سری بازیهای Grand Theft Auto همواره رابطهی پیچیدهای با زنان داشته است. دهههاست که این سری به خاطر مکانهایی مانند کلابهای استریپ و امکان استخدام و سوءاستفاده از زنان شناخته میشود. خشونت علیه زنان در این بازیها اغلب به عنوان یک شوخی تلقی میشود. با توجه به محبوبیت روزافزون این سری، جای تعجب نیست که این مسئله همچنان ادامه دارد.
اما با معرفی شخصیت لوسیا کامینوس در بازی Grand Theft Auto 6، راکاستار فرصتی برای بازتعریف این پویایی مشکلساز با زنان و احتمالاً معرفی یکی از قویترین شخصیتهای زن در این صنعت دارد، اما تحقق این امر آسان نخواهد بود.
اغلب گفته میشود که همه در دنیای وسیع و تمسخرآمیز GTA هدف یکسانی هستند، اما درک این موضوع دشوار است وقتی که همه شخصیتهای اصلی مرد هستند و بیشتر شخصیتهای زن برای پیشبرد داستان آنها استفاده میشوند. شخصیتهای زن در GTA معمولاً فاقد ارادهی واقعی یا شخصیتی فراتر از کلیشههای جنسیتی هستند. البته استثناهایی نیز وجود دارند، مانند آسوکا کاسن در GTA 3 و کندل جانسون در San Andreas، اما نمیتوان از امتیازات نژادی و سفیدپوستی مایکل دی سانتا، دایی فرانکلین و کاتالینا در GTA 3 چشمپوشی کرد.
اینها شوخیها و داستانهایی هستند که با گذشت زمان کهنه شدهاند، بهویژه اکنون که راکاستار ثابت کرده است که میتواند شخصیتهای زن پیچیده و بالغی مانند سادی آدلر در Red Dead Redemption 2 خلق کند. امیدواریم این کیفیت به GTA 6 نیز منتقل شود. در غیر این صورت، ناامید خواهم شد، زیرا پتانسیل آن واضح است. یک دنیای باز که به شدت از دنیای واقعی الهام گرفته شده و در عین حال با طنز گزنده تقویت شده است، فضای مناسبی برای روایت داستانی جذاب درباره یک شخصیت زن با مشکلاتی است که در سال 2026 با آنها روبرو است.
این موضوع ما را به معرفی لوسیا کامینوس در GTA 6 میرساند، اولین شخصیت زن اصلی این سری (به جز چهار زن بینام در GTA اصلی که هیچ تأثیری در داستان نداشتند). او به اندازهی شخصیت مرد، جیسون دووال، مهم خواهد بود. چگونه او در داستان به تصویر کشیده خواهد شد؟ گیمپلی او چگونه خواهد بود؟ حضور او در وایس سیتی چگونه در نظر گرفته خواهد شد، در حالی که صرفاً وجود داشتن در چنین محیطی برای یک زن با یک مرد متفاوت است؟
امیدوارم راکاستار در حال بررسی این سؤالات باشد و راههایی برای تبدیل کردن این فانتزی قدرتمند به چیزی مناسب برای شخصیتی مانند لوسیا پیدا کند، یا حداقل به این فکر کند که چگونه بازیهای قبلی با تحقیر شخصیتهای زن، داستانهای مردان را برجسته میکردند. این مسئله باید مورد توجه قرار گیرد.
شخصیتهای زن در بازیهای قبلی GTA نقش مهمی در داستان داشتهاند، اما متأسفانه نمیتوان انکار کرد که زنان به طور مداوم به عنوان معشوقههای بیتفاوت، قربانیان خشونت، تضادهای آشکار یا نمادهایی از چیزی که شخصیتهای اصلی مرد برای آن میجنگند، به تصویر کشیده میشوند، نه به عنوان شخصیتهایی با ارادهی خودشان برای عمل کردن. لوسیا با قابل بازی بودن و دادن فرصتی به بازیکنان برای انتخاب در نقش او، همه چیز را تغییر میدهد.
بازیکنان باید آزاد باشند تا تصمیم بگیرند که یک زن قدرتمند چگونه در دنیای باز جنایی زندگی کند، جایی که زنان همچنان به عنوان اشیاء جنسی یا نشانههای پیروزی برای مردانی که خوشحالند از آنها برای سود مادی استفاده کنند، دیده میشوند. اما آیا GTA 6 لوسیا را در موقعیتی قرار میدهد که بر نحوهی برخورد با زنان اطرافش تأثیر بگذارد، یا تصمیم میگیرد به پدرسالاری پایبند باشد که این سری در طول تاریخ خود آن را ترویج کرده است؟
به نظر من اینجاست که واقعگرایی افزایشیافتهی GTA 6 نقش مهمی ایفا خواهد کرد، بهویژه با توجه به آنچه در نگاه عمیق ماه گذشته آموختیم. درست مانند Red Dead Redemption 2، میتوانید دکمهی شانه را نگه دارید و یکی از دکمههای صورت را فشار دهید تا مجموعهای از تعاملات خاص را انجام دهید. در تریلر، میبینیم که جیسون میتواند یک سگ را نوازش کند، سرزنش کند یا بررسی کند. اگرچه این لحظه بسیار کوچک است، اما شواهد خوبی است که تعاملات مشابه به بقیه وایس سیتی نیز منتقل خواهند شد.
