکت، بر بخش بزرگی از فیلمها، تلویزیونها، پخش آنلاین و خبرگزاریها احاطه مییابند. در این صورت، قرارداد پارامونت و وارنر را میتوان آغاز عصر جدیدِ انحصار در هالیوود قلمداد کرد.
آیا چنین ادغامی در ایران هم شدنی است؟
هرچند چنین ادغامی را نمیتوان عیناً در کشورهای دیگر پیاده کرد، اما منطق اقتصادیاش در بازار رسانۀ ایران بهویژه در حوزۀ خبر قابلتصور است. ادغام یا همکاری خبرگزاریها، شبکههای تلویزیونی، روزنامهها و رسانههای دیجیتال میتواند هزینههای موازی را کاهش دهد، زیرساختهای خبری و تصویری را به اشتراک بگذارد و منابع بیشتری برای تولید گزارشهای تخصصی و تحقیقی فراهم کند. همچنین بهجای آنکه چند رسانه همزمان محتوای مشابه تولید کنند، میتوان بخشی از ظرفیتهای تولید، توزیع و بایگانی را متمرکز کرد.
بااینحال، مسئله در ایران فقط اقتصاد نیست. ساختار مالکیت، وابستگی سازمانی، مجوز فعالیت و تفاوت مأموریت رسانهها، ادغام کامل را دشوار میکنند. به همین دلیل، در شرایط کنونی، الگوی همکاری و اشتراکِ زیرساخت در رسانهها میتواند عملیتر از ادغام کامل باشد؛ الگویی که میتواند هزینهها را کاهش دهد و توان تولیدمحتوا را افزایش دهد، بیآنکه همۀ رسانهها الزاماً در یک سازمان واحد قرار گیرند.
منابع: فایننشالتایمز، والاستریتژورنال و وِرایتی