چه با یک غریبه در حال ماهیگیری در بیابان روبرو شوید و چه با یک زن محلی در خیابانهای سنت دنیس، بیشتر شخصیتهای Red Dead Redemption 2 به گونهای به آرتور مورگان پاسخ میدهند که هم به بافت محیط و هم به هویت دقیق این اسلحه کش بیمار توجه میکنند. آیا او به عنوان یک کابوی شرافتمند یا یک قانونشکن خائن که به دزدی از ضعیفان معروف است دیده میشود؟ مهم نیست که او را به چه چیزی تبدیل کنید، در هر تعامل، او به عنوان یک مرد دیده میشود. جنبهای از هویت او که در این دوره، او را برتر از همه زنان اطرافش نشان میدهد. آرتور مرد شرافتمندی است، اما حتی او نمیتواند هنجارهای اجتماعی را که راکاستار در دنیای خود به تصویر میکشد، تغییر دهد.
یکی از قسمتهای مورد علاقهی من در Red Dead 2 نحوهی تدریجی از بین بردن مردانگی آرتور و آشکار کردن احساسات آسیبپذیر پنهان در درون او و نحوهی تأثیرگذاری انتظارات برای تأمین، خدمت و رد مداوم مدرنیزاسیون دنیای خود بر مردی است که سرسخت اما امیدوار است. راکاستار فرصتی عالی دارد تا همین ظرافت را به اولین شخصیت زن خود ارائه دهد.
بیصبرانه منتظر دیدن نحوهی به تصویر کشیدن لوسیا در این سناریوها و فراتر از آن هستم، زیرا در یک دنیای باز واقعگرایانه که به شدت از دنیای خودمان الهام گرفته شده است، نمیتوان انکار کرد که او یک زن جذاب به طور سنتی در دنیای مردان است، جایی که بسیاری از مردم به دلیل جنسیت او او را پستتر میدانند. دور زدن این موضوع با تبدیل کردن او به یک دختر باس قوی گزینه ای است، اما این امر به غفلت از واقعگرایی ظریفی که میخواهم راکاستار به آن توجه کند، منجر میشود. به ما نشان دهید که بازی کردن به عنوان زنی مانند لوسیا در Grand Theft Auto چه معنایی دارد، با پیشینهی پیچیده و انگیزههای پیچیده، و با ساختن آن با یک رابطهی در حال رشد که او را مجبور به تصمیمگیریهای شخصی دشواری میکند که زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد.
اگر از پیامدهای داستانی بازی کردن به عنوان یک زن در GTA بگذریم، حتی گشت و گذار معمولی در دنیای باز به عنوان لوسیا نیز به هویت او بستگی دارد. تعاملات با مردان احتمالاً پاسخهای متفاوتی را به همراه خواهد داشت که بازیکنان مرد ممکن است به آن عادت نداشته باشند، و من همچنین نمیتوانم ببینم که آیا میتوانیم از زنانگی لوسیا برای کسب تخفیفهای کوچک در فروشگاهها، پیشرفت در ماموریتها به روشهایی که جیسون نمیتواند و حتی زیر پا گذاشتن دیدگاه طولانیمدت این سری در مورد برهنگی و جنسیت استفاده کنیم. و این بدون ذکر این نکته است که سایر زنان در بازی چگونه با لوسیا رفتار خواهند کرد، زیرا آنها نیز با سختیهای مشابه آشنا هستند.
زمان نشان خواهد داد که آیا لوسیا میتواند روابط منحصر به فردی با سایر مردان و زنان در وایس سیتی برقرار کند، همانطور که شخصیتهای اصلی مرد در گذشته انجام دادهاند، چه به قرار ملاقات برویم و چه به یک کلاب استریپ برویم. فقط امیدوارم این بار زنان کمتری به قتل برسند.
راکاستار فرصتی برای انجام یک کار خارقالعاده با لوسیا کامینوس دارد، و اگر به اولین شخصیت زن خود نقش داستانی جدی و تمام اختیاراتی که شخصیتهای اصلی مرد دریافت کردهاند را ندهد، یک تراژدی خواهد بود. من میخواهم در نقش زنی در وایس سیتی، مکانی که با جرم و جنایت و زنستیزی تعریف میشود، قرار بگیرم تا واقعاً بفهمم که تلاش برای زنده ماندن در میان خیابانهای نئونی آن به عنوان شخصیتی که آن را به خوبی میشناسد، چه حسی دارد.